علمی فرهنگی مذهبی

جستجو

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ  

 

خوردن قلب شهروند سوری توسط عضو ارتش آزاد +فیلم

سه شنبه 24 اردیبهشت 1392   02:19 ب.ظ


نوع مطلب : فرقه های انحرافی ،

یکی از عناصر گروه تروریستی «ارتش آزاد سوریه» با شکافتن سینه یک شهروند سوری قلب او را از سینه درآورد و خورد.
به گزارش تسنیم، پایگاه سوری الخبر پرس امروز یک‌شنبه فیلمی از یکی از عناصر گروه تروریستی «ارتش آزاد سوریه» پخش کرده است که رفتاری غیر انسانی از خود نشان داده است.


در این فیلم یکی از عناصر ارتش آزاد سوریه با شکافتن سینه یک شهروند سوری قلب او را از سینه درآورده می‌خورد.


این پایگاه خبری به کاربران خود به دلیل صحنه‌های فجیع این فیلم عذرخواهی کرده و دیدن آن را به افراد زیر 21 سال توصیه نکرده است.


نوشته شده توسط : نواندیش

دالان هوایی رژیم صهیونیستی به دست ایران افتاد

سه شنبه 24 اردیبهشت 1392   02:17 ب.ظ

موفقیت دو روز پیش ارتش سوریه، منطقه استراتژیک و سرنوشت سازی را که رژیم صهیونیستی سال ها برای آن هزینه کرده بود، به چنگ ایران انداخت.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ  ارتش سوریه دو روز قبل منطقه خربت الغزاله در نزدیکی های اردن را از وجود افراد مسلح شورشی پاک کرد، اما بازتاب این رویداد در رسانه های غربی بسیار بیشتر از سایر موفقیت های ارتش سوریه بوده است.

علت توجه عجیب رسانه های غربی به سقوط خربت الغزاله، چیزی بیش از پوشش دادن اخبار رخدادهای سوریه بوده و به اهمیت استراتژیک این منطقه برای رژیم صهیونیستی ربط دارد، تا جایی که باعث شد یکی از بزرگترین شکست های نظامی رژیم صهیونیستی فاش شود.

رژیم صهیونیستی مدت ها تلاش کرده بود یک دالان هوایی امن برای پرواز هواپیماهای جاسوسی خود به سمت ایران به وجود آورد، اما پس از سال ها تلاش، فقط 61 روز این دالان را در اختیار داشت و در طی این مدت، تنها یک هواپیما وارد کریدور شد که آن هم در همان کیلومترهای ابتدای مسیر با پدافند هوایی سوریه سقوط کرد.

بخش بزرگی از این دالان که شامل آسمان عراق و اردن است، تا پیش از این نیز در دسترس رژیم صهیونیستی بود، اما عبور از بخش کوچکی از آن، که بر فراز سوریه واقع است تا پیش از حضور شورشیان غیر ممکن بود. از این رو یکی از منسجم ترین گروه های تکفیری اعزامی به سوریه، یعنی جبهه النصره، مامور تسلط بر این منطقه شدند.

جالب آنکه پیش از این، امریکا مجبور شده بود به علت آشکار بودن ارتباط و وابستگی جبهه النصره و فرماندهان آن به القائده، نام آنها را در فهرست گروه های تروریستی قرار دهد، اما در عمل، همین گروه برای اجرای یکی از مهمترین طرح های نظامی رژیم صهیونیستی به سوریه اعزام شد و آنها نیز، غرق در سلاح و پول های امریکا و اعراب، به خربت الغزاله یورش برده و با بی رحمی و وحشی گری تمام، ساکنان روستاهای منطقه را قتل عام کردند تا منطقه امن مورد نیاز برای باز شدن گلوگاه کریدور هوایی رژیم صهیونیستی فراهم شود.

اما نیروی هوایی رژیم صهیونیستی فرصت کافی برای استفاده از این دالان هوایی را نیافت و ارتش سوریه پس از 61 روز، منطقه را پاکسازی کرد.

گزارش ها حاکی از آن است که در این مدت تنها یک هواپیمای جاسوسی اسرائیلی وارد کریدور شد که با پدافند ارتش سوریه سقوط کرد. اما این تنها شکست رژیم صهیونیستی نبود و فاجعه برای آنها وقتی شکل می گیرد که ببینند کریدور مورد نظرشان می تواند اتوبان یکطرفه ای برای هواپیماهای ایرانی باشد که مسیر دالان را از شرق به غرب طی می کنند.

نیروی هوایی رژیم صهیونیستی مجهز به F15  اف پانزده هایی است که می توانند پنج هزار و پانصد کیلومتر بدون سوختگیری طی کنند، اما ایران علاوه بر هواپیماهای دور پرواز، به راحتی می تواند پهپادهای جدیدش را که بیش از شش هزار کیلومتر بدون سوختگیری پرواز می کنند، در این دالان آزمایش کند.


نوشته شده توسط : نواندیش

شهادت امام دهم حضرت علی النقی امام هادی علیه السلام تسلیت باد

سه شنبه 24 اردیبهشت 1392   12:00 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،

  • درد دلی کوتاه: با سلام خدمت شما خواننده ی عزیز- تا به حال از خودتون پرسیدید که ما در مورد اهل بیتی که سفینه نجات هستند چقدر میدونیم؟ آیا فکر کردیم که اگر خودمون دنبال حقیقت نباشیم، چیزهای دیگری رو به اسم حقیقت یادمون میدهند. امیدوارم تو این عصری که تفکیک حقیقت از واقعیت خیلی سخته همه عاشقانه دنبال حقیقت باشیم. انشالله

زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام.

شیخ در مصباح مى‏نویسد: روایت‏شده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا آمد. سپس وى مى‏گوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214 هجرى دیده به دنیا گشود».
كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212 به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كرده‏اند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال 214 بوده است. در كشف الغمة نیز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا گذارد.
شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یكى از قراى مدینه بود».
نگارنده: در بسیارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همین قریه و با همین املا نوشته‏اند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت‏«صربا» بوده است. البته نام چنین محلى نه در معجم البلدان و نه در هیچ یك از كتب لغت ذكر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صریا قریه‏اى است كه موسى بن جعفر آن را به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا كرده است.
امام هادى (ع) به قولى در بیست و پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندكى كمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته كه این مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كرده‏اند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و سپس خلافت واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعین و معتز را درك كرد و در پایان حكومت معتمد، به شهادت رسید.
مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بیست ‏سال و چند ماه بود و پس از وفات، در خانه‏اش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد.

مادر آن حضرت
مادر آن حضرت كنیزى بود به نام سمانه مغربیه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.

كنیه آن حضرت
كنیه وى ابو الحسن بود. برخى نیز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.

لقب آن حضرت
ابن طلحه گوید: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترین القاب وى متوكل بود. اما آن حضرت این لقب را مخفى مى‏كرد و به اصحابش مى‏فرمود از یاد كردن وى با این لقب بپرهیزند. زیرا متوكل، لقب خلیفه عباسى بود.
نگارنده: همچنین آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نیز شهرت داشت.
در مناقب در این باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب و عسكرى. وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكریین معروفیت دارند. شیخ صدوق در علل الشرایع و معانى الاخبار گوید: از استادان خود رضى الله عنهم، شنیدم كه مى‏گفتند: محله‏اى كه على بن محمد و حسن بن على علیهما السلام در آن در سر من راى ساكن بودند، عسكر نامیده مى‏شد از این رو به هر یك از این دو امام عسكرى گفته مى‏شود».
در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در سر من راى است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدین ترتیب كه چون شمار سپاهیانش بسیار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذیت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهیانش بدین موضع نقل مكان كرد و در آنجا كاخى زیبا ساخت و آن را سر من راى نامید كه بدان سامرة و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در این شهر جاى گیر شد، آن را عسكر نیز مى‏خوانند. تاریخ این واقعه در سال 221 هجرى بوده است.
گفته سمعانى حاكى از آن است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مى‏شده است.

نقش انگشترى آن حضرت
بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنین طبق قولى دیگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏» و مطابق نظر برخى دیگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏» بوده است.

فرزندان آن حضرت
آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسین، محمد و جعفر داشت. از این میان حسن (ع) پس از وى به امامت رسید و حسین و محمد در زمان حیات آن امام از دنیا رفتند و جعفر نیز همان كسى است كه بعد از وفات برادرش، امام عسكرى (ع) ، ادعاى امامت كرد و به جعفر كذاب شهرت یافت. همچنین یك دختر از آن حضرت بر جاى ماند كه نامش عایشه یا علیه بود.

كتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 233 - نویسنده: سید محسن امین - ترجمه: على حجتى كرمانى


نوشته شده توسط : نواندیش

لاوروف: حضور حزب‌الله در سوریه برای حفاظت از اماکن مذهبی شیعیان است

دوشنبه 23 اردیبهشت 1392   07:19 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،

وزیر امور خارجه روسیه گفت: اعضای حزب الله لبنان در سوریه برای جنگ در این کشور حضور ندارند ، بلکه برای حفاظت از امکان مذهبی شیعیان در سوریه است.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از واحد مرکزی خبر،شبکه تلویزیونی المیادین لحظاتی پیش در خبری فوری اعلام کرد: سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه گفت بر اساس اطلاعات به دست آمده اعضای حزب الله لبنان در سوریه برای جنگ در این کشور حضور ندارند ، بلکه برای حفاظت از امکان مذهبی شیعیان در سوریه است.

در همین زمینه ایرنا به نقل از خبرگزاری فرانسه نوشته است: مخالفان نظام سوریه تصمیم دارند از 23 ماه می جاری ( دوم خرداد) در استانبول ترکیه گردهم آیند و در باره حضور خود در اجلاسی بین المللی که قرار است نمایندگان نظام سوریه هم در آن حاضر شوند، تصمیم بگیرند. ' سرگئی لاوروف ' وزیر امور خارجه روسیه و ' جان کری' همتای آمریکایی او روز سه شنبه گذشته در مسکو توافق کردند که اجلاسی بین المللی با حضور نمایندگان نظام سوریه و مخالفان آن برای بررسی راههای پایان بحران این کشور براساس توافقنامه ژنو برگزار شود.

این در حالی است که محافل رسانه ای و نظامی منطقه ای و بین المللی به تغییر روند جنگ تحمیلی به سوریه به نفع نظام این کشور اعتراف کرده اند، مخالفان تصمیم گرفته اند در نشستی در استانبول ترکیه طرح مسکو - واشنگتن را که هدف آن پایان دادن به بحران سوریه اعلام شده است، بررسی کنند.

همچنین واشنگتن پست دیروز یکشنبه نوشت که نظام سوریه با اتخاذ تاکتیک های تازه در جنگی که عناصر مسلح و تروریست ها به این کشور تحمیل کرده اند، روند جنگ را به نفع خود تغییر داده است.
واشنگتن پست خاطرنشان کرده است که تغییر روند جنگ به نفع نظام سوریه، رفته رفته شتاب بیشتری می گیرد و نیروهای سوری با انرژی جدید به موفقیت های بی سابقه ای دست یافته و نقاط مهم و راهبردی را بدست آورده اند.


نوشته شده توسط : نواندیش

هشدار تند رئیس‌جمهور روسیه به نتانیاهو/ پوتین: حمله مجدد اسرائیل، با پاسخ مواجه می‌شود

چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392   04:13 ب.ظ


نوع مطلب : اخبار ،

هشدار تند رئیس‌جمهور روسیه به نتانیاهو/ پوتین:
حمله مجدد اسرائیل، با پاسخ مواجه می‌شود رئیس‌جمهور روسیه در گفتگوی تلفنی شب گذشته خود با نخست‌وزیر اسرائیل، به وی در خصوص هرگونه حمله مجدد به خاک سوریه هشدار داده است.

به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از وب سایت دبکا، پوتین در گفتگویی تلفنی به بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل درباره هر حمله دیگر اسرائیل به سوریه هشدار داد.

پوتین همچنین اعلام کرده است که دستور داده تا فرایند ارسال تسلیحات پیشرفته روسی به سوریه تسریع شود.
گفته می شود منظور از این تسلیحات، سیستم های ضدهوایی S-300 و موشک های موسوم به ۹K720 Iskander است که قادر به حمل کلاهک هسته ای هستند و می توانند یک هدف را در فاصله ۲۸۰ کیلومتری با ضریب خطای ۵ تا ۷ متری هدف قرار دهد.

منابع آگاه اعلام کردند، پوتین در این گفتگو صریحا اعلام کرده است که اجازه نمی دهد نه آمریکا، نه اسرائیل یا هر قدرت منطقه ای دیگر (ترکیه و قطر) دولت بشار اسد را سرنگون کند و از نتانیاهو خواسته است که این نکته را به خاطر بسپرد.

یک منبع آگاه گفت: گروه های دفاع هوایی سوریه در روسیه برای استفاده از یگان های رهگیر S300 آموزش دیده اند و مقام های دفاعی روسیه بر فرایند استقرار و آماده سازی برای عملیات آنها نظارت خواهند داشت.
این منبع که نامش فاش نشده است ، افزود: مسکو نه فقط هر عملیات هوایی اسرائیل را علیه سوریه پاسخ خواهد داد بلکه در برابر تصمیم دولت آمریکا برای اعزام اولین محموله سلاح آمریکا برای شورشیان در سوریه نیز واکنش نشان خواهد داد.

باب منندز یک سناتور آمریکایی که ریاست کمیته روابط خارجی سنا را بر عهده دارد سرگرم تلاش برای تصویب لایحه ای است که به دولت این امکان را می دهد تا برای شورشیان سوری سلاح ارسال کند.

کارشناسان معتقدند هشدار پوتین به نتانیاهو در واقع پیامی غیرمستقیم به دولت آمریکا و همین طور دولت چین بود که در حال حاضر نتانیاهو برای سفری رسمی در آن به سر می برد.

این هشدار در حالی صورت می گیرد که جان کری وزیر خارجه آمریکا در مسکو به سر می برد و حمله هوایی اسرائیل محور اصلی مذاکرات او با مقام های روسی خواهد بود.


نوشته شده توسط : نواندیش

نقش دلار آمریکا در اقتصاد جهانی(ادامه پست قبلی-قسمت دوم)

سه شنبه 10 اردیبهشت 1392   01:01 ق.ظ


نوع مطلب : علم و دانش ،





نوشته شده توسط : نواندیش

با وجود علم و عقل و تجربه، چه نیازى به امام زمان است؟/ چه ضرورتى برای حکومت موعود در این دنیا وجود دارد؟

جمعه 30 فروردین 1392   11:00 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

عده ای این سوال را مطرح می کنند که در عصر علم و دانش، بشر چه نیازى به امام دارد؟ بشریت روز به روز مستقل تر و کامل تر شده و طبعا نیازمندى اش به کمک هاى غیبى کمتر مى شود و عقل و علم تدریجا این خلاها را پر مى کنند.

در پاسخ این سوال کتاب موعود شناسى و پاسخ به شبهات، نوشته على اصغر رضوانى به شرح زیر آمده است:
قطعا خطراتى که در عصر علم و تکنیک براى بشریت است به مراتب از خطرهاى عصرهاى پیشین بیشتر است. اشتباه است که خیال کنیم منشا انحرافات بشر همیشه نادانى بوده است. انحرافات بشر بیشتر از ناحیه غرایز و تمایلات مهار نشده است، از ناحیه شهوت و غضب است. از ناحیه افزون طلبى، جاه طلبى، برترى طلبى، لذت طلبى و بالاخره نفس پرستى و نفع پرستى است. آیا در پرتو علم همه اینها اصلاح شده و روح عدالت و تقوا و رضا به حق خود و حد خود و عفاف و راستى و درستى جایگزین آن شده است؟ یا کار کاملا برعکس است.
علم امروزه به صورت بزرگ ترین دشمن بشر در آمده است، چرا چنین شده است؟ جوابش این است که علم چراغ است، روشنایى است. استفاده از آن بستگى دارد که بشر این چراغ را در چه مواردى و براى چه هدفى به کار برد. بشر از علم همچون ابزارى براى هدف هاى خویش استفاده مى کند اما هدف بشر چیست و چه باید باشد؟ علم قادر به بیان آن نیست ! این کار دین است. علم، همه چیز را تحت تسلط خود قرار مى دهد مگر انسان و غرایز او را.
ویل دورانت درباره انسان عصر ماشین مى گوید: «ما از نظر ماشین توانگر شده ایم و از نظر مقاصد فقیر». (کتاب لذات فلسفه، بخش دعوت)

انسان عصر علم و دانش با انسان ما قبل این عصر در اینکه اسیر و بنده خشم و شهوت خویش است هیچ فرقى نکرده است. علم نتوانسته است آزادى از هواى نفس را به او بدهد.
چه ضرورتى به حکومت حضرت مهدی در این دنیا وجود دارد؟

چه ضرورتى براى تشکیل حکومت عدل جهانی در سطح گسترده در این دنیا وجود دارد؟ آیا اگر در عالم آخرت این عدالت در سطح گسترده پیاده شود - که حتما هم چنین خواهد بود - غرض و هدف خلقت تامین نخواهد شد؟

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «موعود شناسى و پاسخ به شبهات»، نوشته على اصغر رضوانى به این سوال، اینگونه پاسخ داده است:
1- از آنجا که هدف از خلقت، عبادت و رسیدن به یقین و لقاى خداوند معرفى شده است، لذا باید این حکومت در روى زمین و قبل از انقضاى دنیا پیاده شود تا هدف غایى خلقت در برهه اى از زمان پیاده شود.
2- بشر مخلوق در این دنیا گرایش فطرى به این نوع حکومت دارد، لذا باید براى او در این عالم با مقدماتش ‍ فراهم گردد.
3- از آنجا که قسر دائم و اکثرى محال است لذا انسان در این عالم طبیعت باید روزى را به خود ببیند که ظلم و تعدى از بین رفته و عدالت و انسانیَّت جاى آن را در سطح گسترده گرفته است.
4- تکامل انسان در این دنیا براى او ارزشمند است نه در عالمى دیگر، و از آنجا که انسان طبیعتا و فطرتا کمال خواه و کمال جو است باید زمینه لازم براى سیر کمالى او در سطح گسترده در این عالم فراهم گردد که در عصر ظهور مهدى علیه السلام این خواسته عملى خواهد شد.


نوشته شده توسط : نواندیش

نقش دلار آمریکا در اقتصاد جهانی

سه شنبه 27 فروردین 1392   08:22 ق.ظ


نوع مطلب : علم و دانش ،






نوشته شده توسط : نواندیش

جی پی اس GPS با ای جی پی اس AGPS چه فرق هایی دارد؟

شنبه 24 فروردین 1392   04:15 ب.ظ


نوع مطلب : علم و دانش ،

 سامانه موقعیت یاب جهانی از طریق دست کم 4 ماهواره (جی پی اس کلا 24 ماهواره فعال دارد) تعیین موقعیت می کند و این کار با دریافت سیگنال از ماهواره­هایجی.پی.اس (که در مدارهایی به دور کره زمین در چرخش هستند) انجام می گردد. برای تعیین موقعیت ، گیرندهجی.پی.اس زمانهای دریافت شده را با زمان خود مقایسه می کند . تفاوت این دو مشخص کننده فاصله گیرندهجی.پی.اس از ماهواره مزبور خواهد بود و این عملی است که دقیقاً یک گیرندهجی.پی.اس انجام می دهد . با استفاده از حداقل چهار ماهواره یا بیشتر ، جی.پی.اس  می تواند طول و عرض جغرافیایی مکان خود را تعیین نماید که به آن تعیین دو بعدی می گویند. در موقعیت سه بعدی تبادل با چهار ماهواره جی.پی.اس موقعیت یابی می شود که شامل طول و عرض جغرافیایی و ارتفاع است. ارتفاعی کهجی.پی.اس به ما می دهد، با ارتفاع موجود در نقشه ها و اطلس ها فرق میکند.ارتفاعجی.پی.اس نسبت به سطح مبنایی بنام بیضوی مقایسه یا سطح ژئوئید است در حالی که ارتفاع موجود در نقشه ها ارتفاع اورتومتریک است که از سطح دریاهای آزاد محاسبه می گردد.

 
 
جی‌پی‌اس در تمام شرایط به‌صورت 24 ساعت در شبانه‌روز و در تمام دنیا قابل استفاده‌است، و هیچ‌گونه بهایی بابت این خدمات اخذ نمی‌شود. ماهواره‌های جی‌پی‌اس، هر روز دو بار در یک مدار دقیق دور زمین می‌گردند و سیگنال‌های حاوی اطلاعات را به زمین می‌فرستند
 
در جدول زیر فرق هاس اساسی جی پی اس و ای جی پی اس زا می بینیم
  
 
 
A-GPS
کمک موقعیت یاب جهانی
GPS
موقعیت یاب جهانی
نام کامل
Assisted Global Positioning System
Global Positioning System
منبع اطلاعات مثلث سازی
برای محاسبه دقیق موقعیت یابی یک جسم
امواج رادیویی از ماهواره جی پی اس و سرورهای کمکی یا دستیار، مانند شبکه های موبایل
امواج رادیویی از ماهواره جی پی اس
سرعت
موقعیت یابی خیلی سریعتر انجام می شود چرا که موقعیت یابی به جای ارتباط مستقیم با ماهواره، از طریق سایتهای موبایل انجام می شود.
بدلیل برقراری ارتباط با دست کم 4 ماهواره ابزارهای جی پی اس مدت زمان طولانی را برای موقعیت یابی نیاز دارند.
اطمینان
در مقایسه با جی پی اس، موقعیت یابی با دقت کمتر صورت می گیرد (بیش از یک متر تعیین موقعیت دقیق)
دقت موقعیت یابی دقیق تر بوده و با یک متر اختلاف انجام می شود
هزینه
بدلیل استفاده از منابع شبکه های موبایل هزینه بردار است
ارتباط مستقیم دستگاههای جی پی اس دار با ماهواره رایگان است و فقط یک بار پول بابت دستگاه پرداخت می شود.
موارد استفاده
تلفن موبایل
اتومبیل، هواپیما، کشتی و قایق
 
 
 
اما AGPS   از طریق سرورهای کمکی روی شبکه های موبایل و برای تلفن های موبایل خدمات جی پی اس را عرضه می کند.
بدلیل استفاده از شبکه های موبایل در تامین منابع اطلاعاتی ، هزینه بردار است و می توان از کاربر به ازای استفاده از این خدمات هزینه ای را اخذ نمود اما ارسال سیگنال از ماهواره به روی دستگاه جی پی اس به صورت مستقیم رایگان بوده و پولی از این بابت از کاربر گرفته نمی شود.
همچنین ارتباط مستقیم با ماهواره به صورت زنده میزان خطای موقعیت یابی را به یک متر می رساند اما در حالت ای.جی.پی.اس اختلاف موقعیت یابی از یک متر بیشتر شده و گاهی اوقات به دهها متر و یا صد متر بیشتر می رسد(بسته به نوع شبکه موبایل و دور بودن یا نزدیک بودن به آنتن های موبایل و شرایط آب و هوایی و ...)
ای.جی.پی.اس بعنوان کمک سیستم موقعیت یاب جهانی از روی سرورهای دستیار در شبکه های موبایل عمل موقعیت یابی را از روی ماهواره جی پی اس انجام می دهد و با منبع اطلاعات مثلث سازی برای محاسبه دقیق موقعیت یابی یک جسم را از روی سرورهای کمکی موبایل انجام می دهد.
اولین ماهواره جی‌پی‌اس در سال 1978 با موفقیت به فضا پرتاب شد. هدف اصلی و اولیه از طراحی جی‌پی‌اس، اهداف نظامی بوده، اما از سال 1980 به بعد برای استفاده‌های غیرنظامی نیز در دسترس قرار گرفت. در سال 1994 تمامی 24 ماهواره در مدار زمین قرار گرفت. بخش کنترل زمینی این بخش شامل ایستگاههای کنترل زمینی است که دارای مختصات معلوم هستند و موقعیت آنها از طریق روشهای کلاسیک تعیین موقعیت نظیر روش VLBI (تعیین فواصل بلند توسط کوازارها)و روش SLR (فاصله سنجی ماهواره‌ای با امواج لیزر) بدست آمده‌است. این ایستگاه‌ها وظیفه تعقیب چندجمله‌ای (Polynomials) ریاضی بطریق کمترین مربعات، پارامترهای مداری (افمریزها)و موقعیت ماهواره‌ها را نسبت به یک سیستم مختصات ژئودتیک ژئوسنتریک (مبدا سیستم مختصات تقریباً در مرکززمین قرار دارد.) محاسبه می‌نماید.
تعداد این ایستگاههای زمینی 5 عدد است که ایستگاه اصلی با نام کلرادو اسپرینگ در آمریکا قرار داردو 4 ایستگاه فرعی دیگر در نقاط دیگر کره زمین مستقر هستند. آخرین بخش از سیستم جی‌پی‌اس، قسمت USER یا کاربران سیستم است که خود شامل دو بخش است:
آنتن دریافت کننده اطلاعات ارسالی از ماهواره‌ها
گیرنده(پردازش‌کننده اطلاعات دریافتی و تعیین کننده موقعیت محل آنتن)
نرم‌افزار و ریزپردازنده داخل گیرنده فاصله بین آنتن زمینی تا ماهواره‌های مرتبط با گیرنده را تعیین می‌کند سپس با استفاده از حداقل 4 ماهواره موقعیت X وY و Z محل استقرار آنتن یا همان گیرنده تعیین می‌شود.
 
اما دستگاه جی پی اس چست؟
دستگاه جی‌پی‌اس یک رایانه کوچک است که جهت انجام امور خاصی برنامه ریزی شده‌است. بنابراین این رایانه با داشتن مختصات شما می‌تواند کارهای دیگری هم انجام بدهد. مثلا می‌تواند زمان طلوع و غروب خورشید را در موقعیت شما بگوید. همچنین زمان طلوع و غروب ماه. شاید خیلی جالب باشد ولی جی‌پی‌اس می‌تواند زمان باقیمانده برای رسیدن به مقصد مورد نظر را با توجه به سرعت شما محاسبه کند. همچنین میانگین سرعت شما، بیشترین سرعت، میانگین سربالایی و سرازیری مسیر، سرعت عمودی، موقعیت منطقه از نظر شکار و ماهیگیری و شکار در هر نقطه جهان، محاسبه مساحت یک نقطه ناشناخته و بر گرداندن شما از مسیر آمده را نیز می‌تواند انجام دهد.
 
 
 
 
منبع: دیفن


نوشته شده توسط : نواندیش

هند، ابرقدرت اپلیکیشن

پنجشنبه 22 فروردین 1392   08:03 ب.ظ


نوع مطلب : علم و دانش ،


اینترنت - موبایلها زندگی ما را تغییر داده اند و گوشی های هوشمند البته در راس موبایلها جای گرفته اند.

 
آنچه گوشی های هوشمند را جذاب کرده، برنامه ها و نرم افزارهایی است که ما ره به خود وابسته کرده و ما از انها تحت عنوان اپلیکیشن یا همان اپ یاد می کنیم.
در این میان ، توسعه دهندگان نرم افزاری و اپلیکیشن نویس ها قطعا با اپ های خود بر رفتارهای موبایلی ما تاثیر می گذارند.
هندی ها چه آنهایی که می نویسند و چه آنهایی که کاربر هستند (بدلیل جمعیت زیاد کاربران هندی) تاثیر خاص خود را بر این بازار داشته اند و انچه در اینفوگرافیک زیر می بینید، گزارشی است از جمعیت اپ نویس و کاربران اپ هندی:

 


 

 منبع: زد دی نت، وی.سرو.موبایل


نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش سیزدهم (بخش پایانی)

دوشنبه 5 فروردین 1392   02:55 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،



همان گونه  که  ملاحظه  فرمودید،  بحرالمیت (Dead Sea)  پست ترین نقطه ی خشکی های زمین بوده و بدین ترتیب، اورشلیم یا بیت المقدس  (Jerusalem) نیز در پست ترین سرزمین جهان قرار داد که همانا سرزمین کرانه ی غربی رود اردن است.

با این اوصاف درمی یابیم که مقصود خداوند از عبارت أَدنى الأرض در آیات ابتدایی سوره ی روم، پست ترین سرزمین بوده است، نه نزدیكترین سرزمین، که این مطلب با معنای اصلی أَدنى که پست ترین است، مطابقت دارد. در واقع خداوند متعال، در آیات ابتدایی سوره ی روم، یکی از معجزات قرآن کریم را در حوزه ی علم زمین شناسی و جغرافیا بیان کرده و در این آیات، سرزمین کرانه ی غربی رود اردن را که اورشلیم (محل شکست روم از ایران در سال 614 میلادی) در آن واقع شده، پست ترین سرزمین دانسته است.(482)

این معجزه ی علمی بی نظیر، در حالی از سوی قرآن اعلام شد که اندازه گیری اختلاف سطح خشکی ها از دریا، و مقایسه ی سطوح نقاط مختلف کره ی زمین ممکن  نبود.  تنها  با  اختراع  ماهواره ها  و  امکانات  پیشرفته،  بشر  توانست   به  پست ترین سرزمین (پست ترین نقطه ی خشکی)  در  جهان پی ببرد که این امر، بعد از 1400 سال از نزول قرآن امکان پذیر شد.

نکته ی مهمی که  وجود  دارد،  این  است  که  خداوند  متعال  در  آیه ی  اول سوره ی روم، حروف مقطعه را به کار برده است و این مسأله نیز می تواند ما را به وجود معجزات آشکار در آیات ابتدایی سوره ی روم، راهنمایی کند؛ زیرا در قرآن کریم، در اکثر مواردی که از حروف مقطعه استفاده شده، بلافاصله بعد از آن آیاتی  درباره ی  عظمت  قرآن  بیان  شده  است.  حال این  مسأله  که  در سوره ی روم بلافاصله بعد از حروف مقطعه، قضیه ی شکست روم از ایران مطرح شده است، نشان می دهد که در پس ظاهر آیات مربوط به شکست ایران از روم، معجزات بزرگی نهفته است که عظمت قرآن را نشان می دهد. بدین ترتیب می توان گفت که خداوند متعال نیز ما را به معجزات موجود در آیات ابتدایی سوره ی روم، آگاه کرده است، اما ما انسان ها به دلیل نقایص علمی و عدم وجود امکانات، تا قرن اخیر از فهم بخشی از این معجزات عاجز بودیم.

اما در این میان، دشمنان اسلام نیز بیکار ننشسته اند و تلاش مذبوحانه ای را در رد این معجزات  آشکار  الهی  انجام  داده اند. این معجزات الهی به قدری  دقیق و بی شبهه بیان شده اند که حسد و خشم دشمنان اسلام را برانگیخته اند و آنان در صدد برآمده اند تا به نحوی در این معجزات شبهه وارد کنند.

برای مثال، در چند سایت اوانجلیکال (صهیونیست مسیحی) بیان شده است که از آن جا که پست ترین نقطه ی زمین در جهان در کنار بحرالمیت قرار دارد و شکست روم از ایران نیز در اورشلیم اتفاق افتاده است، مطلب ذکر شده در قرآن صحیح نیست و قرآن درباره ی پست ترین نقطه ی زمین اشتباه کرده است؛ چرا که اورشلیم (بیت المقدس) که محل شکست ایران از روم بوده است، از پست ترین نقطه ی جهان، کمی فاصله دارد و از آن کمی بلند تر است. بنابراین قرآن اشتباه کرده (نعوذ بالله) و به همین دلیل کتاب آسمانی نیست.

در رد ادعاهای  سخیف و بی پایه ی سایت های مذکور و سایت های مشابه، باید گفت که بنا بر چند دلیل محکم، سخنان این سایت ها کاملاً غلط است:

A)      خداوند متعال در قرآن کریم، از پست ترین سرزمین جهان سخن گفته است، نه از پست ترین نقطه ی جهان. بدین صورت که خداوند بزرگ، عبارت دقیق أَدنى الأرض یا پست ترین سرزمین را در آیات ابتدایی سوره ی روم  به  کار  برده  است  و هیچ گاه عبارت پست ترین شهر و یا عبارت پست ترین نقطه را ذکر نکرده است.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

پنج نکته درباره انتخابات

دوشنبه 5 فروردین 1392   01:54 ق.ظ

پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب گرافیک اطلاع رسان "پنج نکته درباره انتخابات" را که مروری بر بیانات ایشان در حرم مطهر رضوی می‌باشد، منتشر کرد.




نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش سیزدهم (بخش نخست )

شنبه 3 فروردین 1392   02:53 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

مهیدات اسلام برای مقابله با فراماسونری

 

دین مبین اسلام که کاملترین برنامه برای زندگی انسان ها است، همواره راهکار ها و رهنمود هایی برای مقابله با دشمنان دین و حفاظت از اعتقادات ارایه کرده است. حتی در بسیاری از موارد، پیشگویی ها و رهنمود هایی در قالب آیات قرآن و روایات معصومین (ع) ارایه شده است تا با تأسی و تکیه بر آن ها بتوان بر شرایط دشوار زمان (به خصوص زمان غیبت صاحب الامر (عج)) غلبه کرد.

 

از نکات شگفت انگیزی که در این میان وجود دارد، این است که خداوند دانا و قادر متعال که علم او بر همه چیز احاطه دارد، پیشگویی ها و رهنمود هایی را به صورت مستقیم در آیات قرآن و به صورت غیر مستقیم از زبان معصومین (ع) بیان فرموده است، تا به کمک آن ها بتوان با بزرگترین دشمن دین در طول تاریخ یعنی فراماسونری مقابله کرد. به خصوص اگر از دریچه ی بحث دجال به فراماسونری نگاه کنیم، این مسأله خود را بیشتر نشان می دهد. (البته لازم به ذکر است که فراماسونری یک اسم است و نامی است که به یک تشکیلات  گسترده  اطلاق  می شود.  بنابراین  هنگامی  که  از  فراماسونری  نام می بریم، منظورمان تنها لژ هایی که در کشور های مختلف وجود دارند نیست؛ بلکه مقصودمان کشور های ماسونی همچون آمریکا و اسراییل و نیز فرقه هایی همچون اوانجلیسم و ... نیز می باشد. بنابراین اصطلاح فراماسونری، یک اصطلاح گسترده است.)


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

کانون‌های ماسونی محصول نظام سرمایه‌داری

جمعه 18 اسفند 1391   12:12 ب.ظ


نوع مطلب : دین و مذهب ،

دو سال پس از ورود عسکرخان به تشکیلات ماسونی فرانسه، میرزا ابوالحسن‎خان ایلچی (خواهر‎زاده و شوهر خواهر میرزا ابراهیم خان کلانتر، ملقب به اعتمادالدوله که یهودی‎الاصل و جدیدالاسلام نیز بود)، هفت ماه پس از ورود به انگلیس در ۱۴ یا ۱۵ ژوئن ۱۸۱۰، با تشریفات با شکوهی، به جرگه فراماسونری پیوست و به او مقام شامخ «استاد اعظم پیشینِ» گراندلژ انگلستان و «استاد اعظم منطقه‎ای» ایران اعطا شد.

 

 

 

 

جریان فراماسونری را از جهات گوناگونی می‎توان مورد بررسی و توجه قرار داد. در نوشته حاضر که در دو بخش ارائه می‎شود، می‎کوشیم به‎صورت مختصر، روند فراماسونری در سال‎های آغازین ورود آن به ایران را مورد بررسی قرار دهیم. در بخش نخست، نقش جدیدالاسلام‎های یهودی و ارمنی در این جریان را مورد توجه قرار داده و در بخش دوم تلاش می‎کنیم نشان دهیم که چرا شخصی چون ناصرالدین شاه نیز نتوانست نسبت به فراماسونری خوشبین باشد. با این فضا‎سازی، منع فعالیت‎های ماسونی کسانی مانند ملکم‎خان متظاهر به اسلام، تحلیل روشن‎تری خواهد یافت؛ امری که توانست به اندازه تأثیر خود، قدرت مرکزی ایران و استقلال حاکمیت ایرانی را تا مدتی بیمه ساخته و از این دام جدید تا حدی بگریزد.


الف. دوره توسعه فراماسونری در منطقه و جهان
استعمار سرمایه‎سالار، کانون‎های پرتوان و غیردولتی‎ای را به‎خاطر سرشت نظام سرمایه‎داری، در خود پرورده است. کانون‎های ماسونی را نیز می‎توان از این زاویه، تحلیل کرد و آن‎ها را به صورت مستقل و در عین‎حال، همراه با تعامل گسترده و پیچیده‎ای، با دولت‎های استعماری مورد مشاهده قرار داد. هنگامی که نفوذ کانون‎های ماسونی در کشورهایی مانند ایران را بررسی می‎کنیم، یکی از زمینه‎های رشد و توسعه چنین کانون‎هایی و بومی شدن این نهادهای استعماری، برنامه‎ریزی در جهت بهره‎مندی از اقلیت‎ها و به‎ویژه یهودیانی است که از نفوذ چشم‎گیری در جامعه برخوردارند. جدیدالاسلام بودن بسیاری از آنان، زمینه عضویت پربار آنان را در این‎گونه کانون‎ها تسهیل کرده و اراده معطوف به قدرت این اقلیت‎ها را پشتیبانی می‎کند. برنامه‎ریزی ماسونی برای اقلیت یهودی در ایران اسلامی، زمینه برکشیدن بسیاری از رجال یهودی را نه‎تنها در سطوح ماسونی، که در سطوح قدرت سیاسی فراهم آورده است.

با گذری به توسعه تکاپوهای ماسونی در نیمه سده هیجدهم، و اشاره به تاریخ تشکیل لژهای فراماسونری در کشورهای مختلف جهان، می‎توان حدس زد تکاپوی منسجمی که پس از تأسیس گراندلژ لندن در ۱۷۱۷م شکل گرفت، دایره خود را نیز در همان سال‎ها یا لااقل دو ـ سه دهه بعد از آن، به ایران کشانده باشد و طبیعتا زمامداران و شاهان ایرانی، از همان روزگار به برخی از ابعاد آن، هرچند به‎صورتی مبهم آشنا شده‎اند.

ب. فراماسونری و نفوذ نشان‎دار یهودی ـ ارمنی در ساختار حکومتی ایران
با آن‎که عسکرخان ارومی افشار، میرزا ابوالحسن‎خان شیرازی، میرزا محمدصالح شیرازی و میرزا جعفرخان فراهانی (مشیرالدوله آینده)، نخستین فراماسونرهای شناخته شده ایرانی‎اند؛ اما آشنایی با جریان فراماسونری در ایران، به پیش از آن باز می‎گردد. ت‍حفه العالم، سفرنامه عبدالطیف شوشتری، پرسابقه‎ترین اثر مکتوب در این رابطه است که در سال ۱۷۸۹، عضویت بعضی تجار ایرانی مقیم کلکته را در «فرامیسن یا فریمیسن» گزارش کرده است:
«هندیان و فارسی‎زبانان هند آن انجمن را فراموشخانه می‎گویند و این هم خالی از مناسبت نیست، چه هر آن‎چه از آن‎ها بپرسند در جواب گویند: «به یاد نیست!» بسیاری از مسلمانان در کلکته، از جمله بعضی تجار ایرانی مقیم این شهر نیز داخل این انجمن هستند.»

میرزا ابوطالب نیز ـ که از سال ۱۸۷۹تا ۱۸۰۲ در انگلستان مقیم بوده است و دنیس رایت سفیر پیشین انگلیس در ایران، در کتاب «ایرانیان در میان انگلیسی‎ها» به تفصیل از او یاد می‎کند ـ تحت عنوان «ذکر خانه فرمیسن و اوضاع آن ملت»، گزارشی از فراماسونری ارائه داده و همانند عبدالطیف شوشتری، از مفهوم «فراموشی» برای معرفی آن بهره برده و با تأکید بر جنبه پنهان‎کاری این سازمان، متذکر می‎شود که مردم بیگانه آن را «فرامشان» می‎خوانند که نشان می‎دهد اصطلاح «فراموشخانه»، ابتکار میرزا ملکم‎خان نبوده و سابقه‎ای طولانی دارد.
در تاریخچه فراماسونری در ترکیه نیز، اشاره‎هایی به شرکت ایرانیان مقیم اسلامبول در تشکیلات فراماسونری در نیمه دوم قرن هیجدهم وجود داشته است.

به هر روی، رجالی که سابقه ماسونی آن‎ها در دست است از اوایل سده نوزدهم، به این جرگه وارد شده‎اند. عسکرخان افشار ارومی، در سال ۱۸۰۷ یا ۱۸۰۸، وارد لژ «فیلوزوفیک یا لژ فلسفی» فرانسه شد. یکی از نکات مهم در این رابطه این است که «رینیودو سن ژان دانژلی» یکی از وزیران ناپلئون در مراسم پذیرش عسکرخان، نطق مفصلی کرده است که گذشته از حکایت آن از اهمیت شخص عسکرخان، می‎تواند نشانی از استقلال این لژ فرانسوی از انگلستان و اسکاتلند، داشته باشد. ناپلئون نیز در نامه خود به فتحعلی‎شاه، ستایش فوق‎العاده‎ای از عسکرخان می‎کند. وی پس از بازگشت به ایران، از طرف عباس میرزا نایب‎السلطنه، به حکومت زادگاهش «ارومیه» منصوب شده است که با توجه به مشاغل قبلی‎اش شغل کم‎اهمیتی برای او بود.

در کنار بی‎اطلاعی ما از ارتباط مستند وی پس از این دوره، با تشکیلات فراماسونری که باعث شده محققین فراماسونری، از فعالیت‎های ماسونی بعدی او اظهار بی‎اطلاعی کنند، با توجه به برخی قرائن، می‎توان حدس مهمی زد. برای انعقاد این حدس در ذهن، تصور این نکته مهم است که او در این دوره، از جهت مکانی، در نزدیکی و تا حدودی در تعامل بیشتری با دولت عثمانی قرار داشت و شاید بتوان استقرار او را در ارومیه، از این جهت خالی از پیوند دیرین با تشکیلات فراماسونری ندانست؛ چرا که می‎دانیم در ۱۸۱۸م نیز آیین فلسفی فراماسونری ایران ـ که البته ایرانی بودن آن توسط الگار مورد تشکیک قرار گرفته است ـ توسط گرانداوریان در ارزروم پایه‎گذاری شد.

مورد دیگری که می‎تواند از زاویه بهره از اقلیت‎های مذهبی و تقویت جایگاه آنان، مورد توجه قرار گیرد، ورود خواهر زاده میرزا ابراهیم خان کلانتر به جرگه فراماسونری است.
دو سال پس از ورود عسکرخان به تشکیلات ماسونی فرانسه، میرزا ابوالحسن‎خان ایلچی (خواهر‎زاده و شوهر خواهر میرزا ابراهیم خان کلانتر، ملقب به اعتمادالدوله که یهودی‎الاصل و جدیدالاسلام نیز بود)، هفت ماه پس از ورود به انگلیس در ۱۴ یا ۱۵ ژوئن ۱۸۱۰، با تشریفات با شکوهی، به جرگه فراماسونری پیوست و به او مقام شامخ «استاد اعظم پیشینِ» گراندلژ انگلستان و «استاد اعظم منطقه‎ای» ایران اعطا شد.

برادر شاه، پس از آن به افتخار ایلچی، مجلس ضیافتی ترتیب داده و نطقی در ستایش او ایراد کرد. شایان ذکر است سرگور اوزلی که به‎همراه ایلچی به‎عنوان وزیر مختار انگلیس به ایران آمد، برای خود فرمان «استاد اعظم منطقه‎ای فراماسونری» را گرفته بود، چنان‎که مقرری ماهانه یک ‎هزار پوند استرلینگ برای میرزا از کمپانی هند شرقی، تأمین کرد که وی آن را تا پایان عمر و به‎مدت ۳۵ سال دریافت کرد. بگذریم از این‎که کسی مانند مجتبی مینوی، بر آن است که «چند سالی هم از دولت انگلیس کمک خرجی به او می‎رسید، ظاهرا خیانتی به مملکت خود نکرد»!

جالب آن‎که وی در قرارداد گلستان و ترکمانچای در تأمین منافع انگلستان کوشش وافری به خرج داد. همان‎گونه که در سال‎های ۱۲۳۴ـ۱۲۳۵ق/ ۱۸۱۹ـ۱۸۲۰م، برای دومین‎بار سفیر ایران در انگلیس بوده و در مجامع فراماسونری حضور می‎یافت و پس از مراجعت به ایران نیز از ۱۲۳۹ق/۱۸۲۳م، از جانب فتحعلی‎شاه به مدت ۱۰ سال، تا مرگ فتحعلی‎شاه (۱۲۵۰ق/۱۸۳۴م)، دومین (و به گزارش یا تحلیل عباس اقبال آشتیانی اولین ) وزیر خارجه ایران شد. وی در پی مرگ شاه و توطئه‎گری علیه قائم مقام و حمایت از علیشاه ظل‎السلطان، پسر ارشد فتحعلی‎شاه که مدعی سلطنت شده و در تهران به تخت نشسته بود، به‎دنبال جلب حمایت دولت‎های خارجی برآمد و پس از جلوس محمدشاه، از ترس میرزا ابوالقاسم قائم مقام، صدر اعظم محمد شاه، در عبدالعظیم بست نشست، ولی پس از عزل و قتل قائم مقام (۳۰ صفر ۱۲۵۱ق/۲۶ ژوئن ۱۸۳۵م)، با پشتیبانی انگلیسی‎ها به صحنه بازگشت و در سال ۱۲۵۴ق/ ۱۸۳۸م، مجددا به وزارت خارج رسیده و تا زمان مرگ (۱۲۶۲ق/۱۸۴۵م)، در آن منصب بود و در ترمیم رابطه ایران و انگلیس، پس از تلاش نافرجام محمدشاه برای فتح هرات و تیرگی روابط این دو، نقش مهمی ایفا کرد.

جالب است که بدانیم میرزا ابوالحسن‎خان ایلچی، پس از خلع پدر زن (یا برادر زن) و دایی‎اش توسط فتحعلی‎شاه، میرزا ابراهیم خان کلانتر (اعتمادالدوله) و قلع و قمع این خاندان و از جمله کور کردن، بریدن زبان اعتمادالدوله، تبعید به طالقان قزوین و سرانجام قتل او در طالقان (۱۲۱۵ق/۱۸۰۱م)، حکومت شوشتر را از دست داده و مدتی به تبعید در هندوستان زندگی می‎کرد. این دوران مصادف با چهار سال حکومت ریچارد ولزلی در هند است. مندرجات سفرنامه ابوالحسن شیرازی نیز بیانگر پیوند نزدیک او با خاندان ولزلی در دوران سفارتش در لندن (۱۸۰۹ـ۱۸۱۰) است. ریچارد ولزلی در زمان این سفارت، وزیر خارجه انگلیس بود، و از او حمایت فوق‎العاده‎ای کرده و در اتمام مأموریت نیز توصیه‎نامه‎ای برای او، به میرزا شفیع مازندرانی، صدر اعظم ایران، می‎نویسد.

یکی از نقطه‎ شروع‎های خوب برای بررسی نفوذ یهودیان در ساختار حکومتی ایران که با فراماسونری نیز بی‎پیوند نبوده است، ماجرای مهاجرت بخشی از یهودیان بغداد به ایران و هند است. در این میان، ساسون‎ها (روچیلدهای شرق)، در کنار خاندان‎هایی چون کدوری (خدوری)، ازقل، عزرا گبای، نسیم، حییم و...، از جمله یهودیانی هستند که شبکه گسترده‎ای را در سده‎های نوزدهم و بیستم میلادی، به‎عنوان «یهودیان بغدادی» تشکیل می‎دهند و شاخه‎های گسترده آن، در عراق، ایران، هند و جنوب شرقی آسیا از نفوذ فراوانی برخوردار بوده‎اند؛ شبکه‎ای که در سده نوزدهم، نقش اصلی را در تجارت جهانی تریاک داشت و امروزه نیز حضور بین‎المللی دارد.
تبار خاندان ساسون به شیخ ساسون بن صالح می‎رسد که در سال‎های ۱۷۸۱ـ۱۸۱۷، رییس یهودیان بغداد و صراف‎باشی پاشای بغداد بود.

آن‎چه در بحث حاضر اهمیت دارد این است که در آخرین سال‎های سلطنت فتحعلی‎شاه، کمی بعد از انعقاد معاهده ترکمانچای و در زمانی که سرجان ملکم حکومت بمبئی را در دست داشت، ساسون‎ها و گروه کثیری از یهودیان بغداد به‎طور دسته‎جمعی به بندر بوشهر مهاجرت کردند. شیخ ساسون در ۱۸۳۰ در بوشهر فوت کرد و پسر ارشدش داوود (دیوید ساسون بعدی و دوست ادوارد هفتم) تجارتخانه خود را در بمبئی تأسیس کرد. گروهی از یهودیان بغدادی فوق نیز به شهرهای مختلف ایران، به‎ویژه شیراز و اصفهان، مهاجرت کردند. بعضی جدیدالاسلام شدند و برای استتار پیشینه خود تبارنامه جعل کردند و بعضی یهودی باقی ماندند.

در همین زمان خاندان جدیدالاسلام قوام شیرازی ـ از تبار یهودیانی که در نیمه اول سده هیجدهم به ایران مهاجرت کرده بودند ـ در دولت مرکزی از اقتدار سیاسی فراوان برخوردار بود و شهر شیراز پایگاه بومی قدرت ایشان به‎شمار می‎رفت. یکی از اعضای یهودی خاندان قوام شیرازی، به‎نام ملاآقا بابا نیز ریاست یهودیان ایران را به‎دست داشت. میرزا ابراهیم خان کلانتر (قوام شیرازی) نیز با کودتای خود علیه زندیه و کمک به استقرار حکومت قاجاریه، نقش تعیین‎کننده‎ای در سرنوشت اجتماعی و سیاسی ایران بازی کرد. این عوامل طبعا راه استقرار و نفوذ مهاجران جدید بغدادی را تسهیل کرد؛ چنان‎که خاندان فروغی نیز از زمره همین جدیدالاسلام‎هایی بود که از بغداد به ایران کوچیده بودند که موقعیت فروغی‎ها در ساختار حکومتی ایران، نیازمند توضیح نیست. تنها به‎عنوان نمونه‎ای از پیوند این یهودی‎های جدیدالاسلام، متذکر این نکته می‎شویم که که ابوالحسن فروغی از اعضای اصلی و اولیه لژ بیداری ایرانیان بود که به‎همراه برخی دیگر، برای نخستین‎بار، قانون اساسی فراماسونری را ترجمه کرد.
کمپانی ساسون‎ها و عوامل آن در ایران ـ که بسیاری از ایشان جدیدالاسلام‎های یهودی بودند ـ تأثیرات فراوانی نیز در اقتصاد سیاسی ایران داشته‎اند. به‎عنوان نمونه، نقش اصلی آن در کشت تریاک که تأثیر زیادی در قحطی ۱۲۸۸ داشت و سرمایه‎گذاری آن برای تأسیس بانک شاهنشاهی ایران در سال ۱۸۸۹م، به‎عنوان غرامت امتیاز رویتر فراموش‎‎ناشدنی است.

البته تکاپوها و موقعیت‎های یهود، باید در خاندان‎های مختلف آن مورد بررسی قرار گیرد. به‎عنوان نمونه، به گزارش خان‎ملک ساسانی، حاجی محمدحسن اصفهانی ملقب به امین‎الضرب ـ که از رجال عمده مالی این دوره بود ـ نیز یهودی بوده است؛ چنان‎که خانواده امین‎السلطان نیز جدیدالاسلام و از ارامنه سلماس بوده‎اند.

جالب آن‎که، «پیدایش فرقه بابیه کمی بعد از مهاجرت فوق رخ داد و خاستگاه اصلی آن بندر بوشهر بود. در منابع بابی ـ بهایی اشارات مکرر به ارتباطات علی‎محمد باب با یهودیان بوشهر وجود دارد. در این زمان بندر بوشهر مرکز مهم تجاری کمپانی هند شرقی بریتانیا و در پیوند دائم با بمبئی بود و علی‎محمد باب از ۱۸ سالگی به مدت پنج سال در حجره دایی‎اش در بوشهر اقامت داشت و با تجار این بندر در حشر و نشر دائم بود. بعدها، در پیرامون باب کسانی مانند میرزا اسدالله دیان، (کاتب بیان و از بابیان حروف حی)، وجود داشتند که بر زبان عبری تسلط کامل داشت. دانستن عبری در آن عصر قرینه‎ای جدی بر یهودی‎الاصل بودن او است و نیز می‎دانیم که بابی‎گری و سپس بهایی‎گری به‎طور عمده به‎وسیله یهودیان جدیدالاسلام رواج داده شد. برای نمونه، به نوشته حبیب لوی، اولین اشخاصی که در خراسان بابی شدند جدیدالاسلام‎های یهودی مشهدی بودند.»

ذبیح الله نعیمیان
عضو پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام


نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش دوازدهم(قسمت دوم)

شنبه 12 اسفند 1391   02:58 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، فیلم به ظاهر تاریخی 300 تلاش کرده است تا با نماد سازی، به بیان کنایات سیاسی پرداخته و اهداف ماسونی را بسط و توسعه دهد. در این فیلم، ایران زمان خشایارشاه، به عنوان نماد ایران امروز و حتی نماد جهان اسلام معرفی گشته، و اسپارت نیز به عنوان نماد غرب به ظاهر مسیحی در آخرالزمان، معرفی شده است. تطبیق ایران بر جهان اسلام را می توان به سهولت، در فیلم 300 مشاهده کرد؛ به نحوی که تعداد زیادی از سربازان ایرانی و حتی نمایندگان خشایارشاه، با لباس ها و چهره های عربی  نشان داده شده اند. در واقع می توان گفت که فیلم 300، فیلمی است که به تقابل اسلام و ایران با جهان غرب می پردازد و به طور کامل از جهان غرب جانبداری می نماید.

 

اما نکته ی پایانی که در مورد فیلم 300 باید به آن اشاره کنیم، این است که ساخت « فیلم 300 »، همانند فیلم « مقبره ی گمشده ی مسیح (ع) » و   فیلم « کد داوینچی » نشان می دهد که احتمالاً فراماسون ها در حال اجرای آخرین برنامه های آخرالزمانیشان هستند؛ زیرا در فیلم 300 نیز همانند دو فیلم دیگر، شاهد هستیم که ماسون ها بعضی از ابزار های قدیمی خود را دور انداخته و دیگر نیازی به استفاده از آن ها نمی بینند. از جمله ی این ابزار ها، ادعای پیوند قوی ایرانیان باستان و یهودیان می باشد.

 

در این حربه، صهیونیست ها تلاش می کردند تا به ظاهر خود را دوست قدیمی ایران  نشان  دهند؛(426) بدین ترتیب  که  وقایعی  همچون  آزاد  شدن  اسیران یهودی  گرفتار  در  بابل  به  دست  کوروش  هخامنشی،(427)  ازدواج  استر  یهودی و خشایارشاه هخامنشی و وزارت مردخای (عموی استر) را در دربار خشایارشاه،(428) به عنوان نماد پیوند ایرانیان باستان و یهودیان معرفی نموده  و  بدین وسیله  تلاش می کردند تا از ایران قبل از انقلاب، به عنوان یک شریک و همکار در منطقه استفاده نمایند.

 

برای  انجام  این  امر،  در  دوران  قبل  از  انقلاب  اسلامی،  تفکرات  ملی گرا  و غیر مذهبی در ایران تقویت شده و تلاش می شد تا ایران باستان، به عنوان تنها هویت ایرانیان معرفی گردد و هویت اسلامی ایرانیان، به بوته ی فراموشی سپرده  شود. (برگزاری  مراسم  2500 ساله ی  شاهنشاهی  بخشی  از  این برنامه ها بود.)(429)

 

در کنار این جریانات، تفکرات دیگری از جمله بحث دوستی ایرانیان باستان و یهودیان  نیز  به  صورت  افراطی  توسط  صهیونیست ها  تبلیغ  شده  و  چنین  القا می شد که ایرانیان باستان و یهودیان، نزدیک ترین دوستان یکدیگر بوده اند و دین اسلام بین این دوستان شفیق! فاصله انداخته است.(430)

 

بعد  از  پیروزی  انقلاب  اسلامی  نیز  سیاست  صهیونیستی  ذکر  شده،  از طرف دولت های  ماسونی  آمریکا  و  اسراییل  ادامه  یافته  و  در  برنامه های  ماهواره ای و ... تفکر مذکور تبلیغ می شد.

 

اما نکته ی جالب این که در فیلم 300 حتی به ایران باستان نیز رحم نشده است و  ایرانیان  باستان  نیز  به  عنوان  موجوداتی  وحشی  معرفی  شده اند! جالب تر این که پادشاه ایرانی مورد بحث در این فیلم (خشایارشاه)، همان کسی است که یهودیان قبلاً به ازدواج وی با استر افتخار می کردند(431) و او را  شاهی  مقتدر  و  نیکو سرشت معرفی می نمودند!

 

این تغییر جهت صهیونیست ها در فیلم 300 نشان می دهد که آنان دیگر خود را در نزدیکی رسیدن به اهداف آخرالزمانی خود پنداشته و دیگر نیازی به استفاده از ابزار مذکور نمی بینند.

 

البته در پایان باید یادآور شویم که منظور ما از عبارات فوق، دشمنی با هموطنان یهودیمان و نیز سایر یهودیان آزاده نیست؛ بلکه روی سخن ما با دستگاه های فراماسونی و صهیونیستی یهودی و مسیحی می باشد که از بحث های فوق، استفاده ی ابزاری می نمایند. به عبارت دیگر، مردم مسلمان ایران، با تکیه بر فرهنگ  اصیل  اسلامی–ایرانی  خود،  دوستی  با  همه ی  ادیان  آسمانی  را وظیفه ی خود می دانند و بعد از انقلاب اسلامی نیز روابط حسنه ی خود را با  هموطنان کلیمی، زرتشتی و مسیحی، بیش از پیش ادامه می دهند.

 

 

 

 

 

  27 – برگزاری فستیوال جهانی همجنس بازان در شهر مقدس بیت المقدس.

 

گروه های همجنس باز، گروه های منحرفی هستند که اعضای آن ها به هیچ دینی پایبند نبوده و تنها به فکر ارضای امیال جنسی و حیوانی خود می باشند. تعداد بسیار زیادی از اعضای این گروه ها، در گروه های شیطان پرست نیز عضویت دارند.(432) در کشور های غربی، اعضای گروه های همجنس باز در هر شهر، یک روز در سال را به جشن و پایکوبی دسته جمعی و رژه در خیابان های شهرشان می پردازند. علاوه بر جشن مذکور، یک جشن بزرگ نیز در هر سال برگزار می شود که در این جشن، همه ی همجنس بازان جهان، در یک شهر بزرگ به دور یکدیگر جمع می شوند و به جشن و پایکوبی و رژه می پردازند تا بدین وسیله به همجنس باز بودن خود افتخار کنند و بی پروا این مسأله را به دیگران اعلام نمایند!(433)

 

یک انجمن بین المللی به نام « افتخار بین المللی » یا « Inter Pride »، مسئول سازماندهی جشن سالانه ی همجنس بازان است.(434) این مجمع در اقدامی عجیب و بی سابقه تصمیم گرفت تا یکی از مهمترین شعب بین المللی خود را با عنوان « افتخار جهان » یا « World Pride » در شهر مقدس و مبارک بیت المقدس تأسیس کند(435) و جشن سالانه ی سال 2006 را در این شهر عزیز برگزار نماید.(436) این اقدام به قدری بی شرمانه و وقیحانه بود که علاوه بر مسلمانان بیت المقدس، یهودیان سنتی و فوق ارتدوکس نیز به برگزاری این فستیوال شیطانی اعتراض کردند؛ در نتیجه ی این اعتراض ها، درگیری بسیار شدیدی بین پلیس اسراییل و مسلمانان و یهودیان رخ داد.(437)

 

البته اعتراض های مذکور، سبب شد تا همجنس بازان از ترس جان خود، از رژه رفتن خودداری کنند و جشن فاسد خود را در یک استادیوم ورزشی برگزار نمایند.(438)

 

در تصاویر زیر، صحنه هایی از گردهمایی مذکور را ملاحظه می فرمایید:(439)

 

 
وعده صادق
تصاویر جشن بین المللی سالانه ی همجنس بازان, که در سال 2006 و در شهر اورشلیم(بیت المقدس) برگزار شده است.

 

وعده صادق 
حضور پررنگ یهودیان اصلاح طلب و غیر ارتدوکس(تصویر سمت راست), طرفداران دولت اسراییل (تصویر وسط) و حتی سربازان اسراییلی! (تصویر سمت چپ) در جشن بین المللی سالانه ی همجنس بازان در اورشلیم(بیت المقدس), نشان دهنده ی روابط حسنه ی دولت ماسونی اسراییل با گروه های فاسد است.

وعده صادق 
دستگیری یهودیان فوق ارتدوکس معترض به جشن بین المللی همجنس بازان در اورشلیم(بیت المقدس).

 

گروه های فاسد همجنس باز که حمایت همه جانبه ی دولت اسراییل را در جشن سال 2006 تجربه کرده بودند، تصمیم گرفتند تا جشن بین المللی خود را در سال 2007، مجدداً  در  بیت المقدس  برگزار  نمایند؛  با  این  تفاوت  که  در  سال  2007، گروه های مذکور در خیابان های شهر و حتی در نزدیکی دیوار های مسجدالاقصی رژه رفتند تا هتک حرمت ادیان را به اوج خود رسانند.(440)

 

این حرکت بی شرمانه ی همجنس بازان در سال 2007، منجر به اعتراض مجدد مسلمانان و یهودیان فوق ارتدوکس شد، اما نه تنها این اعتراضات به برخورد شدید پلیس با معترضین منجر گشت،(441) بلکه « Israeli Supreme Court » یا دادگاه عالی اسراییل (که قبلاً به ساختار ماسونی آن اشاره کردیم)، نیز دادخواست حقوقی معترضین را رد کرده و رای خود را به نفع همجنس بازان صادر کرد.(442)

 

بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که جشن فاسد همجنس بازان، با تلاش و همکاری دولت ماسونی اسراییل شکل گرفت و هدف از آن، توهین به ادیان الهی و ترویج تعالیم ضد دینی ماسونی و شیطان پرستی بود.

 

 

اما سوالی که مطرح می شود، این است که چرا بیت المقدس برای برگزاری جشنواره ی بین المللی همجنس بازان انتخاب شد؟

 

قبل از پاسخ به این سوال، باید یک مطلب مهم را یادآوری کنیم و آن، این است که علاوه بر بیت المقدس (اورشلیم) شهر های بزرگ دیگری نیز در اسراییل وجود دارند؛ این مسأله که چرا با وجود قرار داشتن شهرهای بزرگ و توریستی در اسراییل، چنین جشن فاسدی در بیت المقدس برپا شد، دسیسه های پنهانی موجود در این ماجرا را نشان می دهد.

 

 

اما دلایلی که سبب شدند تا همجنس بازان، جشنواره ی بین المللی فاسد خود را در بیت المقدس برگزار کنند، به قرار زیرند:

 

1)      به گزارش خبرگزاری مهر و سایت موعود،  یکی از شعبات انجمن  جهانی  همجنس بازان  با عنوان « افتخار جهان » یا « World Pride » واقع در شهر بیت المقدس، در بیانیه ی خود ذکر کرده است: « هدف از برگزاری این جشنواره در بیت المقدس، عرق و اصالت دین در این شهر است. »(443)

 

با  کمی  دقت  درمی یابیم  که  منظور  از  این  سخن،  این  است  که همجنس بازان جهان، به منظور تمسخر ادیان، یکی از مهمترین شهرهای مذهبی دنیا را برای برگزاری جشنواره ی بین المللی خود برگزیده اند تا جسارت و جرأت؟! خود را در مقابله با هر سه دین بزرگ آسمانی (اسلام، مسیحیت و یهودیت)  نشان  دهند؟!  زیرا  همان گونه  که  می دانیم،  شهر بیت المقدس، از نظر هر سه دین بزرگ آسمانی مقدس است. چرا که معراج حضرت محمد (ص) به آسمان و فعالیت های تبلیغی حضرت عیسی (ع) در این شهر اتفاق افتاده و قبله ی حضرت موسی (ع) و محراب بسیاری از پیامبران بنی اسراییل نیز در این شهر می باشد.(444)

 

بدین ترتیب می توان گفت که یکی از اهداف برگزاری چنین جشنواره ای در شهر مقدس بیت المقدس، تمسخر همزمان سه دین بزرگ الهی است. مطلبی که در بیانیه ی انجمن جهانی همجنس بازان نیز به آن اشاره شده است.

 

 

2)      از  دیگر  دلایل  مهمی که احتمالاً  سبب  شده  است  تا  انجمن  جهانی همجنس بازان جشنواره ی خود را در بیت المقدس  برگزار نماید، نزدیکی محل   زندگی   قوم   لوط  (شهر سدوم : Sodom)،  به  شهر  اورشلیم (بیت المقدس) است.

 

قوم فاسد و گناهکار لوط، در شهر سدوم در نزدیکی بحرالمیت (Dead Sea) و رود اردن  زندگی  می کردند.  قوم  لوط،  اولین  قومی  بودند  که  عمل  شنیع همجنس بازی را رواج دادند و خداوند متعال نیز به کیفر این گناه بزرگ، آن ها را عذاب داده و نابود کرد.(445)

 

در عصر حاضر، قوم لوط به عنوان نماد گناه و به خصوص بی بند و باری جنسی شناخته  می شود؛  این  نماد  به  قدری  شناخته  شده  است  که حتی در زبان انگلیسی کلماتی همچون (عمل مرتبط با همجنس بازی : Sodomitic)، (همجنس بازی : Sodomy) و ... وجود دارند.(446) علاوه بر این، بعضی از گروه های شیطانی، از جمله یک گروه موسیقی شیطانی Metal در آلمان، نام خود را (سدوم : Sodom)  نهاده اند.(447

 

در  تصاویر زیر، تبلیغات این گروه را ملاحظه می فرمایید:(448)

 
وعده صادق
تصاویر تبلیغاتی آلبوم های موسیقی یک گروه شیطانی (Metal) با عنوان (سدوم: Sadom)

 

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، گروه های شیطان پرست و همجنس باز، شهر سدوم  را  به  عنوان  شهر  آرمانی  خود  می دانند.  این  شهر  فاسد،  در  مجاورت  دریاچه ی  بحرالمیت (Dead Sea)   قرار  داشته   است   که این دریاچه،  فاصله ی  بسیار  کمی  با  بیت المقدس (اورشلیم)  دارد.(449) بدین ترتیب،  فاصله ی  شهر  سدوم  با  بیت المقدس،  حداکثر  در  حدود 75 کیلومتر بوده است.

 

علاوه بر این، در قرآن و تورات نیز درباره ی فرشتگانی که برای عذاب قوم لوط آمده بودند، گفته شده است که آنان قبل از عزیمت به شهر سدوم، با حضرت ابراهیم (ع) نیز دیدار داشته اند.(450) این مطلب نیز نشان می دهد که فاصله ی شهر سدوم با بیت المقدس (محل زندگی حضرت ابراهیم در آن هنگام) کم بوده است.

 

در تصاویر زیر، موقعیت تقریبی شهر سدوم را ملاحظه می فرمایید:(451)

 
وعده صادق
موقعیت احتمالی شهر سدوم(Sadom) در نزدیکی بحرالمیت(Dead Sea)

 

 وعده صادق
فاصله ی بسیار کم (حدود 17.5 کیلومتر) بیت المقدس از بحر المیت (Dead Sea), (به مقیاس ارایه شده در گوشه ی تصویر, توجه فرمایید.)

با  دقت  در  تصاویر  فوق، درمی یابیم  که  شهر  سدوم  با  شهر  مقدس بیت المقدس فاصله ی کمی دارد.

 

بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که نزدیکی بیت المقدس به محل شهر  نابود شده ی سدوم، انگیزه ی دیگری برای همجنس بازان و گروه های فراماسونر حامی آنان بود  تا  جشن بین المللی سالانه ی همجنس بازان  را  در  شهر  بیت المقدس  برگزار نمایند و به وسیله ی آن، علاوه بر اهانت به ادیان الهی، زشتکاری های قوم لوط را زنده نموده و اعمال کثیف این قوم را ترویج نمایند.

 

 

A)  علاوه بر انگیزه ها و اهدافی که در بالا پیرامون برگزاری جشن همجنس بازان در بیت المقدس ذکر شدند، به نظر می رسد که در این بین انگیزه ی مهم دیگری نیز وجود دارد.

 

قبلاً  ذکر کردیم  که  تشکیلات  جهانی  فراماسونری،  در  حال  انجام  آخرین تلاش ها برای نابودی مسجدالاقصی و ساخت معبد کذایی سلیمان است. این مسأله تا به آنجا پیش رفته است که در سال 2007، اسراییل علناً شروع به تخریب « باب المغاربة » در مجاورت مسجد الاقصی کرد تا با دستکاری این قسمت، دیوارهای مسجد الاقصی نیز خود به خود تخریب شوند.(452)

با  توجه  به  این  که  گروه های  شیطان پرست  و  به  تبع  آنان  گروه های همجنس  باز،  معبد  دروغین  سلیمان  را  به  عنوان  نماد  کفر،  الحاد  و  گناه می دانند، به نظر می رسد که این گروه ها از شروع برنامه ی ساخت این معبد، خوشحالند.

 

برگزاری جشن بین المللی سال 2007 همجنس بازان در شهر بیت المقدس و به خصوص رژه ی همجنس بازان در نزدیکی مسجد الاقصی، آن هم در زمانی که آخرین تلاش ها برای تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد دروغین سلیمان صورت می گیرد، نشان دهنده ی ارتباط این مراسم، با ساخت معبد سلیمان است.

 

در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که یک از انگیزه های جشن بین المللی سال 2007 همجنس بازان، اهانت آشکار به مسجدالاقصی و جشن شروع ساخت معبد دروغین سلیمان بوده است. چرا که از یک سو مسجد الاقصی به عنوان نماد خداپرستی بوده و در ذهن دشمنان دین، نابودی آن به معنای نابودی ادیان الهی است و از سوی دیگر، گروه های فراماسونر، صهیونیست، شیطان پرست و همجنس باز که حضرت سلیمان (ع) را به دروغ، کافر و مشرک می دانند،(453) ساخت  معبد  دروغین  سلیمان  را به معنای آغاز دوران گناهکاری و هوسرانی بی حد و حصر می پندارند.

 

بدین ترتیب  به  نظر  می رسد  که  جشن  بین المللی  همجنس بازان  در بیت المقدس  و   رژه ی  آنان  در  نزدیکی  مسجد الاقصی،  جشن  تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلمان نیز بوده است.

 

با توجه به مطالب ذکر شده، می توان نتیجه گرفت که جشن بین المللی سال 2006 و 2007 همجنس بازان در بیت المقدس، توطئه ای سازمان یافته از جانب ماسون ها  بوده  که  به  دست  سربازان  خط  مقدمشان   یعنی  همجنس بازان  و شیطان پرستان به انجام رسیده است؛ توطئه ای که هدف آن اهانت به ادیان الهی و بزرگداشت آداب و سنن کفرآمیز و شرک آلود بود.

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، فراماسونری در طول تاریخ از تمهیدات مختلفی برای تشکیل حکومت حهانی شیطانی استفاده کرده است که ما به بعضی از آن ها اشاره کردیم. مسلماً این تشکیلات شیطانی در آینده نیز برای رسیدن به اهداف پلید خود از تمهیدات متفاوتی استفاده خواهد کرد. پس  بر  ما  واجب  است  تا  این  ابزارها  را  بشناسیم  و  علیه  آن ها برنامه ریزی کنیم و در این راه از خداوند منان مدد جوییم .

 

 

ذکر یک نکته ی مهم: در پایان مبحث « تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی »، به این نکته ی مهم اشاره می کنیم که سردمداران تشکیلات شیطانی فراماسونری، برای مقابله با اسرار لو رفته ی این سازمان، بسیاری از شواهدی را که حاکی از  اعمال  خرابکارانه ی  این  گروه هاست،  بدون هیچ گونه دلیل  معتبری  رد  می کنند و محققانی که به افشای اسرار این سازمان می پردازند را افرادی بدبین و متوهم می نامند.

 

این ترفند ماسون ها تا جایی پیش رفته است که سردمداران آن ها، اصطلاحاتی همچون (Conspiracy Hallucination : توهم توطئه)، (Conspiracy Delusion : هذیان توطئه)، (Conspiracy Theory : تئوری توطئه) و ... را وارد گویش سیاسی و فرهنگی کرده اند(454) تا بدین وسیله، شواهد ارایه شده از سوی محققان درباره ی شیطنت های فراماسونری را به تمسخر گرفته و این محققان را انسان هایی بدبین، هذیانی و متوهم جلوه داده و سخنان آن ها را صرفاً تئوری (نه واقعیت) معرفی نمایند.

 

بدیهی است که اگر ما مسلمانان بخواهیم ساده انگار و خوش خیال باشیم و وقایع حادث شده توسط ماسون ها را بر اساس تصادف و شانس تفسیر کنیم و مطابق ضرب المثل معروف، « سرمان را چون کبک در برف فرو نماییم »، دیر زمانی نخواهد گذشت که ماسون ها و دوستان صهیونیستشان بر دنیا غلبه کرده و امپراطوری جهانی شیطانی خود را در اورشلیم (بیت المقدس) پی ریزی خواهند نمود.

 

بنابراین به برادران و خواهران مسلمان توصیه می کنیم که به سخنان بی پایه و اساس فراماسونر ها توجه ننمایند و در کشف و افشای توطئه های آنان، دودلی به خود راه ندهند و مطمئن باشند که تمامی فتنه های انجام شده از سوی فراماسونرها، یک واقعیت خطرناک و پیچیده می باشد؛ زیرا وقایع تلخ و فعالیت های خطرناکی که از سوی ماسون ها انجام می شوند، به قدری فراوانند که به هیچ عنوان نمی توان آن ها را تصادفی دانست و به سادگی از آن ها رد شد.

 

 

 

یک سوال

 

با دقت در مطالبی که تاکنون پیرامون فراماسونری مطرح گردید، مسلماً یک سوال بسیار مهم در ذهن خوانندگان مجترم به وجود می آید:

 

چرا گروه های ماسونی که تلاش دارند تا حکومت ضد مسیح  = AntiChrist) دجال( را برپا کنند،(455) به جای مخالفت با واتیکان و سایر نهادها و کشورهای مسیحی، به مبارزه با مسلمانان و به خصوص ایرانیان پرداخته اند؟

 

در پاسخ باید گفت که تنها دین آسمانی که در حال حاضر در جهان وجود دارد و با قدرت تمام در مقابل فراماسونری و سایر تفکرات الحادی ایستاده است، دین مبین اسلام می باشد. زیرا مسیحیت تحریف شده ی کنونی (نه شریعت واقعی حضرت مسیح (ع))  و  یهودیت  تحریف  شده ی  کنونی  (نه  شریعت  واقعی  حضرت موسی (ع))، تنها به صورت ظاهری و سطحی به انجام آیین عبادی می پردازند.

 

از سوی دیگر، به دلیل ضعف تعلیمات جهادی در مسیحیت و یهودیت تحریف شده، این ادیان توانایی مقابله با دشمنان دین را ندارند و به راحتی شکست می خورند.

 

علاوه بر این ها تشکیلات مذهبی مسیحیت و یهودیت و سران  آن ها،  غرق  در  فساد  و بی کفایتی هستند که نمونه ی آن را در واتیکان کنونی و کنیسه های اسراییل نیز می بینیم؛ این فساد و بی کفایتی تشکیلات مذهبی مسیحیت و یهودیت تحریف شده، سبب می شود که این دو دین در عصر حاضر نتوانند به مقابله با فعالیت های شیطانی فراماسونری و تشکیلات مشابه بپردازند.

 

اما نکته ی مهم دیگری که می توان در پاسخ به سوال مذکور اشاره کرد، این است که حتی اگر دشمنی فراماسونری را صرفاً با حضرت مسیح (ع) بدانیم و تلاش برای تشکیل حکومت (AntiChrist) را نیز در این راستا توجیه کنیم، باز این مطلب که بیشترین دشمنی فراماسونری با اسلام و ملتهای مسلمان است، نشان می دهد که فراماسون ها  آیین حضرت  عیسی (ع) را بیشتر شبیه  به  آیین  مقدس  اسلام  می بینند تا آیین مسیحیت منحرف شده ی کنونی. بدین ترتیب فراماسون ها که اخلافشان (کابالیست ها)، کتب مقدس از جمله انجیل را تحریف کرده اند، برای مبارزه با حضرت مسیح (ع)، بیشتر با اسلام مبارزه می کنند؛ چرا که این دین عزیز را بیش از هر دین دیگری شبیه به آیین اصلی و تحریف نشده ی آن پیامبر بزرگوار می بینند.

 

از سوی دیگر، فراماسون ها احتمالاً با مطالعه در کتب اسلامی دریافته اند که اگر روزی حضرت مسیح (ع) قیام کند، قیام وی زیر مجموعه ای از قیام اصلی منجی مسلمانان یعنی حضرت مهدی (عج) خواهد بود و بدین ترتیب حضرت مسیح (ع)، خود یکی از یاران امام زمان (عج) خواهد بود. بنابراین ماسون ها می دانند که برای مبارزه با حضرت مسیح (ع)، قبل از هر چیز باید با فرمانده ایشان یعنی حضرت مهدی (عج)  مقابله  کنند.  به  همین  دلیل  بیش  از  همه  به   مبارزه   با   اسلام پرداخته اند. (البته لازم به ذکر است که ماسون ها، به خدا، پیامبر و ماوراءالطبیعه اعتقادی ندارند.(456)  منظور  ما  از  این  که  ماسون ها  برای  مقابله  با  حضرات مهدی (عج)  و عیسی (ع) آماده می شوند، این است که این گروه ها فکر می کنند که در آخرالزمان ممکن است اشخاصی معمولی با استفاده از روایات اسلامی، خود را حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) معرفی نمایند و بدین ترتیب با استفاده از حمایت مردمی، بر ماسون ها و همپیمانانشان بتازند! بدین ترتیب تفکر آن ها در مورد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) نیز باطل بوده و آنان را انسان هایی معمولی که در آخرالزمان زندگی می کنند، می دانند و با این تفکر باطل، خود را برای مقابله با اشخاصی معمولی (نه اعجازگر) آماده می کنند. ان شا الله خداوند مکرشان را باطل نماید.)

 

 
کاری از خادم الامام


نوشته شده توسط : نواندیش

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic