تبلیغات
نواندیشان فردا

علمی فرهنگی مذهبی

جستجو

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ  

 

حزب الله توانایی محاصره دریایی اسراییل را دارد

دوشنبه 27 بهمن 1393   08:22 ب.ظ


نوع مطلب : شهید و شهادت ،



ایرنا نوشت:

یک افسر عالی رتبه نیروی دریایی ارتش رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که حزب الله لبنان می تواند اسراییل را از طریق دریا به محاصره درآورد.

به گزارش پایگاه خبری 'رأی الیوم' این افسر صهیونیست که خواست نامش فاش نشود گفت: نیروی دریایی اسراییل(رژیم صهیونیستی) از تهدید موشک های منطقه ای در آب های منطقه ای هراس دارد.

وی افزود: حزب الله لبنان می تواند از موشک های خود برای محاصره دریایی اسراییل (رژیم صهیونیستی) استفاده کند و این بسیار خطرناک است زیرا 99درصد از واردات اسراییل از طریق دریا صورت می گیرد اما ما هنوز متوجه شدت این خطر نیستیم زیرا منافع ما را بسیار تهدید می کند.

رأی الیوم به نقل از افسر عالی رتبه نیروی دریایی رژیم صهیونیستی افزود: بر اساس ارزیابی های دستگاه های امنیتی، حزب الله در آینده از طریق سواحل لبنان از موشک هایی برای هدف قرار دادن کشتی های اسراییلی استفاده خواهد کرد که برد آن به 30مایل( حدود 48 کیلومتر ) می رسد و البته کشتی های غیر نظامی هدف آسانتری هستند و اینگونه حزب الله می تواند این کشتی ها را از سواحل اسراییل دور کند و اجازه ندهد به سواحل آنجا برسند.

آن ها تاکید کردند که چنین اقدامی از سوی حزب الله می تواند بسیار خطرناک باشد و تبعات منفی زیادی برای اقتصاد و امنیت ملی اسراییل (رژیم صهیونیستی) داشته باشد و به همین دلیل از هر طریق ممکن باید مانع این کار شد و البته اکنون نگرانی شدیدی در دستگاه های امنیتی به دلیل دست یافتن حزب الله به سلاح های پیشرفته وجود دارد زیرا این می تواند توازن قوا را در منطقه کاملا بر هم بزند.

این افسر صهیونیست خاطر نشان کرد: چیزی که باعث نگرانی شدید در (رژیم) اسراییل شده، این است که سوریه اخیرا اعلام کرد که موشک های مافوق صوت 'یاخونت' در اختیار دارد که بزرگترین تهدید برای ناوگان های دریایی غربی است و علاوه بر این، نیروی دریایی اسراییل(رژیم صهیونیستی) هدف قرار گرفتن ناوچه جنگی خود در سال 2006 را که در مقابل سواحل لبنان به وسیله موشک های C-802 ساخت ایران و توسط حزب الله صورت گرفت، فراموش نکرده است. این در حالی است که حزب الله هم اکنون قادر است میادین نفتی و خلیج حیفا را نیز که پر از کارخانه های شیمیایی است، هدف قرار دهد.


نوشته شده توسط : نواندیش

پیغام اسرائیل به آمریکا درباره حزب‌الله/ با ایران مذاکره کن

یکشنبه 12 مرداد 1393   04:08 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،

فارس نوشت:


روزنامه «یدیعوت آحارونوت» فاش کرد، مقامات رژیم صهیونیستی از آمریکا خواسته‌اند با روابط دیپلماتیک خود از طریق ایران، مانع از اقدام احتمالی حزب‌الله در حمله موشکی به تل‌آویو جهت کمک به مقاومت در غزه شود.
 
اطلاعاتی که تاکنون درباره نگرانی سران رژیم صهیونیستی از واکنش احتمالی حزب‌الله به جنگ علیه غزه فاش شده حاکی از آن است که مقامات این رژیم بیم آن دارند که پس از حمله کنونی به غزه، دایره جنگ به منطقه کشیده شود.

«
الکس فیشمن» ستون‌نویس روزنامه «یدیعوت آحارونوت» روز جمعه در مطلبی فاش کرد که رژیم صهیونیستی از آمریکا خواسته با وساطت ایران به حزب‌الله اعمال فشار کند تا از واکنش احتمالی حزب‌الله به جنگ غزه و شلیک موشک به تل‌آویو خودداری کند.

این خبر پس از آن منتشر شد که سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در سخنان روز جهانی قدس تاکید کرد که مقاومت لبنان در کنار مقاومت فلسطین ایستاده است و حاضر هست بلا استثنا به همه گروه‌های مقاومت در فلسطین کمک کند. علاوه بر این چند روز گذشته نیز برخی مقامات سیاسی مقاومت در فلسطین از جمله موسی ابو مرزوق از حزب‌الله خواسته‌اند که به آنان در مقابل رژیم صهیونیستی کمک کند.

فیشمن در ادامه نوشت: پس از گفت وگوهای سخت میان «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی و «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا که در آن توقف فوری و بدون شرط حملات مطرح شد، «ران درمر» سفیر اسرائیل در آمریکا از تلاشهای جان کری برای حفاظت از امنیت اسرائیل تشکر کرد. اما وی به نوع این تلاش‌ها اشاره‌ای نکرد.

فیشمن سپس بدون اشاره به این تلاش‌ها، تأکید می‌کند که این تشکر سفیر رژیم صهیونیستی ناگهانی نبوده و مربوط به فعالیتهای دیپلماتیک محرمانه جان کری با ایران در خلال عملیات موسوم به «صخره سخت» بوده است که در آن از ایران خواسته شده از حزب‌الله بخواهد منطقه «غوش دان» را که شامل تل‌آویو و اطراف آن می‌شود با موشک مورد هدف قرار ندهد.

 


نوشته شده توسط : نواندیش

ابزارهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران

پنجشنبه 28 فروردین 1393   05:11 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

ابزارهای جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران

 

امروزه جنگ نرم و عملیات روانی به گفتمان حاکم بر سپهر ارباب سیاست تبدیل شده است. گرایش به بهره‌گیری از قدرت افکار عمومی و سرمایه‌های اجتماعی در پی افزایش هزینه‌های نظامی‌گری و ناکارآمدی آن در برآوردن اهداف سیاسی، به دگردیسی مفهوم قدرت از نگرش سخت‌افزارانه به رهیافت‌های نرم حکایت دارد.
بی‌توجهی به مقولة جنگ نرم هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به طور مضاعف افزایش داده است و ظرفیت‌های ملی را به هدر می‌دهد. با توجه به اهمیت این مقوله باید اذعان داشت سیاست‌گذاری در حوزة جنگ نرم و عملیات روانی با بخشی‌‌نگری و جزئی‌بینی راه به مقصود نمی‌برد، بلکه باید به آن به مثابة دانشی بنیادین نگریست که پیکرة سیاست و فرهنگ بر آن بنا نهاده می‌شود. لیکن عبارات جنگ نرم و عملیات روانی همچون کلید واژگان بسیاری از علوم در معضل تعریف جامع و مانع علمی گرفتار هستند.
قدرت نرم، عملیات روانی، جنگ‌روانی، تبلیغات، دیپلماسی عمومی و واژگان قدیمی‌تری همچون جنگ سرد، جنگ اعصاب، جنگ کلمات و بی شمار واژگانی از این دست عباراتی هستند که بسیار درهم تنیده و حدود و ثغور معنا و مفهومشان آشفته شده است.
چهار دیدگاه نسبت به جنگ نرم وجود دارد:
نخست: تهدید نرم به مثابة عملیات روانی دشمن علیه افکار عمومی خودی است؛ با این دیدگاه، تهدید نرم مساوی با مجموعة تهاجمات روانی تبلیغاتی یک کشور علیه کشور دیگر محسوب می‌شود.
دوم: تهدید نرم مساوی با اقدامات پنهان و توطئه‌آمیز دستگاه‌های امنیتی حریف علیه جامعة خودی است؛ با این دیدگاه، تهدید نرم مجموعه عملیات پنهانی تلقی می‌شود که توسط دستگاه‌های اطلاعاتی به اجرا درمی‌آید.
سوم: تهدید نرم به عنوان هدف قرار گرفتن بنیان‌های ذهنی و اعتقادی سیستم سیاسی خودی از سوی محافل روشن فکری یا سایر مراجع فکری و مؤسسات فرهنگی است.
چهارم: تهدید نرم به عنوان ناآرامی‌های اجتماعی گسترده با هدف براندازی سیستم سیاسی خودی تلقی می‌شود.
در فصل اول کتاب حاضر با عنوان کلیات، نویسنده تلاش نموده تا به منظور درکی اساسی از مقولة جنگ نرم غرب علیه جمهوری اسلامی، چیستی، اهداف، ابعاد، ابزار و ویژگی‌های آن را مورد بررسی قرار دهد. همچنین بیان شده است که جنگ نرم مجموعه تحولاتی است که هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری مورد قبول نظام سیاسی را دگرگون می‌سازد. جنگ نرم سلطة کامل و همه جانبه در ابعاد سه‌گانة حکومت، اقتصاد و فرهنگ است که از طریق استحالة الگوهای رفتاری در این حوزه‌ها و جایگزینی الگوهای رفتاری مهاجم محقق می‌شود. رهبر معظم انقلاب در دو دهه اخیر مهم‌ترین راهبرد دشمن علیه جمهوری اسلامی را جنگ نرم معرفی کرده و آن را جنگ به وسیلة ابزارهای فرهنگی و پیشرفتة امروزی تعریف نموده‌اند.
در فصل حاضر همچنین، برخی از ویژگی‌های جنگ‌ نرم نیز بیان شده است. جنگ نرم تدریجی و آرام، ابهام‌آمیز و پیچیده، پرشمول و فراگیر و غلبة بعد فرهنگی بر سایر ابعاد از مهمترین ویژگی‌های جنگ نرم بیان می‌شود.
در ادامه فصل نویسنده فهرستی از اهداف و شاخص‌ها برای شناخت بیش‌تر جنگ‌نرم عرضه می‌نماید. بصیرت و روشنگری در جامعه به قطب ‌نمای مقابله با جنگ نرم، توجیه جوانان دانشجو و دادن قدرت تحلیل به آنها، دادن توان کار، اعتماد به نفس، خودباوری و ایجاد کرن فضای امید، رساندن کشور به نقطه‌ای از لحاظ علمی، اقتصادی و امنیتی که امکان آسیب‌پذیری‌اش نزدیک به صفر باشد، احیای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه، دقت و گزینش در پذیرش کالاها و امواج فرهنگی دشمن و تأکید بر نقش زبدگان و نخبگان، بخشی از روش‌ها و راهبردهای مقابله با جنگ نرم است.
در بخش دوم با عنوان شبکه‌های ماهواره‌ای، نویسنده رسانه را به عنوان بازیگری نوین معرفی می‌نماید و آن را مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نهاد بر افکار عمومی دانسته و به بررسی انواع آنها از لحاظ دیداری و شنیداری و تحلیل شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای می‌پردازد.
شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای به از نظر گونه‌ شناسی به شبکه‌های سیاسی و غیرسیاسی و دولتی تقسیم می‌شوند که هر کدام از لحاظ کارآیی به موارد زیر تقسیم می‌شوند:
شبکه‌های خبری؛ شبکه‌های فیلم و سریال؛ شبکه‌های موسیقی؛ شبکه‌های دینی؛ شبکه‌های تجاری؛ شبکه‌های پورنو؛ شبکه‌های گفتگو محور؛
نویسنده، اهداف شبکه‌های فارسی زبان که خارج از ایران برای تزریق گونه‌ای از بی‌بند و باری سیاسی و جنسی و ... تلاش می‌کنند را به موارد زیر تقسیم نموده است:
 
ترویج مصرف زدگی؛ 
 
ترویج ولنگاری و لاابالی گری در جامعه، به ویژه در نسل جوان؛
 
کم رنگ کردن مرزهای اعتقادی و اخلاقی جامعه ایرانی با دیگر جوامع تحت عنوان دهکدة جهانی و جهانی شدن؛
 
زیر سئوال بردن و بی اساس خواندن ارزش‌های ریشه‌داری مثل حیا، عفاف، حجاب و حتی ادب در کلام و مکالمه؛
 
ترویج مدگرایی و الگو قرار دادن مدل‌های غربی مانند خوانندگان و بازیگران سینما و تلویزیون در غرب؛
 
ترویج سطحی نگری و عوام زدگی در مواجهه با مسائل گوناگون؛
 
ایجاد بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران و ترویج نوعی خود محوری و دم غنیمتی؛ و ....
وی در انتهای فصل حاضر به بیان راهکارهای مقابله جمهوری اسلامی ایران با شبکه‌های ماهواره‌ای می‌پردازد.
نویسنده در بخش سوم کتاب با عنوان اینترنت، به بررسی فضای سایبری و مجازی موجود در بین تمامی کشورهای جهان اشاره نموده و مشخصه‌هایی چون:
• 
جهانی و فرامرزی بودن؛
• 
تصور دیگری در فضای مجازی؛
• 
ویژگی‌های چون جذابیت و تنوع و سهولت در برقراری ارتباط؛
• 
مخاطب خاص و تأثیرگذار؛
• 
عبور از خط قرمزهای اجتماعی و عدم تقید به قوانین و محدودیت‌های رایج در سایر رسانه‌ها را برای آن بیان نموده است.
نویسنده در این فصل به شبکه‌های اجتماعی مانند facebook، twitter و ... می‌پردازد   پیشینه، چگونگی و علت پیدایش، کارکرد و همچنین چگونگی سوء استفاده از اطلاعات کاربران و اعضاء را با بیان نمونه‌هایی مورد کنکاش قرار داده و عملکرد های آنان را در فتنة 88 در انتخابات ریاست جمهوری مورد تحلیل قرار می‌دهد.
وبلاگ دیگر موضوع کلیدی این بخش می‌باشد که نویسنده بعد از بررسی چگونگی پیدایش آن و عملکردی که می‌تواند داشته باشد، به تهدیدات وبلاگ در موضوعاتی چون عملیات روانی، ایجاد شایعه، کذب، و همچنین بررسی موضوع از بعد اطلاعاتی و امنیتی می‌پردازد.
بخش چهارم به سرویس‌های مخابراتی اختصاص یافته است که نویسنده در ابتدای این مبحث به بررسی و آشنایی با پیام‌ کوتاه و یژگی‌های پیامک می‌پردازد و در ادامه کاربرد و کارکرد این سرویس مخابراتی را عنوان داشته و سپس به بررسی استفاده از این سرویس جهت مقاصد مخرب همچون سیاسی‌ بازی، تبلیغات نامشروع و همچنین وسیله‌ای جهت ارسال مطالب ضد و نقیض و کذب بدون اینکه منشاء خبر و شایعه مشخص باشد می‌پردازد. استفاده از این سرویس مخابراتی برای ایجاد عملیات‌های روانی، و به گونه‌ای جنگ نرم بسیار موثر می‌باشد که همان‌گونه در فتنه اخیر مورد سوء استفاده بسیاری از بانیان این امر قرار گرفت.
نویسنده در انتهای بخش حاضر برخی از تجارب بدست آمده از این سرویس که در نقاط مختلف جهان همچون؛ مجارستان، عراق، کره‌جنوبی، چین، کویت، به وقوع پیوسته را به تحریر درآورده است.
آخرین بخش کتاب حاضر به موضوع سینما می‌پردازد و نویسنده سینما را یکی از قدرتمندترین ابزار جنگ‌نرم محسوب می‌نماید و بعضی از فیلم‌هایی که توانسته برخی از فرهنگ‌های غلط، شیوه‌های نادرست زندگی و .... را القاء کند را نام می‌برد.
سینمای غرب، هالیوود، خود به عنوان وسیله‌ای برای انتشار افکار و فرهنگ‌های متضاد ایرانی که سرویس‌های اطلاعاتی آنها را خط می‌دهند، می‌باشد مثل ساخت‌ فیلم‌های چون بدون دخترم هرگز، پرسپولیس، ترس مقدس و ...

 

 


نوشته شده توسط : نواندیش

نزدیک شدن به خدا با استفاده از "الاغ" !

دوشنبه 5 اسفند 1392   05:24 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

در اعتقادات این یهودیان مراسمی وجود دارد که آن مراسم را "رهایی الاغ اول" می نامند. آنها به اصطلاح در مراسم خود این "الاغ" را رها می کنند تا رهایی یابد.

به گزارش شیعه آنلاین، گروهی از یهودیان تندرو وجود دارند که "بینسک کارلین" نامیده می شوند.

در اعتقادات این یهودیان مراسمی وجود دارد که آن مراسم را "رهایی الاغ اول" می نامند. آنها به اصطلاح در مراسم خود این "الاغ" را رها می کنند تا رهایی یابد.

بدین ترتیب آنان با کمک الاغی که باید کم سن و سال باشد یا به اصطلاح "کره الاغ" باشد، تلاش می کنند به خداوند نزدیک تر شوند!

این تصویر مربوط به مراسمی است که چند روز پیش در منطقه "میئاه شعاریم" در شهر بیت المقدس اشغالی برگزار شد.

گفتنی است، این مراسم یکی از 613 قانونی است که در تورات آمده است. هر ساله هزاران یهودی در این مراسم شرکت می کنند.


نوشته شده توسط : نواندیش

پایگاه خبری 'پانوراما الشرق الاوسط': یک کاروان نظامی شامل 60 خودروی زرهی که قصد داشت برای کمک به گروه‌های تروریستی سوری از طریق اردن وارد منطقه 'درعا'، واقع در جنوب سوریه شود، به دلایل نامعلومی ناپدید شد/ نیروهای آمریکایی در اردن به حالت آماده‌باش درآمدند

جمعه 2 اسفند 1392   06:33 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،

به گزارش این پایگاه خبری: در زمان ناپدید شدن این کاروان نظامی، تمام رادارهای ماهواره‌ای و هوایی آمریکا موجود در خاک اردن دچار پارازیت شده بودند.



نوشته شده توسط : نواندیش

«اعتدال» میان ایران و اسرائیل چگونه معنا می‌یابد؟

چهارشنبه 23 بهمن 1392   05:17 ب.ظ


نوع مطلب : صهوینیسم ،

پس از انقلاب اسلامی 57، دولت‌های مختلفی آمدند و رفتند اما اصل اسرائیل‌ستیزی پابرجا ماند. حتی در دولت اصلاحات هم، اگرچه مواضع رسمی دولتی‌ها چندان مقتدرانه نبود اما اسرائیل در هر صورت دشمن بشریت و مظهر تروریسم دولتی بود


آن روز كه سفارت رژیم صهیونیستی در تهران به انقلابیون فلسطینی واگذار شد، یكی از مهم‌ترین پیام‌های انقلاب اسلامی تازه پیروز شده در 22 بهمن 57 به جهان مخابره شد. وقتی اسرائیل، غده سرطانی‌ای معرفی شد كه چاره‌ای جز محو آن از روزگار وجود ندارد، اوج دشمنی و نفرت انقلاب و انقلابی‌ها از رژیم صهیونیستی عیان‌تر شد. البته از آن سو هم صهیونیست‌ها خیلی شفاف فهمیدند كه دیگر كار تمام شده و شاه در ایران نیست و حالا ایران اصلی‌ترین و ایدئولوژیك‌ترین نظامی است كه دشمن تمامیت این رژیم است. زمانی بن‌گوریون رئیس جمهور اسرائیل آن‌قدر روی ایران حساب باز كرده بود كه طرح منطقه پیرامونی خود را در سیاست خارجی این رژیم پیاده كرد. طرح از این قرار بود كه ایران، تركیه و اتیوپی باید در حلقه سومی قرار می‌گرفتند و از اسرائیل كه در حلقه مركزی بود،‌ نسبت به حملات حلقه میانی یعنی اعراب حمایت می‌كردند. ایران در معادلات امنیتی اسرائیل چنین جایگاهی داشت. لذا طبیعی بود كه انقلاب اسلامی همه معادلات منطقه‌ای این رژیم را بر هم بزند.

 

 

 

 

 

پس از انقلاب اسلامی 57، دولت‌های مختلفی آمدند و رفتند اما اصل اسرائیل‌ستیزی پابرجا ماند. حتی در دولت اصلاحات هم، اگرچه مواضع رسمی دولتی‌ها چندان مقتدرانه نبود اما اسرائیل در هر صورت دشمن بشریت و مظهر تروریسم دولتی بود و در چارچوب گفتمان اصلاحات البته غیرافراطی، یك مسئله غیرقابل توجیه محسوب می‌شد، هر چند واگرایی‌هایی در ذیل این گفتمان از اصول انقلاب اسلامی صورت می‌گرفت.

 

 

 

 

 

در دولت‌های نهم و دهم،‌ اسرائیل‌ستیزی به اوج رسید و آرمان محو اسرائیل از صحنه روزگار به همراه نفی و تشكیك در مساله هولوكاست، دوباره به صورت جدی مطرح شد. اما در دولت كنونی ماجرا كمی متفاوت است. اگرچه هیچ شكی در این نیست كه دولتی‌ها كم‌ترین تردیدی در دشمن بودن اسرائیل ندارند اما صدایی كه از وزارت خارجه شنیده می‌شود، به دلیل اولویت‌بندی موضوعی و كاری دستگاه دیپلماسی، كمی متفاوت از قبل شده است. حالا در موضوع اسرائیل‌ستیزی ایران، فلسطین جایگاه گذشته را ندارد. به عبارت دیگر و بر اساس آنچه طی ماه‌های نخست دولت یازدهم دیده می‌شود، اسرائیل بیشتر از این‌كه غاصب باشد، دشمن عصبانی ایران محسوب می‌شد كه مخالف حل پرونده هسته‌ای ایران بوده و مدام بر طبل حمله نظامی به ایران می‌كوبید. در واقع اسرائیل‌ستیزی ایران كه نماد یك دغدغه بشری و جهان اسلامی او بود، تحت تاثیر پرونده هسته‌ای به یك دغدغه ملی و درون مرزی تبدیل شد. البته نمی‌توان جملات رئیس جمهور در دفاع از مردم فلسطین را نادیده گرفت اما آن‌جایی كه تنش كلامی دو طرفه میان ایران و اسرائیل رخ می‌داد، دیگر از فلسطین چندان خبری نبود. این مسئله در كنار عقب‌نشینی‌های دولت از مسئله هولوكاست معنادارتر می‌شد. در حالی كه روحانی كه حقوق خوانده است، از سوال‌های مرتبط با هولوكاست با این پاسخ كه «من مورخ نیستم» طفره می‌رفت، ‌وزیر خارجه او كه از قضا او هم حقوق روابط بین الملل خوانده، خیلی صریح هولوكاست را تائید و آن را محكوم می‌كرد و نتیجه می‌گرفت كه نباید با مردم فلسطین رفتار این چنینی شود. اما این روند به همین‌جا ختم نشد.

 

 

 

 

 

زمانیكه ظریف چند روز قبل برای شركت در كنفرانس امنیتی مونیخ به آلمان رفت،‌ در یك برنامه تلویزیونی، خیلی صریح گفت: «ما از این منطقه دور هستیم. این وظیفه ما نیست كه اسرائیل را به رسمیت بشناسیم یا نه، بلكه فلسطینیان باید درباره این موضوع تصمیم‌گیری كنند». معنای پنهان این جمله این است كه اسرائیل با این همه جنایت برای ما قبح ذاتی ندارد كه مستقیم بخواهیم آن را به رسمیت نشناسیم بلكه اگر فلسطینی‌ها زمانی به این نتیجه برسند كه باید آن را به رسمیت بشناسند، ما هم می‌توانیم آن را به رسمیت بشناسیم. در واقع ظریف میان راهكار سیاسی ایران برای حل بحران فلسطین یعنی صندوق‌های رای و نظر ایران در قبال این رژیم، خلط مبحث كرده است. این یعنی محدود كردن بیش از پیش یك آرمان جهان اسلامی و ایدئولوژیك به یك تنازع كه اگر به مصالحه برسد، ما هم می‌توانیم نتیجه را بپذیریم.

 

 

 

 

 

 

به نظر می‌رسد اسرائیل‌ستیزی در دولت روحانی عمدتا از یك تعریف موسع در دولت احمدی‌نژاد و البته انقلاب اسلامی، ‌به یك تعریف مضیق تبدیل شده و تلاش اصلی این است تا از اظهارات تند نسبت به این غده سرطانی پرهیز شود تا تنش‌زدایی با غرب تحت‌الشعاع قرار نگیرد و به زعم دولت در نهایت اسرائیل منزوی‌تر از گذشته شود. چنین رویكردی نسبت وثیقی با آرمان‌های انقلاب اسلامی ندارد و در برخی مواقع كاملا مخالف نظرات امام و رهبری است. جمهوری اسلامی در دولت روحانی، اگرچه هم‌چنان دشمن اصلی اسرائیل در جهان است اما در عرصه سیاست خارجی، ‌سبك جدیدی از اسرائیل‌ستیزی این روزها در دستور كار قرار گرفته است.


نوشته شده توسط : نواندیش

رویدادهای 22 بهمن 1357

سه شنبه 22 بهمن 1392   07:14 ق.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

* با تلاش برخی از دوستان بختیار و نیز نزدیكان مهندس بازرگان، بنا شد جلسه‌ای با حضور بازرگان، بختیار و قره‌باغی تشكیل گردد. عباس امیرانتظام درباره این جلسه می‌گوید: قبل از جلسه، بختیار به من تلفن زد و گفت استعفای خود را در جلسه تسلیم خواهد كرد. لیكن بختیار در جلسه حاضر نشد و تنها استعفا نامه خود را برای جلسه فرستاد. * واحدهای نظامی چند شهر، از جمله لشگر زرهی قزوین، به سوی تهران روانه شدند. مردم، جاده تهران ـ كرج را به منظور جلوگیری از ورود واحدهای نظامی، مسدود كردند. * نبرد شدید مردم با نیروی گارد در خیابان‌های تهران شدت بیشتری پیدا كرد. * در پی درگیری‌های اخیر، پزشكی قانونی مملو از شهدایی است كه در چند روز اخیر كشته و شناسایی نشده‌اند. * تسلیحات ارتش، زندان اوین، ساواك سلطنت آباد، مجلسین سنا و شورا،‌ رادیو و تلویزیون، نخست وزیری، ژاندارمری و شهربانی، به دست مردم تصرف شد. * نصیری، رییس ساواك، سالار جاف، قاتل مردم كردستان و سپهبد رحیمی، توسط مردم بازداشت شدند. همچنین سپهبد بدره‌ای، فرمانده نیروی زمینی، محمد امین و بیگلری، جانشین فرماندگان گارد، به هلاكت رسیدند. * فرماندهان نیروهای سه گانه ارتش با حضور در خدمت امام خمینی، استعفای خود را تقدم كردند. * با مراجعه به منزل حضرت امام، گروه‌های مسلح پشتیبانی خود را از امام اعلام كردند. * حضرت امام به دنبال سقوط نهادهای اصلی رژیم و عقب‌نشینی ارتش از مردم خواستند كه آرامش و نظم را مجددا برقرار كنند. * رییس ستاد كل ارتش از جمله مواردی كه موجب شد ارتش اعلام بی‌طرفی كند، اینها بود: رییس ستاد شهربانی به كلانتری‌ها گفته بود مقاومت نكنند؛ در حالیكه این خلاف دستور بود. اعزام نیروهای زبده كمكی برای افسران محاصره شده در مسلسل‌سازی به جهت تمرد آنها بی‌نتیجه ماند. سربازان به طور دسته جمعی فرار می‌كردند و بدون اجازه به پادگان‌ها بر‌می گشتند. نیروهای زرهی به علت سد شدن راه آنها توسط مردم و تیر خوردن سرلشكر ریاحی، موفق به كار نشدند. نیروی هوایی به علت پیوستن افسران و همافران به مردم، قدرت انجام پرواز نداشت. بی‌نظمی عمومی، نافرمانی و اعلام همبستگی افسران عالی رتبه با كمیته امام خمینی همه گیر شده بود. * انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی، نظام دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را سرنگون كرد. * امام خمینی طی پیام دیگری خطاب به مردم گفتند: توجه داشته باشید كه انقلاب ما از نظر پیروزی بر دشمن هنوز به پایان نرسیده است. دشمن از انواع وسایل و دسایس بهره‌مند است و توطئه‌ها در كمین است. تنها هوشیاری و انضباط انقلابی و اطاعت از فرمان‌های رهبری و دولت موقت اسلامی است كه توطئه‌ها را نقش بر آب می‌سازد ... با دولت موقت اسلامی همكاری نمایید تا با حول و قوه الهی هر چه زودتر با همكاری یكدیگر ایران اسلامی آباد و آزاد را مورد غبطه جهانیان بسازیم. * مهندس بازرگان طی یك نطق تلویزیونی، ضمن تشكر از آحاد مختلف مردم و خصوصا از اعلام بیطرفی ارتش در مسائل سیاسی گفت: تیمسار قره‌باغی در ملاقات حضوری، همكاری خود را با دولت موقت اینجانب اظهار نموده است. * از سوی حضرات آیات مرعشی نجفی و شیرازی، اعلامیه‌های جداگانه‌ای خطاب به ملت ایران منتشر گردید و پیروزی انقلاب اسلامی تبریك گفته شد. * پس از سقوط رژیم سلطنتی، همافران نیروی هوایی كه در حركت نظام یمردم نقش مهمی داشتند‌، از همكاری و مدد رسانی به موقع مردم تشكر كردند. * به مناسبت سقوط رژیم شاه، از سوی یاسر عرفات پیام تبریكی خطاب به حضرت امام فرستاده شد. * خسرو قشقایی ضمن ملاقات با حضرت امام، از دولت بازرگان پشتیبانی كرد. * آیت‌الله خویی با ارسال تلگرافی برای حضرت امام، ورود ایشان را به ایران تبریك گفت. * حمایت گسترده از دولت بازرگان در شهرهای مختلف كشور ادامه دارد و در همه شهرها و بخش‌های كشور، مردم با رهبری روحانیان مبارز محلی، مراكز اداری و دولتی مانند شهربانی، ساواك، استانداری‌، فرمانداری و غیره را به تصرف خود در می‌آورند و كمیته‌های مسلح انقلابی تشكیل می‌دهند. * وقایع انقلاب آن قدر سریع بود كه حتی مقامات آمریكایی در آخرین روزها نمی‌دانستند انقلاب پیروز شده است. اتاق عملیات كاخ سفید از طرف برژینسكی، تلفنی از سالیوان می‌پرسید: آیا هنوز اماكن كودتا وجود دارد؟


نوشته شده توسط : نواندیش

دیروزنامه/ نه دی 88 به روایت جراید

دوشنبه 9 دی 1392   08:19 ق.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ، فرقه های انحرافی ،

نهم دی سال 1388 به عنوان «روز بصیرت و میثاق امت با ولایت» در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شد. این حماسه تاریخی و ماندگار به تعبیر مقام معظم رهبری‌ (دامت بركاته‌) «یكی از قلّه‌های فراموش نشدنی»، «حركت برخاسته از بصیرت»، «شناختن موقعیت و حضور در لحظه‌های مورد نیاز»، «حركتی در فضای غبارآلود»، «حركتی متكی بر ایمان و اراده الهی»، «مردمی و خودجوش» در تاریخ انقلاب اسلامی بود

 

 

روزنامه كیهان دی ماه 1388

 

 

روزنامه اطلاعات دی ماه 1388

  

 

روزنامه كیهان دی ماه 1388

روزنامه كیهان دی ماه 1388

 

 


نوشته شده توسط : نواندیش

سخنان حجت الاسلام شهاب مرادی درباره حضرت رقیه در تاریخ کربلا

شنبه 16 آذر 1392   07:39 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

مهر نوشت:

اجتماع گسترده بسیجیان با عنوان «مدافعان حرم 7 » به مناسبت شهادت حضرت رقیه(س) جمعه شب 15 آذرماه در ورزشگاه شهید شیرودی برگزار شد. حجت الاسلام شهاب مرادی در این مراسم گفت: صف آرایی جبهه حق علیه باطل و جبهه باطل علیه حق همیشه بوده و هست و هر روز خودش را به یک شکلی نشان می دهد. توجه به این نکته که روزگاری دین به حمایت ما نیاز دارد قابل توجه است.

وی با بیان اینکه زیارت عاشورا، زیارت وارث، زیارت جامعه کبیره هویت شیعه را تشکیل می دهند، افزود: شاید دشمنان امام حسین(ع) هم می فهمند که حق با امام حسین(ع) است، کسانی که محضر رسول خدا(ص) را درک کرده بودند می دانستند که حق با امام حسین(ع) است. اگر از منظر اخلاق به کربلا نگاه کنید همه درس است یاد کردن از تشنگی امام حسین(ع) یکی از آئین های دوست داشتنی سبک زندگی حسینی است. حضرت ابوالفضل(ع) کسی است که جمیع شهدای در روز قیامت به مقام والای وی غبطه می خورند.

رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران یادآور شد: موقعی که قبرستان بقیع را مخروبه کردند افکار عمومی جریحه دار شد خیلی مهم است که افکار عمومی نسبت به این قضایا حساس باشد . خیلی مهم است که بگوییم دیگر نباید واقعه عاشورا تکرار شود. صبح عاشورا لشگریان امام حسین (ع) فریاد می زدند هر کس می تواند از آقایمان حسین(ع) دفاع کند. امام حسین (ع) هم گفت من همیشه از دینم و امام زمانم حمایت می کنم. موضوع ، موضوع حمایت و رجزخوانی است. دشمن تلاشش را می کند که با رفتار مشمئز کننده ما را بترساند سر از بدن جدا می کند که نشان دهند که سر می برند. ما را از چه می ترسانند ما بچه های محرم هستیم.

این خطیب مذهبی تصریح کرد: در این جلسات شعرهایی که می خوانیم مداحی هایی که می کنیم همراه با نغماتی باشد که با شور و حماسه تؤام شود اینکه بگوییم ما نمی ترسیم خیلی اثرگذار است. همین کاری که بر وبچه های هیئت الرضا (ع) انجام می دهند. اگر رهبر ما بگویند که دفاع کنید ما با جان و دل به ندای رهبر لبیک می گوییم. رجز بخوانیم تا دشمن عقب رود. آنها می خواهند ما را بترسانند اما رجزخوانی ما تأثیر گذار است اینکه پیامتان این است که ما نمی ترسیم. در جنگ تحمیلی بالاترین ضربه را مادران شهید به صدام زدند دشمنان می گفتند می کشیم و چه می کنم اما مادران شهید می گفتند فرزندمان فدای امام حسین(ع) و امام خمینی(ره). صلابت مادران شهید بود که همه چیز را حفظ کرد.

 

مرادی بیان داشت: در کربلا و در عاشورا جنگ که از صبح تا بعدازظهر بود شمشیر بود و نیزه بود و تیر و کمان و سنگ و آتش و آخرین حربه دشمن هم سم اسبان بود. امام حسین(ع) شب عاشورا گفت فردا روز پیروزی دشمن است. اما صبر زینب (س) و استقامت رقیه عاشورا را پیروز کرد. خیلی بعید بدانید که حضرت رقیه(س)ناله ای کرده باشد که دشمن شنیده باشد به بابایش گفت شاید در گوش عمه اش گفت اما به دشمن نگفت. اگر می گفت، عاشورا که پیروز نمی شد. الان حیاتی ترین مسئله اسلام وجود مبارک حضرت رقیه(س) در دمشق است. دشمنان می خواهند بگویند وی در اینجا دفنن نیست اما اگر رقیه نبود و در دمشق دفن نشده بود تاریخ اسارت اهل بیت (ع) را هم انکار می کردند.

وی افزود: سه ساله امام حسین(ع) با صبرش مانند سکینه خانم بسیار مهم و محترم هستند و ما کم از آنها یاد می کنیم. تشنگی کشیدند توهین شنیدند تازیانه خوردند ولی به یزید که رسیدند، حضرت زینب(س) فرمودند امروز خارتان می کنم، ایشان مقابل دشمن به گونه ای صحبت کردند که دشمن را له کردند. دستشان در زنجیر است اما اصلاً جزع و فزع نمی کنند. وقتی خطیب دشمن می رود روی منبر و لعنت به امیر مومنان(ع) می فرستد، زینب کبری(س) گفت وای بر تو که به خاطر رضای مخلوق(یزید) خشم خالقت را پذیرفتی. صدایی که از حلقوم اسرا شنیده می شد اصلاً صدای یک اسیر نبود. روضه خوانی ها یک رمز گشایی می خواهد که اگر نباشد شاید برایتان مبهم باشد.

این محقق و پژوهشگر مسائل دینی ادامه داد: رقیه گریه می کرد و سراغ بابایش را می گرفت وقتی او گریه می کرد گریه او تا کاخ یزید سرایت پیدا می کرد یعنی دیگر اسرا گریه می کردند و اهالی کاخ هم به گریه می افتادند. روضه های ماه صفر را جدی بگیرید قطعاً از دهه سوم محرم مهمتر اند. در مقاتل است که سر امام حسین(ع) را در داخل تشت در کاخ آوردند تا رقیه آرام شود. حضرت زینب (س) و اسرا هر کاری کردند که رقیه سر امام حسین(ع) را نبیند سرباز بی رحم روپوش از روی تشت برداشت و...

هفتمین اجتماع بزرگ مدافعان حرم با مداحی حسین سیب سرخی، حمید علیمی، روح الله بهمنی، حسن حسین خانی و عبدالرضا هلالی ادامه یافت.


نوشته شده توسط : نواندیش

تبار و صفات قمر بنی هاشم (ع)

شنبه 25 آبان 1392   07:13 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

چند سال پس از شهادت حضرت فاطمه (س) بود که امیرالمومنین(ع) از برادرش عقیل، که به اصل و نسب قبایل آگاه بود درخواست کرد زنی را از دودمانی شجاع برای او خواستگاری کند و عقیل، فاطمه کلابیه (ام البنین) را برای آن حضرت خواستگاری کرد و ازدواج صورت گرفت.


امیرالمومنین (ع) از این بانوی گرامی، صاحب چهار پسر به نام‌های عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.



در چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری مولود عظیم‌الشأن و سرور فضایل عالمیان حضرت اباالفضل العباس دیده به جهان می‌گشاید. امیر مؤمنان نام او را «عباس» که به معنی شیر بیشه و ترش‌رو در برابر باطل و کژیها است، گذاشت و کنیه‌اش را «اباالفضل» و لقب او را قمر بنی‌هاشم خواند.



حضرت عباس(ع)، به لقب‌هایی چون ابورأس الحار (کنایه از کسی که در برابر مراعات نکردن امور الهی غضبناک شده و به خیانتکار مهلت نمی‌دهد) ابوالشاره (صاحب کرامت‌های مشهور) ابوفَرَجه (گشایش‌ پناهنده) حامل‌اللواء (پرچمدار)، عبد صالح، باب‌الحسین و ... شهرت یافت.



ارادت قلبی ام البنین (س) به خاندان پیامبر (ص) آنقدر بود که امام حسین (ع) را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت؛ بطوری که وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین (ع) باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین (ع) به او داده شد، فرمود رگهای قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان کبود است، فدای امام حسین (ع).



علم و معرفت حضرت ابوالفضل عباس(ع)در کودکى



در روزهاى کودکى عباس، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایى و کمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانی اش بر وى تاثیر می ‏نهاد. او از دانش و بینش على(ع) بهره می ‏برد. حضرت درباره تکامل و پویایى فرزندش فرمود: "ان ولدى العباس زق العلم زقا". همانا فرزندم عباس در کودکى علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا مى‏ گیرد، از من معارف فرا گرفت. فرزند پاکدل على(ع) در مدت 14 سال که با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در کنار او حضور داشت. در ایام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه که در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفین پیش آمد، با آن که حدود 12 سال داشت، حماس‌ه‏اى جاوید آفرید.



در یکی از روزهای جنگ صفین، حضرت عباس در حالی که نقاب به صورتش زده بود وارد میدان نبرد شده و مبارز می‌طلبد. معاویه، ابوشعتاء را به مبارزه او می‌خواند. ابوشعتاء تکبر کرده و می‌گوید: «اهل شام مرا حریف هزار اسب سوار می‌دانند» (یعنی در شأن من نیست که به مقابله این شخص ناشناخته بروم) ابوشعتاء پسران هفتگانه خود را به سوی آن نوجوان نقابدار گسیل داشت و هر مرتبه او با شجاعت تمام آنها را به خاک و خون کشید. ابوشعتاء که چنین چیزی در باورش نمی‌گنجد خشمگین شده و خود به سوی آن نوجوان حمله می‌برد ولی او نیز کشته می‌شود. سپاه معاویه از وحشت بر خود می‌لرزد و سپاه حق نیز در کمال شگفتی فرو می‌رود تا اینکه علی (ع) نقاب از چهره آن نوجوان برمی‌دارد و او کسی جز قمر بنی‌هاشم نبود.



مقام علمی حضرت عباس(ع)



حضرت عباس (ع) در خانه ای زاده شد که جایگاه دانش و حکمت بود. آن جناب از محضر امیرمومنان(ع) و امام حسن (ع) و امام حسین(ع) کسب فیض کرد و از مقام والای علمی برخوردار شد. حضرت ابوالفضل العباس(ع) از عالمان فقیه فرزندان امامان (ع) مى باشد، چنانکه دانشمندان و محدثان بزرگ در شانش گفته اند: "هو البحر من اى النواحى اتیته" و یا "فلجته المعروف و الجواد ساحله". امام صادق (ع) در شان عموی بزرگوارشان حضرت عباس (ع) فرمود: کان عمنا العباس نافذا البصیره. "عموى ما، عباس بصیرت نافذ (چشم تیز بین و عمق نگر) داشت"



مرحوم علامه محمد باقر بیرجندى نیز مى نویسد: ان العباس من اکابر الفقها و افاضل اهل البیت، بل انه عالم غیر متعلم و لیس فى ذلک منافاه لتعلم ابیه ایاه. " همانا عباس(ع) از فقهاى بزرگ و از برجستگان خاندان نبوت بود، بلکه او دانشمند درس نخوانده بود و این مطلب منافاتى با علم آموزى پدرش حضرت على (ع) به او ندارد.



مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع)



اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس(ع) را از دیدگاه امامان معصوم(ع) دریابیم، کافی است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه کنیم. در شب عاشورا، وقتی دشمن در مقابل کاروان امام حسین (ع) حاضر شد و در راس آنها عمربن سعد شروع به داد و فریاد کرد، امام حسین (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدایت، سوار مرکب شو و نزد این قوم برو و از ایشان سوال کن که به چه منظور آمده اند و چه می خواهند.



در این ماجرا دو نکته مهم وجود دارد یکی آنکه امام به حضرت عباس می فرماید: من فدایت شوم. این عبارت دلالت بر عظمت شخصیت عباس (ع) دارد، زیرا امام معصوم العیاذ بالله سخنی بی مورد و گزاف نمی گوید و نکته دوم آنکه، حضرت به عنوان نماینده خود عباس(ع) را به اردوگاه دشمن می فرستد.



روز عاشورا هنگامی که حضرت عباس(ع) از اسب بر روی زمین افتاد، امام حسین (ع) فرمودند:‌(الان انکسر ظهری و قلت حیاتی) یعنی (اکنون پشتم شکست و چاره ام کم شد). این جمله بیانگر اهمیت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتیبانی از امام حسین (ع) است.



امام زمان (عج)، در قسمتی از زیارتنامه ای که برای شهدای کربلا ایراد کردند، حضرت عباس (ع) را چنین مورد خطاب قرار می دهند: السلام علی ابی الفضل العباس بن امیرالمومنین المواسی اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادی له، ‌الوافی الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه لعن الله قاتله یزید بن الرقاد الجهنی و حکیم بن طفیل الطائی. «سلام بر ابوالفضل، عباس بن امیرالمؤمنین، هم درد بزرگ برادر که جانش را فدای او ساخت و از دیروز بهره فردایش را برگزید، آنکه فدایی برادر بود و از او حفاظت کرد و برای رساندن آب به او کوشید و دستانش قطع گشت. خداوند قاتلانش، «یزید بن رقاد» و «حیکم بن طفیل طایی» را لعنت کند."



امام زین العابدین (ع) به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب (ع) نظر افکند و اشکش جاری شد. سپس فرمود:‌هیچ روزی بر رسول خدا (ص) سخت تر از روز جنگ احد نبود، زیرا در آن روز عموی پیامبر، شیر خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب کشته شد و بعد از آن روز بر پیامبر هیچ روزی سخت از روز جنگ موته نبود، زیرا در آن روز پسر عموی پیامبر جعفر بن ابی طالب کشته شد سپس امام زین العابدین (ع) فرمود: هیچ روزی همچون روز مصیبت حضرت امام حسین (ع) نیست که 30هزار تن در مقابل امام حسین (ع) ایستادند و می پنداشتند که از امت اسلام هستند و هر یک از آنها می خواستند از طریق ریختن خون امام حسین (ع) به نزد پروردگارشان برود و حسین(ع) ایشان را موعظه می فرمود و کار را تا آنجا کشاندند که آن حضرت را از روی ظلم وجور و دشمنی به شهادت رساندند. آنگاه امام زین العابدین (ع) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت کند که به حق ایثار کرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش کرد تا آنکه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا کرد تا همراه ملائکه در بهشت پرواز کند، همان طور که به جعفر بن ابی طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد که روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.

 

حضرت ابوالفضل عباس(ع) مجموعه بی مانند کمالات و اخلاق است و وارث صفات بی بدیل پدر بزرگوارش حضرت علی (ع) است و در راه دین و امام خود وفادارترین و استوارترین یار و یاور است.به گزارش خبرگزاری مهر، حضرت ابوالفضل العباس (ع) در تاریخ چهارم شعبان سال 26 هجری قمری از دامن پاک فاطمه کلابیه با کنیه ام البنین در شهر مدینه چشم به جهان گشود. پس از تولد حضرت عباس (ع) حضرت علی فرمودند: «من نام این کودک را به نام عمویم عباس نام این کودک را به نام عمویم عباس نامیدم»، عباس صفتی عربی است که به معنی «شیر بیشه و شیری که دیگر شیران از او بگریزند». حضرت امیرالمومنین(ع) او را از این رو عباس نامید که به شجاعت، شکوه، صلوت و خشم او در پیکار با دشمنان آگاهی داشت.



حضرت عباس (ع) دارای القاب و کنیه های بسیار است: 1- قمر بنی هاشم (این لقب در میان عرب رسم بود که اگر کودکی زیبایی فوق العاده داشت او را با این عنوان می خواندند.) 2- یکی از مهمترین کنیه های حضرت عباس (ع)، ابوالفضل یا ابوفاضل است (یعنی پدر ارزش ها). 3- سقا، ساقی کربلا، 4- ابوالقربه 5- باب الحوائج 6- عبدالصالح 7- شهید 8- سپهسالار و...



حضرت عباس (ع) در دامن ام البنین (س) و زیر سایه امیرالمومنین علی (ع)، شیوه تربیتی را که الهام گرفته از مکتب پر فروغ اسلام ناب محمدی (ص) بود فراگرفت و در کنار برادران بزرگوار خود یعنی امام حسن(ع) و امام حسین (ع)، همچون شاگردی تلمذ کرد. حضرت عباس در کودکی بازوی پرتوان علی (ع) و چشم نافذ و تیزبین اسلام و مطیع برادرانش امام حسن و حسین (ع) بود.



بیشتر مردم حضرت عباس (ع) را فقط در لا به لای تاریخ پرافتخار و حوادث جاودان کربلا و عاشورا جستجو می کنند. عباس (ع) که دوران عمر و قتل عثمان به دست مخالفانش را دیده بود دوران نوجوانی و جوانی را با حکومت و خلافت پدر ارجمندش تجربه کرد و در صحنه های سیاسی- نظامی این عصر حضوری فعال و پررنگ داشت. حضرت عباس در جنگ صفین بازوی حضرت علی بود. حضرت عباس در این زمان 12 سال بودند. حضرت ابوالفضل العباس یک سال بعد از شهادت پدرش با "لبابه" دختر عبدالله بن عباس عبدالمطلب ازدواج کرد.



حضرت ابوالفضل در دوران کودکی کنار حضرت علی(ع) کارهایی مهم و سخت مانند کشاورزی، تقویت روح و جسم، تیراندازی و شمشیرزنی و سوارکاری و کسب فضایل اخلاقی را آموخت. گاهی احادیث و برنامه های فرهنگی اسلام را در مسجد به دیگران می آموخت و همزمان به تهیدستان و بینوایان کمک می کرد.



داستان زندگی حضرت اباالفضل واقعه ای است که دل های ارباب ایمان و عشاق فضیلت و حقیقت در برابر آن به خاک تعظیم می افتد و مشعلی می باشد که در قرنها و گردش روزگار، چراغ هدایت مردان بزرگ و زعما می گردد و آنها را از ظلمات و تاریکیهای تحیر و سرگردانی نجات می دهد.



حضرت عباس(ع) مجموعه بی مانندی از کمالات ارثی و اکتسابی است. او وارث صفات پدری بزرگوار چون علی (ع) است. عباس، مظهر ایمان کامل و یقین مستحکم و نیت پاک و خالص است. حضرت عباس در عزت نفس، یگانه دوران است. وی در راه دینش وفادارترین است. او به حکم وفای دینش بهترین مدافع نستوده دین است.



حوادثی که عباس لمس کرد نه ساده است و نه سطحی، نه زود گذر است و نه مقطعی! رشته ای که سر دراز دارد. دوران 35 ساله زندگی حضرت ابوالفضل، به قدری پرحادثه است که به اندازه حوادث چند قرن، اهمیت دارد. دوران پنج ساله خلافت پدرش امیرالمومنین و دوران شش ماهه خلافت برادرش امام حسن مجتبی (ع) و جنگهای جمل و صفین و نهروان و جنگهای امام مجتبی (ع) با معاویه. قمر بنی هاشم یک تماشاگر نبود که خود در این صحمه ها نقش داشت و نقش آفرین بود. حضرت عباس که مرد حقیقت و مرد فضیلت و مرد تقوی است، از الهامات غیبی و از علوم عرفانی برخوردار است و در عمر پربرکت 35 ساله، حداکثر استفاده را از تجارت سیاسی و اجتماعی کرده و خود با لمس کلیه حوادث به اوج آگاهی و ایثار و فداکاری رسیده است.



حضرت عباس در تنگنای زندگی، امتحان صلابت و شایستگی و مردانگی داد. روز هفتم محرم، یکی از روزهای سخت و دشوار تاریخ کربلاست. گرچه از آن سخت تر و دشوارتر، روز عاشورا است. روزی بود که دشمن، خاندان و یاران امام را از آب محروم کرد و راه های فرات را بر آن ها بست. عباس به یاری آن ها پیوست چون سقای تنشنگان بود. به برکت دلاوری های بی مانند عباس، همه سیراب شدند. فرات با نیروی رزمی امام حسین (ع) از تصرف سپاه معاویه بیرون آمد و عباس را در این پیروزی برجسته، سهمی بزرگ بود. حضرت عباس در شجاعت، شاخه ای از درخت تناور شجاعت علوی است. عباس الگوی شجاعان روزگار بوده عباس از تبار صلحا و نیکان و از سلسله هابیلیان و از نژاد ابراهیم و اسماعیل و از دودمان عبدالمطلب و ابوطالب و از صلب پاک پدری والا گهر، چون علی است.



برای عباس در پیشگاه خداوند منزلتی است که در روز قیامت همه شهیدان غبطه اش می خوردند. او در میان بنی هاشم در راه محبت خدا و رسول و امام، بیشتر از همه ایثار و فداکاری کرد و به همان میزان که تحمل رنج و زحمت و مشقت کردف بر مقام و منزلتش افزوده شد. فراز حساس تاریخ زندگی پرفتوح این دلاور بی همتا آن لحظه ای است که از مرکب پیاده شده و بر کنار آب نشسته تا مشکلی آب بر گیرد و راهی خیمه گاه شود. عباس در کربلا خود را فدای برادرش کرد تا دست هایش بریده شد و خداوند به جای دو دست، به او دو بال داد که همراه فرشتگان در بهشت پرواز کند. همان گونه که برای جعفر بن ابوطالب قرار داد.



حضرت عباس یک یار بود که قهرمانانه و خالصانه در کنار برادرش حسین بود. در واقعه روز عاشورا جسد پاک عباس از کثرت زخم و جراحت و به واسطه قطع دست های قابل انتقال نبود در حوالی صحن قهرمان علقمه، دو زیارتگاه است که بر یکی نوشته شده «زیارتگاه دست راست» و بر دیگری: «زیارتگاه دست چپ» این دو زیارتگاه از زمان های دور، تا امروز نسل هایی آمده اند و رفته اند و به زیارت این دو مکان، به بارگاه حق تقرب جسته اند.

 


نوشته شده توسط : نواندیش

رجعت حضرت ابا عبدالله علیه السلام در قرآن و روایات

جمعه 24 آبان 1392   07:08 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

رجعت را که عبارت است از " بازگشت گروهی از مؤمنان خالص" و " طاغیان و کفار بسیار شرور" بعد از ظهور حضرت مهدی(عج) و در آستانه رستاخیز"! باید از جمله اموری دانست که اعتقاد بدان خاصه پیروان مکتب تشیع می باشد.(1) و از جانب امامان بزرگوار شیعه علیهم السلام تأکیدات فراوانی بر اعتقاد بدان وارد گردیده است، تا بدانجا که در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) عدم ایمان به آن، همسنگ و هم وزن انکار ایشان قرار داده شده و کسانی را که بدین موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دایره" امامت و ولایت" معرفی فرموده اند" از ما نیست کسی که ایمان به رجعت نداشته باشد..."(2)

باید دانست امر رجعت اگر چه در ابتدا برای ما آدمیان که محصور در حصار مادیات هستیم شگفت آور و عجیب به نظر می رسد، و به همین دلیل گاهی در این امر شک و تردید نموده و حتی زمانی هم پا را فراتر نهاده و به انکار آن می پردازیم! ولی اگر عقل معاداندیش را که با حجاب های هوی و هوس پوشیده نشده باشد به کار گیریم و در این امر کمی اندیشه کنیم خواهیم دید که بنا به چندین و چند دلیل عقلانی، وقوع رجعت، جای هیچگونه استبعاد و شگفتی ندارد. و نیز اگر در آیات قرآن کریم غور و بررسی نماییم بدین نکته پی می بریم که در این کتاب آسمانی دهها آیه وجود دارد که هر یک به نوعی اثبات کننده موضوع رجعت می باشند و نه تنها آیات قرآن کریم که احادیث و روایات بسیاری را در کتب معتبر حدیثی می توان مشاهده کرد که بر وقوع رجعت تأکید دارند.

و اما همانطور که از تعریف رجعت که در صدر این نوشتار آمد، برمی آید، رجعت یعنی اعتقاد به بازگشت " مؤمنان خالص" و " کفار و ظالمان خالص"، آنان که در طول حیات دنیوی خود جزو رهبران و سردمداران ایمان و کفر محسوب می شده اند، و بدین ترتیب درمی یابیم که امر رجعت تنها شامل عده ای از انسانها می شود و نه همه آنها! همانطور که در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) می خوانیم که فرمود:" رجعت عمومی نیست بلکه جنبه خصوصی دارد، تنها گروهی بازگشت می کنند که ایمان خالص یا شرک خالص دارند."(3)

و مطابق این حدیث شریف از جمله کسانی که در هنگامه رجعت به این عالم برمی گردند کسانی هستند که در ایمان، خالص و ناب بوده اند و به تعبیر رساتر، امام مؤمنان و مولای صالحان و مقتدای پرهیزگاران گردیده اند، که یکی از آنها سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می باشد، که در برخی از آیات قرآن کریم و نیز تعداد کثیری از روایات و احادیث به رجعت آن حضرت تصریح گردیده است و آن را امری حتمی الوقوع دانسته اند، که ذیلا به دو نمونه از آیات قرآن کریم و تعدادی از روایات اسلامی که در خصوص رجعت آن حضرت وارده شده است اشاره می نمائیم.

الف- رجعت امام حسین(ع) در قرآن کریم

همانطور که قبلا گفتیم در قرآن کریم پیرامون مسئله رجعت و نیز رجعت حسین بن علی علیهماالسلام، آیات فراوانی وجود دارد تا بدانجا که گفته اند:" در قرآن 18 آیه صریح در باب رجعت است"(4) و از جمله این آیات، آیات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات می باشند:

" در آن روز که زلزله های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی آورند و به دنبال آن حادثه دومین رخ می دهد." این دو آیه شریف اشاراتی دارند به حوادثی که قبل از وقوع قیامت و رستاخیز روی می دهند که از جمله آنها زلزله ای وحشتناک است که همه چیز را در هم ریخته و نظام جهان را دگرگون می سازد.

" حضرت امام جعفر صادق علیه السلام در (تأویل) این آیه شریفه فرموده اند:

" لرزاننده، امام حسین علیه السلام - منظور رجعت امام به دنیا است که تحول و دگرگونی ایجاد می کند- و حادثه دومین، علی بن ابیطالب علیه السلام است.

نخستین فردی که ( در رجعت) قبر او شکافته شده( و از آن بیرون می آید) و خاک را از سر می زداید، حسین بن علی علیهماالسلام است."(5)

و نیز در این زمینه باید به آیه ششم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد، که خداوند عزیز در این آیه می فرماید.

" آنگاه شما را روبروی آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهیم و به مال و فرزندان نیرومند، مدد بخشیم و عده جنگجویان شما را بسیار گردانیم."

این آیه شریفه نیز طبق روایتی که از امام جعفر صادق(ع) وارد گردیده، به موضوع رجعت امام حسین(ع) اشاره دارد، چرا که آن حضرت فرمود: اول کسی که به دنیا برمی گردد حضرت امام حسین(ع) و اصحاب او و یزید و اصحاب او خواهند بود پس همه ایشان را بکشد مثل آن که ایشان کشته اند چنانچه حق تعالی فرموده است: ثم رددنا لکم..."(6)

و باز در روایت دیگری امام صادق(ع) در تأویل همین آیه می فرماید:" ثم رددنا لکم الکرة علیهم" اشاره است به خروج امام حسین(ع) با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گویند که این حسین است که بیرون آمده است تا مؤمنان وی شک نکنند و بدانند که دجال و شیطان نیست و حضرت قائم در آن وقت در میان ایشان باشد..."(7)

با توجه به دو آیه فوق الذکر این نکته به دست می آید که امر رجعت و نیز رجعت امام حسین(ع) از نظرگاه این کتاب آسمانی امری شدنی خواهد بود و به همین دلیل جای شگفتی در آن وجود ندارد.

ب- رجعت امام حسین علیه السلام در روایات

یکی از منابع چهارگانه فقه اسلامی، حدیث و سنت می باشد. و به همین خاطر برای اثبات بعضی از احکام، قواعد و اعتقادات دینی ناگزیر از رجوع به احادیث و سنن منقول از پیامبر(ص) و ائمه علیهم السلام هستیم، که این مطلب درباره" رجعت" نیز صادق است. یعنی برای پی بردن به کم و کیف رجعت در کنار استدلال به قرآن کریم و عقل، باید از احادیث و روایات نیز بهره گرفت.

باید دانست درباره امر رجعت و حوادث پیرامون آن روایات و احادیث فراوانی در کتب روائی و حدیثی مضبوط است. تا جایی که " شیخ حرعاملی در کتاب الایقاظ من الهجعة بالبرهان علی الرجعة،600 حدیث- درباره رجعت- روایت کرده است"(8) ولی از آنجا که بحث ما پیرامون رجعت امام سوم علیه السلام می باشد، فقط به برخی از روایاتی که در آنها به رجعت آن حضرت تصریح گردیده می پردازیم.

روایت اول:

" قطب راوندی و دیگران از جابر از امام محمد باقر(ع) روایت کرده است که حضرت امام حسین(ع) در صحرای کربلا، پیش از شهادت فرمودند:... اول کسی که زمین شکافته می شود و از زمین بیرون می آید من خواهم بود و بیرون آمدن من همراه می شود با بیرون آمدن امیرالمومنین و قیام قائم ما..."(9)


این روایت که علامه مجلسی آن را در حق الیقین آورده است بر این نکته تصریح می فرماید که اولین رجعت کننده در هنگامه رجعت امام حسین(ع) می باشد و در این مورد، احادیث فراوانی نقل گردیده که نمونه ای از آن را قبلا و در شرح آیات سوره مبارکه نازعات نیز ذکر کردیم.

روایت دوم:

"... عیاشی از حضرت امام جعفرصادق(ع) روایت کرده است که اول کسی که به دنیا بر می گردد حضرت امام حسین(ع) است و اصحاب او و یزید و اصحاب او، پس همه ایشان را بکشد مثل آن که ایشان را کشته اند."(10)

در این روایت علاوه بر آنچه قبلا بدان اشاره نمودیم یعنی اولویت امام حسین(ع) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نیز مخالفان و دشمنان ایشان هم اشاره گردیده و همانطور که ملاحظه می شود تصریح گردیده که در واقعه رجعت گویی صحنه حماسه آفرین عاشورا بار دیگر تکرار گردیده و مجددا مقاتله ای بین آن حضرت و سپاه یزید درمی گیرد که سرانجام و عاقبت آن، همانا پیروزی و غلبه سپاه امام(ع) بر سپاه کفر بوده و در واقع انتقام فجایع حادثه عاشورا از یزیدیان گرفته می شود و البته این انتقام گیری از ظالمان و ستمگران تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روایتی که از امام کاظم(ع) وارد گردیده، در هنگامه رجعت بسیاری از مؤمنان از دشمنان خود طلب حقوق پایمال شده خویش را می نمایند و علاوه بر آن از عده ای از دشمنان خود، انتقام می گیرند:"... در رجعت ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ایشان به سوی بدن ها برمی گردند تا حق خود را از ایشان استیفاء کنند و هر که ایشان را عذاب و شکنجه کرده باشد از او انتقام بگیرند و..."(11)

روایت سوم:

"... از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت گردیده که اول کسی که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسین علیه السلام خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پیری موهای ابروهای او بر روی دیده اش آویخته شود."(12)

مطابق این روایت و روایات مشابه دیگر، در هنگامه رجعت برای برخی از ائمه علیهم السلام دورانی است که در طی آن در پهنه گیتی به حکمرانی پرداخته و حکومت می نمایند، که از جمله آنها امام حسین علیه السلام است که دوران حاکمیت آن حضرت بسی طولانی خواهد بود. باید دانست که از این روایت استفاده می شود که فاصله بین قیام حضرت صاحب علیه السلام و رجعت تا وقوع رستاخیز و برپا شدن قیامت، فاصله ای طولانی خواهد بود که در این فاصله همانطور که گفتیم عده ای از اولیاء الهی حکومت می کنند و دنیا، روزگاری سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد دید. دورانی که نشانی از ظلم و ستم وجود ندارد و " نیکان به دیدن دولت ائمه علیهم السلام[ خوشحال شده] و دیده های ایشان روشن می گردد..."(13)

از آنچه گفتیم نتیجه گرفته می شود که اولا امر رجعت امری حتمی الوقوع می باشد و ثانیا این امر تنها منحصر به برخی از صلحاء و اشقیاء می شود و نه همه آنها، که از آن جمله اند، امام حسین علیه السلام که نخستین مراجعت کننده به دنیا است و پس از انتقام گیری از پدیدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گیتی، مدت بسیاری را به اداره امور عالم و حاکمیت بر جهان بشریت می گذارند.

پی نوشت ها:

1. تفسیر نمونه، ج15، ص555.


2. علامه مجلسی، حق الیقین، ج2، ص2.


3. تفسیر نمونه، ج15، ص560.


4. حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص 481.


5. فضائل و سیره امام حسین(ع) در کلام بزرگان، عباس عزیزی، ص 69.


6- حق الیقین، ج2، ص12.


7- حق الیقین، ج2، ص16.


8. حسین عمادزاده، منتقم حقیقی، ص 482.


9. علامه مجلسی، حق الیقین، ج2، ص 7.


10. همان، ص 11 و ص12.


11. همان، ص 7.


12. همان.


13. همان، ص


نوشته شده توسط : نواندیش

36 سال مواضع مقامات آمریکایی در برابر ایران - قسمت دوم

شنبه 27 مهر 1392   08:00 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،


نوشته شده توسط : نواندیش

مرور ۳۶ سال مواضع مقامات آمریکایی در برابر ایران

یکشنبه 21 مهر 1392   03:35 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،


نوشته شده توسط : نواندیش

پایگاه آمریکایی 'یونایتدپرس' گزارش داد: پهپاد 'شاهد 129' ایرانی از پهپاد اسرائیلی 'هرمس450'، قوی‌تر و بهتر است/ ساخت این پهپاد، پیشرفت مهمی برای صنعت دفاعی ایران است

سه شنبه 16 مهر 1392   03:48 ب.ظ


نوشته شده توسط : نواندیش

نقشه راه اتاق فکر کاخ سفید برای مذاکره با ایران

چهارشنبه 10 مهر 1392   03:41 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،


نوشته شده توسط : نواندیش