علمی فرهنگی مذهبی

جستجو

السَّلامُ عَلَیْكَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ  

 

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش سیزدهم (بخش پایانی)

دوشنبه 5 فروردین 1392   02:55 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،



همان گونه  که  ملاحظه  فرمودید،  بحرالمیت (Dead Sea)  پست ترین نقطه ی خشکی های زمین بوده و بدین ترتیب، اورشلیم یا بیت المقدس  (Jerusalem) نیز در پست ترین سرزمین جهان قرار داد که همانا سرزمین کرانه ی غربی رود اردن است.

با این اوصاف درمی یابیم که مقصود خداوند از عبارت أَدنى الأرض در آیات ابتدایی سوره ی روم، پست ترین سرزمین بوده است، نه نزدیكترین سرزمین، که این مطلب با معنای اصلی أَدنى که پست ترین است، مطابقت دارد. در واقع خداوند متعال، در آیات ابتدایی سوره ی روم، یکی از معجزات قرآن کریم را در حوزه ی علم زمین شناسی و جغرافیا بیان کرده و در این آیات، سرزمین کرانه ی غربی رود اردن را که اورشلیم (محل شکست روم از ایران در سال 614 میلادی) در آن واقع شده، پست ترین سرزمین دانسته است.(482)

این معجزه ی علمی بی نظیر، در حالی از سوی قرآن اعلام شد که اندازه گیری اختلاف سطح خشکی ها از دریا، و مقایسه ی سطوح نقاط مختلف کره ی زمین ممکن  نبود.  تنها  با  اختراع  ماهواره ها  و  امکانات  پیشرفته،  بشر  توانست   به  پست ترین سرزمین (پست ترین نقطه ی خشکی)  در  جهان پی ببرد که این امر، بعد از 1400 سال از نزول قرآن امکان پذیر شد.

نکته ی مهمی که  وجود  دارد،  این  است  که  خداوند  متعال  در  آیه ی  اول سوره ی روم، حروف مقطعه را به کار برده است و این مسأله نیز می تواند ما را به وجود معجزات آشکار در آیات ابتدایی سوره ی روم، راهنمایی کند؛ زیرا در قرآن کریم، در اکثر مواردی که از حروف مقطعه استفاده شده، بلافاصله بعد از آن آیاتی  درباره ی  عظمت  قرآن  بیان  شده  است.  حال این  مسأله  که  در سوره ی روم بلافاصله بعد از حروف مقطعه، قضیه ی شکست روم از ایران مطرح شده است، نشان می دهد که در پس ظاهر آیات مربوط به شکست ایران از روم، معجزات بزرگی نهفته است که عظمت قرآن را نشان می دهد. بدین ترتیب می توان گفت که خداوند متعال نیز ما را به معجزات موجود در آیات ابتدایی سوره ی روم، آگاه کرده است، اما ما انسان ها به دلیل نقایص علمی و عدم وجود امکانات، تا قرن اخیر از فهم بخشی از این معجزات عاجز بودیم.

اما در این میان، دشمنان اسلام نیز بیکار ننشسته اند و تلاش مذبوحانه ای را در رد این معجزات  آشکار  الهی  انجام  داده اند. این معجزات الهی به قدری  دقیق و بی شبهه بیان شده اند که حسد و خشم دشمنان اسلام را برانگیخته اند و آنان در صدد برآمده اند تا به نحوی در این معجزات شبهه وارد کنند.

برای مثال، در چند سایت اوانجلیکال (صهیونیست مسیحی) بیان شده است که از آن جا که پست ترین نقطه ی زمین در جهان در کنار بحرالمیت قرار دارد و شکست روم از ایران نیز در اورشلیم اتفاق افتاده است، مطلب ذکر شده در قرآن صحیح نیست و قرآن درباره ی پست ترین نقطه ی زمین اشتباه کرده است؛ چرا که اورشلیم (بیت المقدس) که محل شکست ایران از روم بوده است، از پست ترین نقطه ی جهان، کمی فاصله دارد و از آن کمی بلند تر است. بنابراین قرآن اشتباه کرده (نعوذ بالله) و به همین دلیل کتاب آسمانی نیست.

در رد ادعاهای  سخیف و بی پایه ی سایت های مذکور و سایت های مشابه، باید گفت که بنا بر چند دلیل محکم، سخنان این سایت ها کاملاً غلط است:

A)      خداوند متعال در قرآن کریم، از پست ترین سرزمین جهان سخن گفته است، نه از پست ترین نقطه ی جهان. بدین صورت که خداوند بزرگ، عبارت دقیق أَدنى الأرض یا پست ترین سرزمین را در آیات ابتدایی سوره ی روم  به  کار  برده  است  و هیچ گاه عبارت پست ترین شهر و یا عبارت پست ترین نقطه را ذکر نکرده است.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش سیزدهم (بخش نخست )

شنبه 3 فروردین 1392   02:53 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

مهیدات اسلام برای مقابله با فراماسونری

 

دین مبین اسلام که کاملترین برنامه برای زندگی انسان ها است، همواره راهکار ها و رهنمود هایی برای مقابله با دشمنان دین و حفاظت از اعتقادات ارایه کرده است. حتی در بسیاری از موارد، پیشگویی ها و رهنمود هایی در قالب آیات قرآن و روایات معصومین (ع) ارایه شده است تا با تأسی و تکیه بر آن ها بتوان بر شرایط دشوار زمان (به خصوص زمان غیبت صاحب الامر (عج)) غلبه کرد.

 

از نکات شگفت انگیزی که در این میان وجود دارد، این است که خداوند دانا و قادر متعال که علم او بر همه چیز احاطه دارد، پیشگویی ها و رهنمود هایی را به صورت مستقیم در آیات قرآن و به صورت غیر مستقیم از زبان معصومین (ع) بیان فرموده است، تا به کمک آن ها بتوان با بزرگترین دشمن دین در طول تاریخ یعنی فراماسونری مقابله کرد. به خصوص اگر از دریچه ی بحث دجال به فراماسونری نگاه کنیم، این مسأله خود را بیشتر نشان می دهد. (البته لازم به ذکر است که فراماسونری یک اسم است و نامی است که به یک تشکیلات  گسترده  اطلاق  می شود.  بنابراین  هنگامی  که  از  فراماسونری  نام می بریم، منظورمان تنها لژ هایی که در کشور های مختلف وجود دارند نیست؛ بلکه مقصودمان کشور های ماسونی همچون آمریکا و اسراییل و نیز فرقه هایی همچون اوانجلیسم و ... نیز می باشد. بنابراین اصطلاح فراماسونری، یک اصطلاح گسترده است.)


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش دوازدهم(قسمت دوم)

شنبه 12 اسفند 1391   02:58 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، فیلم به ظاهر تاریخی 300 تلاش کرده است تا با نماد سازی، به بیان کنایات سیاسی پرداخته و اهداف ماسونی را بسط و توسعه دهد. در این فیلم، ایران زمان خشایارشاه، به عنوان نماد ایران امروز و حتی نماد جهان اسلام معرفی گشته، و اسپارت نیز به عنوان نماد غرب به ظاهر مسیحی در آخرالزمان، معرفی شده است. تطبیق ایران بر جهان اسلام را می توان به سهولت، در فیلم 300 مشاهده کرد؛ به نحوی که تعداد زیادی از سربازان ایرانی و حتی نمایندگان خشایارشاه، با لباس ها و چهره های عربی  نشان داده شده اند. در واقع می توان گفت که فیلم 300، فیلمی است که به تقابل اسلام و ایران با جهان غرب می پردازد و به طور کامل از جهان غرب جانبداری می نماید.

 

اما نکته ی پایانی که در مورد فیلم 300 باید به آن اشاره کنیم، این است که ساخت « فیلم 300 »، همانند فیلم « مقبره ی گمشده ی مسیح (ع) » و   فیلم « کد داوینچی » نشان می دهد که احتمالاً فراماسون ها در حال اجرای آخرین برنامه های آخرالزمانیشان هستند؛ زیرا در فیلم 300 نیز همانند دو فیلم دیگر، شاهد هستیم که ماسون ها بعضی از ابزار های قدیمی خود را دور انداخته و دیگر نیازی به استفاده از آن ها نمی بینند. از جمله ی این ابزار ها، ادعای پیوند قوی ایرانیان باستان و یهودیان می باشد.

 

در این حربه، صهیونیست ها تلاش می کردند تا به ظاهر خود را دوست قدیمی ایران  نشان  دهند؛(426) بدین ترتیب  که  وقایعی  همچون  آزاد  شدن  اسیران یهودی  گرفتار  در  بابل  به  دست  کوروش  هخامنشی،(427)  ازدواج  استر  یهودی و خشایارشاه هخامنشی و وزارت مردخای (عموی استر) را در دربار خشایارشاه،(428) به عنوان نماد پیوند ایرانیان باستان و یهودیان معرفی نموده  و  بدین وسیله  تلاش می کردند تا از ایران قبل از انقلاب، به عنوان یک شریک و همکار در منطقه استفاده نمایند.

 

برای  انجام  این  امر،  در  دوران  قبل  از  انقلاب  اسلامی،  تفکرات  ملی گرا  و غیر مذهبی در ایران تقویت شده و تلاش می شد تا ایران باستان، به عنوان تنها هویت ایرانیان معرفی گردد و هویت اسلامی ایرانیان، به بوته ی فراموشی سپرده  شود. (برگزاری  مراسم  2500 ساله ی  شاهنشاهی  بخشی  از  این برنامه ها بود.)(429)

 

در کنار این جریانات، تفکرات دیگری از جمله بحث دوستی ایرانیان باستان و یهودیان  نیز  به  صورت  افراطی  توسط  صهیونیست ها  تبلیغ  شده  و  چنین  القا می شد که ایرانیان باستان و یهودیان، نزدیک ترین دوستان یکدیگر بوده اند و دین اسلام بین این دوستان شفیق! فاصله انداخته است.(430)

 

بعد  از  پیروزی  انقلاب  اسلامی  نیز  سیاست  صهیونیستی  ذکر  شده،  از طرف دولت های  ماسونی  آمریکا  و  اسراییل  ادامه  یافته  و  در  برنامه های  ماهواره ای و ... تفکر مذکور تبلیغ می شد.

 

اما نکته ی جالب این که در فیلم 300 حتی به ایران باستان نیز رحم نشده است و  ایرانیان  باستان  نیز  به  عنوان  موجوداتی  وحشی  معرفی  شده اند! جالب تر این که پادشاه ایرانی مورد بحث در این فیلم (خشایارشاه)، همان کسی است که یهودیان قبلاً به ازدواج وی با استر افتخار می کردند(431) و او را  شاهی  مقتدر  و  نیکو سرشت معرفی می نمودند!

 

این تغییر جهت صهیونیست ها در فیلم 300 نشان می دهد که آنان دیگر خود را در نزدیکی رسیدن به اهداف آخرالزمانی خود پنداشته و دیگر نیازی به استفاده از ابزار مذکور نمی بینند.

 

البته در پایان باید یادآور شویم که منظور ما از عبارات فوق، دشمنی با هموطنان یهودیمان و نیز سایر یهودیان آزاده نیست؛ بلکه روی سخن ما با دستگاه های فراماسونی و صهیونیستی یهودی و مسیحی می باشد که از بحث های فوق، استفاده ی ابزاری می نمایند. به عبارت دیگر، مردم مسلمان ایران، با تکیه بر فرهنگ  اصیل  اسلامی–ایرانی  خود،  دوستی  با  همه ی  ادیان  آسمانی  را وظیفه ی خود می دانند و بعد از انقلاب اسلامی نیز روابط حسنه ی خود را با  هموطنان کلیمی، زرتشتی و مسیحی، بیش از پیش ادامه می دهند.

 

 

 

 

 

  27 – برگزاری فستیوال جهانی همجنس بازان در شهر مقدس بیت المقدس.

 

گروه های همجنس باز، گروه های منحرفی هستند که اعضای آن ها به هیچ دینی پایبند نبوده و تنها به فکر ارضای امیال جنسی و حیوانی خود می باشند. تعداد بسیار زیادی از اعضای این گروه ها، در گروه های شیطان پرست نیز عضویت دارند.(432) در کشور های غربی، اعضای گروه های همجنس باز در هر شهر، یک روز در سال را به جشن و پایکوبی دسته جمعی و رژه در خیابان های شهرشان می پردازند. علاوه بر جشن مذکور، یک جشن بزرگ نیز در هر سال برگزار می شود که در این جشن، همه ی همجنس بازان جهان، در یک شهر بزرگ به دور یکدیگر جمع می شوند و به جشن و پایکوبی و رژه می پردازند تا بدین وسیله به همجنس باز بودن خود افتخار کنند و بی پروا این مسأله را به دیگران اعلام نمایند!(433)

 

یک انجمن بین المللی به نام « افتخار بین المللی » یا « Inter Pride »، مسئول سازماندهی جشن سالانه ی همجنس بازان است.(434) این مجمع در اقدامی عجیب و بی سابقه تصمیم گرفت تا یکی از مهمترین شعب بین المللی خود را با عنوان « افتخار جهان » یا « World Pride » در شهر مقدس و مبارک بیت المقدس تأسیس کند(435) و جشن سالانه ی سال 2006 را در این شهر عزیز برگزار نماید.(436) این اقدام به قدری بی شرمانه و وقیحانه بود که علاوه بر مسلمانان بیت المقدس، یهودیان سنتی و فوق ارتدوکس نیز به برگزاری این فستیوال شیطانی اعتراض کردند؛ در نتیجه ی این اعتراض ها، درگیری بسیار شدیدی بین پلیس اسراییل و مسلمانان و یهودیان رخ داد.(437)

 

البته اعتراض های مذکور، سبب شد تا همجنس بازان از ترس جان خود، از رژه رفتن خودداری کنند و جشن فاسد خود را در یک استادیوم ورزشی برگزار نمایند.(438)

 

در تصاویر زیر، صحنه هایی از گردهمایی مذکور را ملاحظه می فرمایید:(439)

 

 
وعده صادق
تصاویر جشن بین المللی سالانه ی همجنس بازان, که در سال 2006 و در شهر اورشلیم(بیت المقدس) برگزار شده است.

 

وعده صادق 
حضور پررنگ یهودیان اصلاح طلب و غیر ارتدوکس(تصویر سمت راست), طرفداران دولت اسراییل (تصویر وسط) و حتی سربازان اسراییلی! (تصویر سمت چپ) در جشن بین المللی سالانه ی همجنس بازان در اورشلیم(بیت المقدس), نشان دهنده ی روابط حسنه ی دولت ماسونی اسراییل با گروه های فاسد است.

وعده صادق 
دستگیری یهودیان فوق ارتدوکس معترض به جشن بین المللی همجنس بازان در اورشلیم(بیت المقدس).

 

گروه های فاسد همجنس باز که حمایت همه جانبه ی دولت اسراییل را در جشن سال 2006 تجربه کرده بودند، تصمیم گرفتند تا جشن بین المللی خود را در سال 2007، مجدداً  در  بیت المقدس  برگزار  نمایند؛  با  این  تفاوت  که  در  سال  2007، گروه های مذکور در خیابان های شهر و حتی در نزدیکی دیوار های مسجدالاقصی رژه رفتند تا هتک حرمت ادیان را به اوج خود رسانند.(440)

 

این حرکت بی شرمانه ی همجنس بازان در سال 2007، منجر به اعتراض مجدد مسلمانان و یهودیان فوق ارتدوکس شد، اما نه تنها این اعتراضات به برخورد شدید پلیس با معترضین منجر گشت،(441) بلکه « Israeli Supreme Court » یا دادگاه عالی اسراییل (که قبلاً به ساختار ماسونی آن اشاره کردیم)، نیز دادخواست حقوقی معترضین را رد کرده و رای خود را به نفع همجنس بازان صادر کرد.(442)

 

بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که جشن فاسد همجنس بازان، با تلاش و همکاری دولت ماسونی اسراییل شکل گرفت و هدف از آن، توهین به ادیان الهی و ترویج تعالیم ضد دینی ماسونی و شیطان پرستی بود.

 

 

اما سوالی که مطرح می شود، این است که چرا بیت المقدس برای برگزاری جشنواره ی بین المللی همجنس بازان انتخاب شد؟

 

قبل از پاسخ به این سوال، باید یک مطلب مهم را یادآوری کنیم و آن، این است که علاوه بر بیت المقدس (اورشلیم) شهر های بزرگ دیگری نیز در اسراییل وجود دارند؛ این مسأله که چرا با وجود قرار داشتن شهرهای بزرگ و توریستی در اسراییل، چنین جشن فاسدی در بیت المقدس برپا شد، دسیسه های پنهانی موجود در این ماجرا را نشان می دهد.

 

 

اما دلایلی که سبب شدند تا همجنس بازان، جشنواره ی بین المللی فاسد خود را در بیت المقدس برگزار کنند، به قرار زیرند:

 

1)      به گزارش خبرگزاری مهر و سایت موعود،  یکی از شعبات انجمن  جهانی  همجنس بازان  با عنوان « افتخار جهان » یا « World Pride » واقع در شهر بیت المقدس، در بیانیه ی خود ذکر کرده است: « هدف از برگزاری این جشنواره در بیت المقدس، عرق و اصالت دین در این شهر است. »(443)

 

با  کمی  دقت  درمی یابیم  که  منظور  از  این  سخن،  این  است  که همجنس بازان جهان، به منظور تمسخر ادیان، یکی از مهمترین شهرهای مذهبی دنیا را برای برگزاری جشنواره ی بین المللی خود برگزیده اند تا جسارت و جرأت؟! خود را در مقابله با هر سه دین بزرگ آسمانی (اسلام، مسیحیت و یهودیت)  نشان  دهند؟!  زیرا  همان گونه  که  می دانیم،  شهر بیت المقدس، از نظر هر سه دین بزرگ آسمانی مقدس است. چرا که معراج حضرت محمد (ص) به آسمان و فعالیت های تبلیغی حضرت عیسی (ع) در این شهر اتفاق افتاده و قبله ی حضرت موسی (ع) و محراب بسیاری از پیامبران بنی اسراییل نیز در این شهر می باشد.(444)

 

بدین ترتیب می توان گفت که یکی از اهداف برگزاری چنین جشنواره ای در شهر مقدس بیت المقدس، تمسخر همزمان سه دین بزرگ الهی است. مطلبی که در بیانیه ی انجمن جهانی همجنس بازان نیز به آن اشاره شده است.

 

 

2)      از  دیگر  دلایل  مهمی که احتمالاً  سبب  شده  است  تا  انجمن  جهانی همجنس بازان جشنواره ی خود را در بیت المقدس  برگزار نماید، نزدیکی محل   زندگی   قوم   لوط  (شهر سدوم : Sodom)،  به  شهر  اورشلیم (بیت المقدس) است.

 

قوم فاسد و گناهکار لوط، در شهر سدوم در نزدیکی بحرالمیت (Dead Sea) و رود اردن  زندگی  می کردند.  قوم  لوط،  اولین  قومی  بودند  که  عمل  شنیع همجنس بازی را رواج دادند و خداوند متعال نیز به کیفر این گناه بزرگ، آن ها را عذاب داده و نابود کرد.(445)

 

در عصر حاضر، قوم لوط به عنوان نماد گناه و به خصوص بی بند و باری جنسی شناخته  می شود؛  این  نماد  به  قدری  شناخته  شده  است  که حتی در زبان انگلیسی کلماتی همچون (عمل مرتبط با همجنس بازی : Sodomitic)، (همجنس بازی : Sodomy) و ... وجود دارند.(446) علاوه بر این، بعضی از گروه های شیطانی، از جمله یک گروه موسیقی شیطانی Metal در آلمان، نام خود را (سدوم : Sodom)  نهاده اند.(447

 

در  تصاویر زیر، تبلیغات این گروه را ملاحظه می فرمایید:(448)

 
وعده صادق
تصاویر تبلیغاتی آلبوم های موسیقی یک گروه شیطانی (Metal) با عنوان (سدوم: Sadom)

 

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، گروه های شیطان پرست و همجنس باز، شهر سدوم  را  به  عنوان  شهر  آرمانی  خود  می دانند.  این  شهر  فاسد،  در  مجاورت  دریاچه ی  بحرالمیت (Dead Sea)   قرار  داشته   است   که این دریاچه،  فاصله ی  بسیار  کمی  با  بیت المقدس (اورشلیم)  دارد.(449) بدین ترتیب،  فاصله ی  شهر  سدوم  با  بیت المقدس،  حداکثر  در  حدود 75 کیلومتر بوده است.

 

علاوه بر این، در قرآن و تورات نیز درباره ی فرشتگانی که برای عذاب قوم لوط آمده بودند، گفته شده است که آنان قبل از عزیمت به شهر سدوم، با حضرت ابراهیم (ع) نیز دیدار داشته اند.(450) این مطلب نیز نشان می دهد که فاصله ی شهر سدوم با بیت المقدس (محل زندگی حضرت ابراهیم در آن هنگام) کم بوده است.

 

در تصاویر زیر، موقعیت تقریبی شهر سدوم را ملاحظه می فرمایید:(451)

 
وعده صادق
موقعیت احتمالی شهر سدوم(Sadom) در نزدیکی بحرالمیت(Dead Sea)

 

 وعده صادق
فاصله ی بسیار کم (حدود 17.5 کیلومتر) بیت المقدس از بحر المیت (Dead Sea), (به مقیاس ارایه شده در گوشه ی تصویر, توجه فرمایید.)

با  دقت  در  تصاویر  فوق، درمی یابیم  که  شهر  سدوم  با  شهر  مقدس بیت المقدس فاصله ی کمی دارد.

 

بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که نزدیکی بیت المقدس به محل شهر  نابود شده ی سدوم، انگیزه ی دیگری برای همجنس بازان و گروه های فراماسونر حامی آنان بود  تا  جشن بین المللی سالانه ی همجنس بازان  را  در  شهر  بیت المقدس  برگزار نمایند و به وسیله ی آن، علاوه بر اهانت به ادیان الهی، زشتکاری های قوم لوط را زنده نموده و اعمال کثیف این قوم را ترویج نمایند.

 

 

A)  علاوه بر انگیزه ها و اهدافی که در بالا پیرامون برگزاری جشن همجنس بازان در بیت المقدس ذکر شدند، به نظر می رسد که در این بین انگیزه ی مهم دیگری نیز وجود دارد.

 

قبلاً  ذکر کردیم  که  تشکیلات  جهانی  فراماسونری،  در  حال  انجام  آخرین تلاش ها برای نابودی مسجدالاقصی و ساخت معبد کذایی سلیمان است. این مسأله تا به آنجا پیش رفته است که در سال 2007، اسراییل علناً شروع به تخریب « باب المغاربة » در مجاورت مسجد الاقصی کرد تا با دستکاری این قسمت، دیوارهای مسجد الاقصی نیز خود به خود تخریب شوند.(452)

با  توجه  به  این  که  گروه های  شیطان پرست  و  به  تبع  آنان  گروه های همجنس  باز،  معبد  دروغین  سلیمان  را  به  عنوان  نماد  کفر،  الحاد  و  گناه می دانند، به نظر می رسد که این گروه ها از شروع برنامه ی ساخت این معبد، خوشحالند.

 

برگزاری جشن بین المللی سال 2007 همجنس بازان در شهر بیت المقدس و به خصوص رژه ی همجنس بازان در نزدیکی مسجد الاقصی، آن هم در زمانی که آخرین تلاش ها برای تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد دروغین سلیمان صورت می گیرد، نشان دهنده ی ارتباط این مراسم، با ساخت معبد سلیمان است.

 

در واقع می توان چنین نتیجه گرفت که یک از انگیزه های جشن بین المللی سال 2007 همجنس بازان، اهانت آشکار به مسجدالاقصی و جشن شروع ساخت معبد دروغین سلیمان بوده است. چرا که از یک سو مسجد الاقصی به عنوان نماد خداپرستی بوده و در ذهن دشمنان دین، نابودی آن به معنای نابودی ادیان الهی است و از سوی دیگر، گروه های فراماسونر، صهیونیست، شیطان پرست و همجنس باز که حضرت سلیمان (ع) را به دروغ، کافر و مشرک می دانند،(453) ساخت  معبد  دروغین  سلیمان  را به معنای آغاز دوران گناهکاری و هوسرانی بی حد و حصر می پندارند.

 

بدین ترتیب  به  نظر  می رسد  که  جشن  بین المللی  همجنس بازان  در بیت المقدس  و   رژه ی  آنان  در  نزدیکی  مسجد الاقصی،  جشن  تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلمان نیز بوده است.

 

با توجه به مطالب ذکر شده، می توان نتیجه گرفت که جشن بین المللی سال 2006 و 2007 همجنس بازان در بیت المقدس، توطئه ای سازمان یافته از جانب ماسون ها  بوده  که  به  دست  سربازان  خط  مقدمشان   یعنی  همجنس بازان  و شیطان پرستان به انجام رسیده است؛ توطئه ای که هدف آن اهانت به ادیان الهی و بزرگداشت آداب و سنن کفرآمیز و شرک آلود بود.

 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، فراماسونری در طول تاریخ از تمهیدات مختلفی برای تشکیل حکومت حهانی شیطانی استفاده کرده است که ما به بعضی از آن ها اشاره کردیم. مسلماً این تشکیلات شیطانی در آینده نیز برای رسیدن به اهداف پلید خود از تمهیدات متفاوتی استفاده خواهد کرد. پس  بر  ما  واجب  است  تا  این  ابزارها  را  بشناسیم  و  علیه  آن ها برنامه ریزی کنیم و در این راه از خداوند منان مدد جوییم .

 

 

ذکر یک نکته ی مهم: در پایان مبحث « تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی »، به این نکته ی مهم اشاره می کنیم که سردمداران تشکیلات شیطانی فراماسونری، برای مقابله با اسرار لو رفته ی این سازمان، بسیاری از شواهدی را که حاکی از  اعمال  خرابکارانه ی  این  گروه هاست،  بدون هیچ گونه دلیل  معتبری  رد  می کنند و محققانی که به افشای اسرار این سازمان می پردازند را افرادی بدبین و متوهم می نامند.

 

این ترفند ماسون ها تا جایی پیش رفته است که سردمداران آن ها، اصطلاحاتی همچون (Conspiracy Hallucination : توهم توطئه)، (Conspiracy Delusion : هذیان توطئه)، (Conspiracy Theory : تئوری توطئه) و ... را وارد گویش سیاسی و فرهنگی کرده اند(454) تا بدین وسیله، شواهد ارایه شده از سوی محققان درباره ی شیطنت های فراماسونری را به تمسخر گرفته و این محققان را انسان هایی بدبین، هذیانی و متوهم جلوه داده و سخنان آن ها را صرفاً تئوری (نه واقعیت) معرفی نمایند.

 

بدیهی است که اگر ما مسلمانان بخواهیم ساده انگار و خوش خیال باشیم و وقایع حادث شده توسط ماسون ها را بر اساس تصادف و شانس تفسیر کنیم و مطابق ضرب المثل معروف، « سرمان را چون کبک در برف فرو نماییم »، دیر زمانی نخواهد گذشت که ماسون ها و دوستان صهیونیستشان بر دنیا غلبه کرده و امپراطوری جهانی شیطانی خود را در اورشلیم (بیت المقدس) پی ریزی خواهند نمود.

 

بنابراین به برادران و خواهران مسلمان توصیه می کنیم که به سخنان بی پایه و اساس فراماسونر ها توجه ننمایند و در کشف و افشای توطئه های آنان، دودلی به خود راه ندهند و مطمئن باشند که تمامی فتنه های انجام شده از سوی فراماسونرها، یک واقعیت خطرناک و پیچیده می باشد؛ زیرا وقایع تلخ و فعالیت های خطرناکی که از سوی ماسون ها انجام می شوند، به قدری فراوانند که به هیچ عنوان نمی توان آن ها را تصادفی دانست و به سادگی از آن ها رد شد.

 

 

 

یک سوال

 

با دقت در مطالبی که تاکنون پیرامون فراماسونری مطرح گردید، مسلماً یک سوال بسیار مهم در ذهن خوانندگان مجترم به وجود می آید:

 

چرا گروه های ماسونی که تلاش دارند تا حکومت ضد مسیح  = AntiChrist) دجال( را برپا کنند،(455) به جای مخالفت با واتیکان و سایر نهادها و کشورهای مسیحی، به مبارزه با مسلمانان و به خصوص ایرانیان پرداخته اند؟

 

در پاسخ باید گفت که تنها دین آسمانی که در حال حاضر در جهان وجود دارد و با قدرت تمام در مقابل فراماسونری و سایر تفکرات الحادی ایستاده است، دین مبین اسلام می باشد. زیرا مسیحیت تحریف شده ی کنونی (نه شریعت واقعی حضرت مسیح (ع))  و  یهودیت  تحریف  شده ی  کنونی  (نه  شریعت  واقعی  حضرت موسی (ع))، تنها به صورت ظاهری و سطحی به انجام آیین عبادی می پردازند.

 

از سوی دیگر، به دلیل ضعف تعلیمات جهادی در مسیحیت و یهودیت تحریف شده، این ادیان توانایی مقابله با دشمنان دین را ندارند و به راحتی شکست می خورند.

 

علاوه بر این ها تشکیلات مذهبی مسیحیت و یهودیت و سران  آن ها،  غرق  در  فساد  و بی کفایتی هستند که نمونه ی آن را در واتیکان کنونی و کنیسه های اسراییل نیز می بینیم؛ این فساد و بی کفایتی تشکیلات مذهبی مسیحیت و یهودیت تحریف شده، سبب می شود که این دو دین در عصر حاضر نتوانند به مقابله با فعالیت های شیطانی فراماسونری و تشکیلات مشابه بپردازند.

 

اما نکته ی مهم دیگری که می توان در پاسخ به سوال مذکور اشاره کرد، این است که حتی اگر دشمنی فراماسونری را صرفاً با حضرت مسیح (ع) بدانیم و تلاش برای تشکیل حکومت (AntiChrist) را نیز در این راستا توجیه کنیم، باز این مطلب که بیشترین دشمنی فراماسونری با اسلام و ملتهای مسلمان است، نشان می دهد که فراماسون ها  آیین حضرت  عیسی (ع) را بیشتر شبیه  به  آیین  مقدس  اسلام  می بینند تا آیین مسیحیت منحرف شده ی کنونی. بدین ترتیب فراماسون ها که اخلافشان (کابالیست ها)، کتب مقدس از جمله انجیل را تحریف کرده اند، برای مبارزه با حضرت مسیح (ع)، بیشتر با اسلام مبارزه می کنند؛ چرا که این دین عزیز را بیش از هر دین دیگری شبیه به آیین اصلی و تحریف نشده ی آن پیامبر بزرگوار می بینند.

 

از سوی دیگر، فراماسون ها احتمالاً با مطالعه در کتب اسلامی دریافته اند که اگر روزی حضرت مسیح (ع) قیام کند، قیام وی زیر مجموعه ای از قیام اصلی منجی مسلمانان یعنی حضرت مهدی (عج) خواهد بود و بدین ترتیب حضرت مسیح (ع)، خود یکی از یاران امام زمان (عج) خواهد بود. بنابراین ماسون ها می دانند که برای مبارزه با حضرت مسیح (ع)، قبل از هر چیز باید با فرمانده ایشان یعنی حضرت مهدی (عج)  مقابله  کنند.  به  همین  دلیل  بیش  از  همه  به   مبارزه   با   اسلام پرداخته اند. (البته لازم به ذکر است که ماسون ها، به خدا، پیامبر و ماوراءالطبیعه اعتقادی ندارند.(456)  منظور  ما  از  این  که  ماسون ها  برای  مقابله  با  حضرات مهدی (عج)  و عیسی (ع) آماده می شوند، این است که این گروه ها فکر می کنند که در آخرالزمان ممکن است اشخاصی معمولی با استفاده از روایات اسلامی، خود را حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) معرفی نمایند و بدین ترتیب با استفاده از حمایت مردمی، بر ماسون ها و همپیمانانشان بتازند! بدین ترتیب تفکر آن ها در مورد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) نیز باطل بوده و آنان را انسان هایی معمولی که در آخرالزمان زندگی می کنند، می دانند و با این تفکر باطل، خود را برای مقابله با اشخاصی معمولی (نه اعجازگر) آماده می کنند. ان شا الله خداوند مکرشان را باطل نماید.)

 

 
کاری از خادم الامام


نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش دوازدهم(قسمت نخست)

پنجشنبه 3 اسفند 1391   02:50 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

 

  26 – ساخت فیلم ضد ایرانی 300.

 

در ماه مارس سال 2007 میلادی (اسفند سال 1385 شمسی) و دقیقاً همزمان با اعمال فشار شدید غرب بر پرونده ی هسته ای ایران، فیلم ضد ایرانی 300 به کارگردانی زک اسنایدر (Zack Snyder) بر روی پرده سینما رفت. این فیلم جنجالی و سراسر دروغ، از کتاب کمدی و بی پایه و اساس (300) نوشته ی فرانک میلر (Frank Miller) اقتباس شده است.(398)

 

این فیلم، فیلمی سراسر دروغ و مملو از تحریف ها، مجعولات و دستکاری ها می باشد. در این فیلم، حقایق تاریخی بسیاری وارونه جلوه داده شده است که از آن جمله می توان به چهره ی خشایارشاه پادشاه ایران، چهره های سربازان ایرانی، رفتار و منش ایرانیان و ... اشاره کرد. دروغ های تاریخی فیلم مذکور به قدری فراوان می باشند که برای بررسی آن ها مقاله ای کامل مورد نیاز است و ما به دلیل پرهیز از اطاله ی کلام، در این مقاله به آن ها نمی پردازیم.

 

اما این فیلم، در پس ظواهر هنری و تاریخی خود، حاوی پیام ها و اهداف سیاسی خطرناکی است. در این قسمت از مقاله، تلاش داریم تا به بررسی جنبه های سیاسی و نیز اهداف شیطانی فیلم 300 بپردازیم تا لایه های پنهان این فیلم، بیش از پیش بر خوانندگان عزیز هویدا گردد.

 

مسایلی که سبب شده است فیلم 300 به عنوان یک فیلم سیاسی و آلت دست کشور های ماسونی مطرح شود، عبارتند از:

 

1)  در حال حاضر (سال 2007 میلادی) که جهان غرب، به بهانه ی پرونده ی هسته ای، ایران را آماج شدید ترین حملات تبلیغاتی قرار داده است(399) و با اهرم شورای امنیت سعی در تضعیف ایران دارد، ساخت فیلم 300 بزرگترین کمکی بود که صنعت سینمای ماسونی و صهیونیستی هالیوود می توانست به  دولت های  غربی  نماید.  زیرا  این  فیلم  با  ارایه ی  چهره ای  خشن  و جنگ طلب از ایرانیان، زمینه را برای تنفر اروپاییان و آمریکاییان از ایران آماده کرده و این تنفر سبب می گردد تا اجماعی در داخل کشورهای غربی بر علیه ایران تشکیل شود. بدین ترتیب زمینه برای هر گونه تحریم سیاسی و اقتصادی ایران آماده تر می شود و حتی در صورت اقدام نظامی غرب بر علیه ایران، مردم این کشورها حمایت بیشتری از جنگ می نمایند؛ زیرا آن ها با استناد به فیلم 300، ایرانیان را ذاتاً انسان های جنگ طلب می دانند. این خدمت بزرگ فیلم 300 به سیاستمداران ماسونی غرب از یک سو، و تولید این فیلم توسط یک کمپانی کاملاً ماسونی(400) وابسته به هالیوود از سوی دیگر، این فرضیه را که فیلم مذکور تنها در جهت خدمت به اهداف فراماسونری ساخته شده است، قویاً تأیید می نماید. (لازم به ذکر است که تعدادی از « برادران وارنر » که صاحب کمپانی سازنده ی فیلم 300 هستند، به صورت قطعی و اثبات شده فراماسون هستند.)(401)

 

2)  فیلم 300 پر از صحنه ها و دیالوگ هایی است که مستقیم یا غیر مستقیم، به مناقشات سیاسی امروز ایران (و حتی اسلام) با غرب می پردازد و در این بین حق را به جهان غرب می دهد. از مهمترین صحنه ها و دیالوگ هایی که در  این  زمینه  می توان  به  آن ها  اشاره  کرد،  صحنه ها  و  دیالوگ های  زیر می باشند:

 

A)      در اکثر صحنه های فیلم، ایرانیان با لباس هایی مشابه لباس های عربی و با چهره هایی مشابه اعراب دیده می شوند. این مسأله قطعاً عمدی بوده است؛ زیرا پس از واقعه ی ساختگی 11 سپتامبر، تبلیغات شدیدی علیه اسلام و به خصوص اعراب انجام شد. مخصوصاً به دلیل معرفی گروه تکفیری القاعده به عنوان مسبب اصلی این واقعه، حملات تبلیغاتی زیادی علیه اعراب شکل گرفت.(402)


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش یازدهم

شنبه 7 بهمن 1391   02:47 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

  فیلم  جنجالی  «The  lost  tomb  of  Jesus »   یا   « مقبره ی  گمشده ی مسیح (ع) »، حاصل همکاری یک کارگردان فراماسونر به نام جیمز کامرون (James Cameron)،  و  یک باستان شناس  و  فیلم ساز یهودی  صهیونیست  به نام سیمشا جاکوبوویچی (Simcha Jacobovici) می باشد.(374) شواهد فراماسونر بودن جیمز کامرون و سیمشا  جاکوبوویچی را در تصاویر زیر ملاحظه می فرمایید:(375)
 
 


  25 – ادعای کشف مقبره ی مسیح (ع) و خانواده اش؟!

بعد از اکران فیلم پر سر و صدای « کد داوینچی » در سال 2006، فیلم ظاهراً مستند « مقبره ی گمشده ی مسیح (ع) » یا « The lost tomb of Jesus » موجب شوکه شدن جهان مسیحیت در سال 2007 شد؛ این فیلم توسط یک کارگردان و فراماسونر معروف به نام جیمز کامرون (James Cameron) به دنیای سینما عرضه گردید.(372)

جیمز کامرون که با ساخت فیلم فاسد « تایتانیک »، برنده ی جایزه ی اسکار شد و شهرت جهانی برای خویش رقم زد، در سال 2007 فیلمی به ظاهر مستند درباره ی پیدا شدن مقبره ی حضرت مسیح (ع) و همسر و فرزندشان! ساخته و روانه ی بازار کرد.(373)  این مسأله که چه چیزی کارگردان یک فیلم  غیر اخلاقی  همچون « تایتانیک » را به سمت ساخت فیلمی درباره ی مذهب سوق می دهد، قطعاً جای سوال دارد؟! و همین مطلب می تواند اهداف شیطانی سازندگان چنین فیلمی را به خوبی نشان دهد.

فیلم  جنجالی  «The  lost  tomb  of  Jesus »   یا   « مقبره ی  گمشده ی مسیح (ع) »، حاصل همکاری یک کارگردان فراماسونر به نام جیمز کامرون (James Cameron)،  و  یک باستان شناس  و  فیلم ساز یهودی  صهیونیست  به نام سیمشا جاکوبوویچی (Simcha Jacobovici) می باشد.(374) شواهد فراماسونر بودن جیمز کامرون و سیمشا  جاکوبوویچی را در تصاویر زیر ملاحظه می فرمایید:(375)

 

 شواهد عضویت کارگردان مشهور, جیمز کامرون (James Kameron) در فراماسونری.


 
شواهد یهودی بودن و صهیونیست بودنسیمشا جاکوبوویچی(Simcha Jacobovici) , باستان شناس و فیلم ساز معروف.
 

همان گونه که ملاحظه فرمودید، یک فراماسونر و یک صهیونیست یهودی، فیلم « مقبره ی گمشده ی مسیح » را ساخته اند. حضور این دو شخص در رأس تهیه کنندگان فیلم مذکور، قطعاً سندیت و حقانیت فیلم را زیر سوال می برد.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش دهم

سه شنبه 5 دی 1391   02:44 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

« فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هشتم »

 
 
ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

20 – معرفی مسجد قبة الصخرة به جای مسجد الاقصی در رسانه ها به منظور تخریب آسان تر مسجد الاقصی:

مجموعه ی حرم قدسی شهر بیت المقدس، یکی از مبارک ترین و مقدس ترین مکان های دنیا می باشد و از نظر تقدس، در بین ادیان الهی (اسلام، مسیحیت و یهودیت) مقام والایی دارد. این مجموعه ی مبارک، از بخش های مختلفی تشکیل شده است که شناخت آن ها ما را در ادامه ی بحث، یاری می کند:

339) این مسجد مبارک، از ارزش بسیار والایی در دین اسلام برخوردار است و بسیاری از وقایع آخرالزمان، از جمله قضیه ی فتح قدس در زمان ظهور حضرت مهدی (عج)، به این مسجد مبارک مربوط می شود.(340)  گنبد این مسجد، سبز رنگ است.

341) بدین ترتیب این مسجد نیز از دیدگاه مسلمانان بسیار مقدس است. گنبد این مسجد، طلایی رنگ می باشد.

تصاویر دو بنای مقدس مسجد الاقصی و مسجد قبة الصخرة را می توانید در تصویر زیر ملاحظه نمایید:
A) مسجد الاقصی   مسجد   مبارکی   است   که   قبله ی   اول   مسلمین می باشد.( B) مسجد قبة الصخرة نیز از اهمیت فراوانی در دین اسلام  برخوردار  است؛  زیرا مرحله ی دوم سفر پیامبر گرامی اسلام (ص) در شب معراج و عروج ملکوتی ایشان از زمین به آسمان، از این مسجد مبارک آغاز شده است.(
 
عکس راست: مسجد الاقصی.(گنبد این مسجد مبارک, سبز رنگ است.)
عکس چپ: مسجد قبه الصخره(گنبد این مسجد مبارک, طلایی رنگ است.)
 

البته علاوه بر این دو مسجد مبارک، قسمت های مقدس بسیاری در حرم قدسی وجود دارند که شامل سقاخانه ها، گلدسته ها و ... می شوند، اما هیچ کدام از آن ها، در نظر مسلمانان همانند دو مسجد یاد شده نیستند و این دو مسجد، ارزش بسیار بالاتری دارند.

در هر حال، مسجد اصلی منطقه ی حرم قدسی، مسجدالاقصی است و این مسجد است که قبله گاه اولیه ی مسلمین بوده و در آخرالزمان نیز توسط حضرت مهدی موعود (عج) و یارانش، آزاد می گردد.

از دیدگاه اسلام، مسجدالاقصی  توسط حضرت آدم (ع) بنا نهاده شد. سپس حضرت ابراهیم (ع) و نیز حضرت سلیمان (ع) این معبد را بازسازی کردند.(342) (در واقع بنای مقدسی  که  در  اورشلیم (بیت المقدس)  به  دست  حضرت سلیمان (ع) ساخته شد، مسجد الاقصی بود، نه معبد دروغین و کذایی سلیمان.)

بعد از فتح بیت المقدس به دست مسلمانان، مسجدالاقصی به دفعات توسط مسلمانان بازسازی، و مسجد مقدس قبة الصخرة نیز به مجموعه بناهای  حرم قدسی اضافه شد.(343) اکنون در مجموعه ی حرم قدسی شهر بیت المقدس، دو مسجد مبارک قبة الصخره و مسجدالاقصی با فاصله ی بسیار کمی از یکدیگر واقع شده اند.

اما مجموعه ی حرم قدسی نیز، از تعرض فرهنگی فراماسونری و صهیونیسم در امان نمانده است. یکی از ترفند های بسیار کثیف سران فراماسونری در جهت تعرض فرهنگی به مجموعه ی حرم قدسی و انجام اهداف آخرالزمانی خود، معرفی مسجد قبة الصخرة به جای مسجدالاقصی است. مسجدی که امروزه تمام  مسلمانان  به  عنوان  مسجد الاقصی  می شناسند،  در  واقع  مسجد قبة الصخرة است که  مسجدی  با  گنبد طلایی  می باشد.  حتی  همه ی شبکه های تلویزیونی هم همین  اشتباه  را  مرتکب  شده  و  تصویر  مسجد قبة الصخره را به جای مسجد الاقصی نشان می دهند. البته رادیو و تلویزیون کشور های اسلامی تا حد زیادی در این زمینه بی تقصیرند؛ زیرا رژیم صهیونیستی که کنترل شهر مقدس بیت المقدس را در دست دارد، به فیلمبرداران و عکاسان،  تنها اجازه ی تصویر برداری از مسجد  قبة الصخرة  را می دهد و از فیلم برداری و عکس برداری از مسجد الاقصی ممانعت می کند؛ به همین دلیل، عکس های کمی از مسجد الاقصی در دست می باشد.

حال سوال اصلی این است که هدف واقعی ماسون ها و صهیونیست ها از معرفی مسجد قبة الصخره به جای مسجد الاقصی چیست؟


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش نهم

جمعه 3 آذر 1391   02:42 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

نکته ی بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که احادیث معتبر بسیاری از معصومین (ع) نقل شده است که در طی آن ها این بزرگواران، وقایع آخرالزمان را پیشگویی کرده اند که بسیاری از این وقایع نیز به صورت بسیار دقیق به حقیقت پیوسته اند؛ اما با این حال، کماکان بسیاری از برادران مسلمان به جای بهره بردن از احادیث معصومین (ع)، برای بررسی  وقایع  آخرالزمان  به پیشگویی های دروغین و توطئه آمیز نوستراداموس می پردازند.
 
  نکته ی بسیار مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که احادیث معتبر بسیاری از معصومین (ع) نقل شده است که در طی آن ها این بزرگواران، وقایع آخرالزمان را پیشگویی کرده اند که بسیاری از این وقایع نیز به صورت بسیار دقیق به حقیقت پیوسته اند؛ اما با این حال، کماکان بسیاری از برادران مسلمان به جای بهره بردن از احادیث معصومین (ع)، برای بررسی  وقایع  آخرالزمان  به پیشگویی های دروغین و توطئه آمیز نوستراداموس می پردازند.

به منظور بررسی دقت و صحت احادیث معصومین (ع) در رابطه با حوادث آخرالزمان، یک نمونه از این احادیث را ذکر می کنیم: (شگفت این که در این حدیث،  اوضاع  شهرهای  قم  و  کوفه  در آخرالزمان،  به  دقت  بیان شده اند.)

در این حدیث، حضرت امام صادق (ع) گوشه ای از اوضاع آخرالزمان را ترسیم می کنند:

و روی بأسانید عن الصادق (ع) أنه ذكر كوفة و قال:

« ستخلو كوفة من المؤمنین و یأزر عنها العلم كما تأزر الحیة فی جحرها، ثم یظهر العلم ببلدة یقال لها قم، و تصیر معدناً للعلم و الفضل حتى لایبقى فی الارض مستضعف فی الدین حتى المخدرات فی الحجال، و ذلك عند قرب ظهور قائمنا، فیجعل الله قم و أهله قائمین مقام الحجة، و لولا ذلك نساخت الارض بأهلها و لم یبق فی الارض حجة، فیفیض  العلم  منه  إلى  سائر  البلاد  فی  المشرق و المغرب، فیتم حجة الله على الخلق  حتى  لایبقى  أحد  على  الارض  لم یبلغ إلیه الدین و العلم،  ثم  یظهر  القائم  علیه السلام  و  یسیر  سبباً  لنقمة الله و سخطه على العباد، لان الله لاینتقم من العباد إلا بعد إنكارهم حجة. »(309)

و با اسناد بسیار از حضرت امام صادق (ع) نقل شده است که کوفه را یاد کردند و گفتند:

« بزودى شهر كوفه از مؤ منان خالى مى گردد و به گونه ای كه مار در جایگاه خود فرو مى رود ،علم نیز این چنین از كوفه رخت برمى بندد؛  سپس از شهرى بنام قم آشكار مى شود و آن سامان معدن فضل و دانش مى گردد. به نحوی كه در زمین كسى در استضعاف فكرى بسر نمى برد؛ حتى نوعروسان در حجله گاه خویش؛ و این قضایا نزدیك ظهور قائم ما به وقوع مى پیوندد. خداوند سبحان، قم و اهلش را براى رساندن پیام اسلام، قائم مقام حضرت حجت مى گرداند. اگر چنین نشود، زمین اهل خودش را فرو مى برد و در زمین حجتى باقى نمى ماند، دانش از این شهر به شرق و غرب  جهان  منتشر مى گردد،  بدینسان بر مردم  اتمام حجت مى شود و یكى باقى نمى ماند كه دین و دانش به وى نرسیده باشد؛ آنگاه قائم (علیه السلام) ظهور مى كند و ظهور وى باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان مى شود؛ زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى گیرد مگر بعد از آن كه وجود مقدس حضرت حجت را انكار نمایند. »(310)


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هشتم

چهارشنبه 3 آبان 1391   02:40 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

ادامه ی تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی

 19 – استفاده ی  مکرر  از  پیشگویی های  نوستراداموس  علیه  ایران  و  کشورهای اسلامی:

میشل نوستراداموس، پزشکی  یهودی  الاصل  و  اهل  فرانسه  بوده که در قرن 16 میلادی می زیسته است.(266) نوستراداموس در علوم سحر و جادوگری نیز تبحر داشته و بدون هیچ گونه شک و شبهه ای یک کابالیست  بوده است.(267)  در کتاب هایی که توسط وی نگاشته شده و اصطلاحاً پیشگویی های نوستراداموس نامیده می شود، مطالب بسیاری در رابطه با آینده ی جهان و به خصوص وقایع آخرالزمان، بیان شده است. این پیشگویی ها در قالب 10 سانتوری یا 10 (بخش) صدتایی نوشته شده اند که مجموعاً شامل 1000 عدد دوبیتی می شوند. سانتوری های نوستراداموس، مهمترین و معروف ترین بخش از سروده های وی می باشند.


 
میشل نوسترآداموس: پیشگو, کابالیست و پزشک معروف یهودی الاصل فرانسوی.
 

« فریبکارترین پیشگوی تاریخ » شاید لقب برازنده ای برای این پیشگوی حیله گر باشد؛  زیرا  که  وی،  افراد  بسیاری  را  در  سراسر  جهان و در  طول  تاریخ  فریب داده است. شاید شما خوانندگان عزیز، از این توصیف بسیار تعجب کرده  و با آن به شدت مخالف باشید؛ زیرا امروزه در بسیاری از سایت های اسلامی صحبت از پیشگویی های نوستراداموس می شود و حتی گهگاه به پیشگویی های وی استناد می گردد؛ اما قبل از هرگونه اظهار نظر در این رابطه، لطفاً به توضیحات و مستندات زیر توجه فرمایید:

منظور  ما  از « فریبکارترین  پیشگوی  تاریخ »  این  نیست  که  همه ی پیشگویی های نوستراداموس دروغ بوده است؛ بلکه منظور این است که تعداد زیادی از پیشگویی های وی مبهم بوده، تعداد زیادی اشتباه بوده و اندکی نیز شاید درست بوده است که احتمالاً این پیشگویی ها ی درست، بدلی بوده و از منابع دیگری اقتباس شده اند.

در هر حال،  شواهد مهمی وجود دارند که نشان می دهند نوستراداموس و پیشگویی هایش، بخش مهمی از توطئه ی شبکه ی جهانی کابالایی–ماسونی بوده اند. (البته در زمان نوستراداموس، هنوز تشکیلاتی با نام فراماسونری وجود نداشتند، بلکه تشکیلات بسیار مشابهی به شکل انجمن های مخفی و کابالایی وجود داشتند که هم از نظر عقاید و هم از نظر اهداف، کاملاً شبیه تشکیلات امروزی فراماسونری عمل می کردند. در واقع همان طور که در ابتدای مقاله ذکر کردیم، تعالیم الحادی کابالا، پایه و اساس فراماسونری امروز را تشکیل می دهند(268) و می توان کابالا را مادر فراماسونری امروز نامید.)

از جمله شواهد و دلایلی که نشان می دهند پیشگویی های نوستراداموس بخشی از نقشه ی شیطانی  دستگاه  جهانی کابالایی–ماسونی می باشد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هفتم(قسمت دوم)

دوشنبه 24 مهر 1391   02:39 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،


البته اگر بخواهیم آرماگدون را با روایات اسلامی مقایسه کنیم، این نبرد بیشتر شبیه « فتنه ی روم » است، نه «قرقیسیا ». هر چند که آرماگدون با« فتنه ی روم » نیز اختلافات فاحشی دارد و مقایسه ی این دو نبرد که یکی دروغین و تبلیغاتی است (آرماگدون)، و دیگری جنگی واقعی است (فتنه ی روم)، کاری عبث خواهد بود.

« فتنه ی روم » نبردی است که بر طبق روایات، پس از پیمان شکنی روم (آمریکا و متحدانش) با حضرت مهدی (عج) در می گیرد. بدین صورت که رومیان با وساطت حضرت مسیح (ع)، با حضرت مهدی (عج) پیمان صلح می بندند، اما بعد از  2  یا  3  سال  پیمان  خویش  را  می شکنند  و  به  جنگ  با  مسلمانان می پردازند.(240)  این نبرد که از آن با عنوان « فتنه ی روم » یاد می شود، با نبرد دروغین آرماگدون تفاوت های چشمگیری دارد که مهمترین آن ها عبارتند از:

1 – در آرماگدون محل نبرد بنا بر ادعای صهیونیست ها، دشت هرمجدون است، اما در فتنه ی روم، محل نبرد مطابق روایات، منطقه ای بین صور (در لبنان) تا عکا (در فلسطین) می باشد.(241)

2     – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای و عمدتاً بر عهده ی نیروهای زمینی است، اما در فتنه ی روم مطابق روایات، علاوه بر نیروهای زمینی، نیروهای هوایی و دریایی نیز نقش مهمی دارند و حتی نقش نیرو های دریایی دشمن بسیار برجسته است.(242) (این مطلبی است که با شرایط امروزه ی جهان بسیار مطابقت دارد.

3     – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند، اما در فتنه ی روم روایات اسلامی، حضرت عیسی (ع) در ابتدا نقش میانجی صلح را ایفا کرده و پس از پیمان شکنی رومیان نیز به لشکر مسلمانان پیوسته و به عنوان یکی از سرداران حضرت مهدی (عج)، به جنگ با ارتش روم می پردازند.(243)

بنابراین همان طور که ملاحظه کردید، فتنه ی روم روایات اسلامی، شباهت چندانی با جنگ دروغین آرماگدون ندارد

از دیگر جنگ هایی که ممکن است شبیه به نبرد آرماگدون به نظر آید، جنگ حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) با دجال است. جنگ مذکور گر چه به احتمال زیاد در فلسطین روی می دهد، اما تفاوت های اساسی با آرماگدون دارد. بعضی از این تفاوت ها عبارتند از:

1 – بنابر ادعای صهیونیست ها، نبرد آرماگدون یک جنگ هسته ای است؛ اما نبرد حضرت مهدی (عج) و حضرت عیسی (ع) با دجال، لزوماً هسته ای نیست.

2 – بنابر ادعای صهیونیست ها، در نبرد آرماگدون حضرت عیسی (ع) رهبری صهیونیست ها را بر عهده دارند؛ اما در فتنه ی دجال، حضرت عیسی (ع) به عنوان یکی از یاران بزرگ حضرت مهدی (عج) در نبرد با دجال شرکت کرده و حضرت مهدی (عج) آن ملعون را می کشند؛ البته بنابر برخی  روایات،  حضرت عیسی (ع)  به  نیابت  از  حضرت مهدی (عج)  دجال  را می کشند.(244) با توجه به این که در قسمت های قبلی مقاله ذکر کردیم که فراماسونری و خدمتگزار همیشگی اش (صهیونیسم) به احتمال زیاد دجال آخرالزمان هستند، به نظر می رسد که صهیونیست ها و بسیاری از یهودیان،  در سپاه دجال و در لشکر  مقابل  حضرت عیسی (ع)  قرار  داشته باشند، نه در رکاب ایشان. این مطلب، دقیقاً بر خلاف ادعای صهیونیست ها در رابطه با حضرت عیسی (ع) و نقش ایشان در آرماگدون است.

3 – بنا بر ادعای صهیونیست ها، « لشکر شر » در آرماگدون، اهالی کشور های  ایران، روسیه، چین، کوبا و کشورهای عربی می باشند؛(245) اما در روایات اسلامی ما  درباره ی  نبرد  با  دجال  و  سایر  نبردهای  دوران  ظهور حضرت مهدی (عج)، از انسان های  مومن  و  معتقد  به  ولایت  حضرت ولی عصر (عج)، به خصوص اهالی خراسان (ایرانی ها) و سپاهیان یمانی، به عنوان لشکریان  « سپاه خیر »  نام برده شده است.(246)  این مسأله،  کاملاً بر خلاف ادعای صهیونیست ها در رابطه با سپاهیان خیر و شر در آرماگدون است.

بدین ترتیب همان گونه که ملاحظه فرمودید، قضیه ی نبرد حضرت مهدی (عج) و حضرت مسیح (ع) با دجال، شباهت چندانی با نبرد آرماگدون مورد ادعای صهیونیست ها ندارد.
 

با توجه به مطالب گفته شده درمی یابیم که ما مسلمانان، نباید روایات اسلامی را به آرماگدون ارتباط بدهیم؛ زیرا از یک سو نبرد دروغین آرماگدون به هیچ جنگی در روایات اسلامی شباهت ندارد و از سوی دیگر نیز اگر ما آرماگدون را (در حالی که نبرد واقعی نیست) به رسمیت بشناسیم، به نقشه ی شیطانی ماسون ها مشروعیت می بخشیم.   

همان طور که ملاحظه فرمودید، تبلیغ جنگ دروغین آرماگدون، از اهمیت بسیاری برای دستگاه فراماسونری و خدمتگزاران آن (صهیونیست ها) برخوردار است. به همین دلیل، آن ها از طرق مختلف به تبلیغ این جنگ دروغین پرداخته اند که از آن جمله می توان به تأسیس کمپهای نوانجیلی، ساخت بازیهای کامپیوتری آخرالزمانی، فیلم ها و... اشاره کرد. در ادامه ی بحث، ما به چند نمونه از آن ها اشاره می نماییم:

1 – بازی کامپیوتری (Left Behind) که اخیراً وارد بازار شده است، نمونه ای از تلاش های ماسون ها و صهیونیست ها در جهت انجام اهداف آخرالزمانی است.  در این بازی،  شخصی  که در  نقش  قهرمان  داستان،  ایفای نقش می کند، عضو یک گروه نوانجیلی به نام گروه محنت می شود و باید سربازانی  برای  لشکر  حضرت مسیح (ع)  فراهم  کند  و  برای  آرماگدون زمینه سازی نماید.(247) (البته در این بازی، سازمان ملل  که  برای  صلح؟!  تلاش  می کند  و  مانع  فعالیت های  جنگجویان صلیبی  (یاران مسیح) می شود؟!، به عنوان  سازمانی  که  زیر  نظر  دجال فعالیت می کند، معرفی می گردد؛ هر چند که قبلاً اثبات کردیم که سازمان ملل، کاملاً در راستای اهداف فراماسون ها و صهیونیست ها فعالیت می کند و در اصل یک سازمان ماسونی است).

در فیلم تبلیغاتی این بازی، حرکت های شیطنت آمیزی مشاهده می شود. برای مثال در صحنه ای که بازگشت حضرت مسیح (ع) را به زمین نشان می دهد، ساعت شنی که نماد حضرت مسیح (ع) است، در آمریکا و در محل خرابه های برج های دو قلوی تجارت جهانی نیویورک به زمین فرود می آید. در واقع با این کار، سازندگان و حامیان بازی مذکور، خواسته اند تا حادثه ی ساختگی 11 سپتامبر را به عنوان زمینه ساز بازگشت مسیح معرفی کنند و به دنبال  این  مسأله،  مسلمانان  را  که  در  ظاهر  بانیان حادثه ی 11 سپتامبر بودند؟!، به عنوان پیروان دجال معرفی نمایند. ((نعوذبالله) در تبلیغات آن ها، حضرت مهدی (عج) دجال است.)

در صحنه های دیگر فیلم تبلیغاتی این بازی، صحنه هایی از تخریب شهرهای بزرگ آمریکا و اروپا از جمله نیویورک، لندن، پاریس و ... به چشم می خورد. همانگونه که مستحضر هستید، بنابر تبلیغات موذیانه ی کشورهای غربی، بمب گذاری شهر های اروپا از جمله بمب گذاری شهر لندن به دست مسلمانان انجام گرفت.(248)  با توجه به این  مطلب،  به  نظر می رسد که هدف سازندگان این فیلم تبلیغاتی از نشان دادن صحنه های مربوط به تخریب شهرهای اروپا و آمریکا، القای این مطلب بوده است که مسلمانان که همواره؟! در شهرهای اروپا و آمریکا بمب گذاری می کنند؟!، دشمنان کشورهای غربی و پیروان دجال هستند!

با توجه به توضیحات فوق، درمی یابیم که در پس ظاهر جذاب بازی کامپیوتری (Left Behind)، افکار شیطانی نهفته است و هدف از ساخت آن، بدنام ساختن مسلمانان، و توجیه جنگ های آخرالزمانی فراماسونری (به رهبری آمریکا) علیه کشورهای اسلامی می باشد.

برای دانلود فیلم تبلیغاتی این بازی، اینجا کلیک کنید:

 

 

 

2 – کشور ماسونی آمریکا در راستای اجرای اهداف آخرالزمانی، و به منظور تأمین سرباز برای ایجاد حکومت شیطانی، کمپ های نوانجیلی در سراسر این کشور تأسیس کرده است که در این کمپ ها به شست و شوی مغزی کودکان پرداخته و به بهانه ی بازگشت مسیح (ع)، آن ها را ترغیب به شرکت در ارتش آمریکا در دوران جوانی می نمایند. مسئولین این کمپ ها، حتی به جای استفاده از عبارت ارتش آمریکا، از عبارت ارتش خدا (یا ارتش مسیح) استفاده می کنند؛ زیرا به ادعای آنان، ارتش آمریکا ارتشی است که برای بازگشت مسیح (ع) تلاش می کند. در مورد یکی از این کمپ ها که  از  بقیه  فعال تر  است  و  کمپ عیسی  یا  (Jesus Camp)  نام  دارد، فیلم های مستند بسیاری تهیه شده است که بعضی از آن ها در این بخش از مقاله مورد بررسی قرار می گیرند:

1 – در این فیلم که یک فیلم تبلیغاتی برای (Jesus Camp) است، اطلاعات جالبی درباره ی این کمپ به دست می آید: در بخشی از فیلم، کودکانی ملاحظه می گردند که بعضاً با لباس های رزمی به بازی هایی که شبیه تمرینات نظامی هستند، می پردازند تا در آینده بتوانند در ارتش خدا (ارتش آمریکا؟!) قرار بگیرند و بتوانند در آرماگدون از مسیح (ع) حمایت کنند! (در یکی از صحنه های آغازین فیلم، تصویر پرچم آمریکا،  در  کنار  پرچمی  که  اوانجلیکال ها  به  پرچم  ارتش  حضرت مسیح (ع) منسوب می کنند، به چشم می خورد.)

در بخشی از فیلم، کودکی نوانجیلی ملاحظه می گردد که در مقابل دوربین  می گوید: « ما   نسل   کلیدی   هستیم   که   مسیح (ع)   را باز  می گردانیم! »

در قسمت دیگری از فیلم، خانم پاستور بکی فیشر (رییس کمپ) صراحتاً می گوید: « اگر  به  دشمنانمان  توجه  کنیم،  خواهیم  دید  که آن ها توجه خود را بر کودکان متمرکز می کنند. به طوری که در فلسطین و پاکستان، کمپ هایی شبیه کمپ های ما وجود دارند که در آن ها طرز کار کردن با نارنجک دستی و مسلسل را به کودکان (نه جوانان!) یاد می دهند. » (خانم بکی فیشر عمداً کلمه ی کودکان را به کار می برد تا اعمال شیطانی کمپ های اوانجلیکالی را توجیه کند، زیرا همان طور که می دانیم، در اسلام تکلیفی بر کودکان نیست و تنها به کودکان مسلمان، آموزش های بنیادی اعتقادی (مانند نماز و روزه) داده می شود و مسایل مهمی همچون جهاد در برابر ظالمین، در سنین جوانی  که  سنین  تکلیف  است  و  بینش  جوانان  رشد  یافته  است،  به آن ها آموخته می شود. در ضمن جوانان جهادگر مسلمان، به هیچ کشور دیگری حمله نمی کنند، بلکه در مقابل ظلمی که به آن ها در خانه ی خودشان روا داشته می شود، به پا می خیزند.)

در بخش پایانی فیلم، گوینده می گوید: « ما (اوانجلیکال ها) در حدود %25  جمعیت  آمریکا (حدود 80 میلیون نفر)  را  تشکیل  می دهیم  و کمپ های  فراوانی  مانند (Jesus Camp)  در  سراسر  آمریکا  داریم. دامنه ی نفوذ ما به همه جا از جمله کاخ سفید و کنگره نیز کشیده شده است و در انتخابات آمریکا نقش مهمی بازی می کنیم. »

در یک نما از بخش پایانی فیلم، تصویر « Ted Haggard » (کشیش برجسته ی اوانجلیکالی که در سال 2006 به دلیل اثبات همجنس بازی و  مصرف  مواد مخدر،  از  مقام  کشیشی  خلع  شد)،(249)  به  چشم می خورد که به تبلیغ اوانجلیسم و حمایت از کمپ هایی همچون (Jesus Camp) می پردازد! حضور این کشیش فاسد در فیلم های تبلیغاتی (Jesus Camp) و سایر فیلم های تبلیغاتی اوانجلیکال ها، خود شاهد مهمی است که دروغ بودن ادعای مسئولان (Jesus Camp) و سایر موسسات نوانجیلی را درباره ی تعلیم مسایل اخلاقی به کودکان نشان می دهد. 
 

برای دانلود فیلم، اینجا کلیک کنید:(250)


 

 

2 – در این فیلم که مجدداً از فیلم های تبلیغاتی (Jesus Camp) اقتباس شده است، نکات بسیار مهمی به چشم می خورد که بعضی از آن ها به شرح زیرند:

در ابتدای فیلم، خانم پاستور بکی فیشر (رییس کمپ) به شکل ناخواسته پرده از نیت سودجویانه ی کمپ های انجیلی پرده برمی دارد  و عنوان می کند: « اگر به جمعیت جهان دقت کنیم، متوجه می شویم که یک سوم جمعیت جهان را کودکان زیر 15 سال تشکیل می دهند. به همین دلیل اگر ما قصد انجام برنامه ای را داریم، باید بر روی کودکان زیر 15 سال برنامه ریزی کنیم. »

در ادامه خانم پاستور بکی فیشر می گوید: « اگر به دشمنانمان توجه کنیم، خواهیم دید که آن ها توجه خود را بر کودکان متمرکز می کنند. به طوری که در فلسطین و پاکستان، کمپ هایی شبیه کمپ های ما وجود دارند که در آن ها طرز کار کردن با نارنجک دستی و مسلسل را به کودکان (نه جوانان!) یاد می دهند . آن ها (مسلمانان) به کودکان یاد می دهند تا جان خود را برای اسلام  فدا کنند. من هم می خواهم به کودکان یاد بدهم که جان خود را برای انجیل فدا کنند، همان طور که مسلمانان این کار را انجام می دهند؛ اما در هر حال نکته ی مهم اینجا است که حق با ما است (نه مسلمانان)! »

در بخشی از فیلم دیده می شود که مربیان این کمپ، کودکان را به حالت خلسه می برند و از این  کار  برای  جلب  توجه  دیگران  استفاده می کنند. نکته ی بسیار مهمی که در این رابطه باید به آن اشاره کنیم، این است که به فرض این که این کار ها نیز واقعی باشند، دلیل بر حقانیت این گروه ها نیستند. زیرا فرو رفتن در حالت خلسه، دلیل بر استفاده از تعالیم الهی نیست، بلکه شیاطین و جن های کافر نیز توانایی انجام چنین اعمالی را دارند. برای مثال، در احادیثی از معصومین (ع) ذکر شده است که مسلمانان بهتر است از معاشرت با جنیان بپرهیزند، زیرا ممکن است که ناخواسته با جنیان کافر مواجه شده و آنان با انجام اعمال خارق العاده (که جزء ویژگی های ذاتی جنیان است و خداوند به آن ها اعطا کرده است)، انسان ها را فریب داده و خودشان ادعای خدایی کنند و انسان ها را از راه راست منحرف نمایند.(251) مطلب مهم و عجیبی که در مورد (Jesus Camp) وجود دارد، این است که محل این کمپ، در کنار دریاچه ای به نام (دریاچه ی شیاطین) یا (Devils Lake)  قرار  دارد(252)  و  توجه  به  این  نکته  نیز تأمل برانگیز است. 

برای دانلود فیلم، اینجا کلیک کنید:(253)


 

 

3 – سومین فیلمی که در مورد (Jesus Camp) وجود دارد، فیلمی مستند در مورد این کمپ است. این فیلم، واقعیات مهمی را بیان می کند که بعضی از آن ها به قرار زیرند:

در ابتدای فیلم، یکی از مربیان کمپ در حالی که چکشی در دستش گرفته است،  در  جمع  کودکان  و  خانواده هایشان  می گوید:  « امروز می خواهم به شما (کودکان) نشان دهم که می توانید در موقع مناسب، انسان متفاوتی باشید؛ می توانید تهاجمی باشید، می توانید بجنگید. امروز می خواهیم قدرت دولت شیطان (ایران؟!) را بشکنیم؛ آنهایی که قصد دارند به مدارس شما هجوم آورند و مسیح (ع) را از قلبتان بیرون بکشند؟! هنگامی که دولت ما، دولت عراق را نابود کرد، من ایمان آوردم به این که خداوند دارد از طریق دولت ما (آمریکا) با ما حرف می زند؟! حال، می خواهم ببینم که چه کسی می خواهد این فنجان ها را که نماد قدرت دولت شیطان هستند، بشکند؟ چه کسی داوطلب می شود؟»

در ادامه ی فیلم ملاحظه می گردد که که فنجان هایی بر روی میز ها قرار گرفته اند و روی هر کدام از آن ها کلمه ای نوشته شده است. این فنجان ها بنا به ادعای مربی کمپ، نماد قدرت دولت شیطانی (ایران؟!) هستند و کودکان باید برای افزایش شجاعت خود، این لیوان ها را بشکنند. کودکان نیز تک تک می آیند و به نام مسیح (ع) این لیوان ها را می شکنند تا به خیال خود قدرت شیطان را نابود کنند. پس از این مراسم روحانی؟! کودکان تحت تأثیر قرار می گیرند و گریه می کنند!

در  پایان  فیلم،  خانم  پاستور بکی فیشر (رییس کمپ)  به  کودکان می گوید: « این  پیشگویی ها (پیشگویی های مکاشفات یوحنا)  را بگیرید و با آن ها (مسلمانان، به خصوص ایرانیان) بجنگید. »

برای دانلود فیلم، اینجا کلیک کنید.

 


آخرین خبر درباره ی (Jesus Camp) این که کمپ مذکور، در اواخر سال 2006، در دام فیلم های مستند و تبلیغاتی خود افتاد و مجبور به تعطیلی شد؛ بدین ترتیب که به دلیل ترویج خشونت در کودکان و شست و شوی مغزی آنان (که درفیلم های تبلیغاتی و مستند (Jesus Camp) به وضوح ملاحظه می گردد)، این کمپ مورد هجوم افرادی که خط مشی آن را نادرست می دانستند، قرار گرفت و خسارات مالی فراوانی دید. به همین دلیل مسئولان (Jesus Camp) و در رأس آن ها خانم بکی فیشر تصمیم گرفتند تا کمپ را برای مدت چند سال تعطیل کنند.(254) البته لازم به ذکر است که کماکان کمپ های نوانجیلی مشابه (Jesus Camp) در سراسر آمریکا به فعالیت خود ادامه می دهند و تعطیلی (Jesus Camp)، تأثیری بر آن ها نداشته است. 


 

18 – ترویج کتاب ها و فیلم هایی در مدح جادوگری و انتشار آن  در  بین  کودکان  از  جمله (Harry Potter)

 یکی از ترفند های خطرناک دستگاه شیطانی فراماسونری برای اجرای اهدافش، تلاش برای انس دادن انسان ها (به خصوص کودکان) با سحر، جادو و تعالیم شبه کابالایی می باشد. قبل از ارایه ی توضیحات بیشتر در این زمینه، توجه شما را به بحث های مقدماتی زیر جلب می کنیم:

در تمام ادیان الهی، سحر و جادوگری نکوهش شده است و جزء امور ممنوعه می باشد.(255) در دین اسلام نیز احادیث و روایات بی شماری از معصومین (ع) پیرامون ممنوعیت سحر بیان شده است. برای نمونه در این زمینه می توان به حدیث زیر از امام صادق (ع) به نقل از جد بزرگوارشان حضرت علی (ع) اشاره کرد:


« عَنِ الْبَزَّازِ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ (ع) أَنَّ عَلِیّاً (ع) قَالَ:

 

مَنْ تَعَلَّمَ شَیْئاً مِنَ السِّحْرِ قَلِیلًا أَوْ كَثِیراً فَقَدْ كَفَرَ وَ كَانَ آخِرَ عَهْدِهِ بِرَبِّهِ وَ حَدُّهُ أَنْ یُقْتَلَ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ. »(256)


« از بزاز از ابی البختری از جعفر (صادق (ع)) از پدرش (ع) از حضرت علی (ع) نقل شده است که فرمودند:

هر كس چیزی از سحر بیاموزد، زیاد باشد یا كم، كافر شده است و سرانجام كارش  با  خدایش  است؛  و  حدش  این  است  كه  كشته  شود،  مگر  اینكه توبه كند. »


این حدیث خود به روشنی نشان می دهد که جادوگری گناه بسیار بزرگی است و حکم سنگینی دارد.

اما در جهان امروز که ارزش ها دگرگون شده است و همه چیز به صورت وارونه معرفی می گردد، کتاب ها و فیلم های زیادی در مدح و ستایش جادوگری نوشته  و  ساخته  می شود.  متأسفانه  مخاطب  بسیاری  از  این  کتاب ها  و فیلم ها، کودکان هستند.


بدین ترتیب بسیاری از کودکان از دوران خردسالی با سحر و  جادوگری  آشنا می شوند و با توجه به این که در آنان رشد شناختی کامل نیست، بسیاری از آن ها آرزو می کنند که ای کاش  به جای قهرمان  کتاب ها  و  فیلم ها  بودند  و می توانستند هر چیز که می خواستند برای خود مهیا کنند.

متاسفانه امروزه بازار بسیاری از این کتاب ها و فیلم ها بسیار داغ است و بعضی از آن ها در زمره ی پرفروش ترین کتاب های تاریخ قرار دارند. از جمله ی این کتاب ها و فیلم ها می توان به (علی بابا و چهل دزد بغداد)، (علاءالدین و چراغ جادو)، (Harry Potter) و (Shrek) اشاره کرد. در بین کتاب ها و فیلم های مذکور، (Harry Potter) هم از نظر میزان فروش و هم از نظر میزان تأثیر، موقعیت ویژه ای دارد.

 
 
داستان های (Harry Potter) که در زمره پرفروش ترین کتاب های تاریخ قرار گرفتند
 

 

داستان های (Harry Potter) در زمره ی پرفروش ترین کتاب های تاریخ قرار گرفته و از آن انیمیشن ها و فیلم های زیادی ساخته شده است؛ شهرت این مجموعه داستان ها به حدی است که کتاب ها و فیلم های (Harry Potter) از نظر  درآمدزایی  نیز  در  بین  درآمدزاترین  کتب  و  فیلم های  تاریخ،  جای گرفته اند.(257)

در این بین،  شواهد  مهمی  وجود  دارند  که  نشان  می دهند  داستان های (Harry Potter) واضحاً در جهت اهداف شیطانی فراماسون ها و صهیونیست ها تولید شده اند. از جمله ی این شواهد، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1 – تعالیم جادوگری (Witchcraft) که (Harry Potter) به کرات  از  آن ها  بهره می برد، قرابت بسیار زیادی با تعالیم شیطان پرستی و همین طور کابالا دارد. به طوری که علایم و وسایل و عباراتی که در (Witchcraft) به کار برده می شوند، عمدتاً همان علایمی هستند که در کابالا و شیطان پرستی به کار می روند. از جمله ی این علایم می توان به علامت های الحادی چون ستاره ی شش گوش، (Baphomet) و ... اشاره کرد که در شیطان پرستی، تعالیم کابالا (و تعالیم فراماسونری که برگرفته از تعالیم کابالا است)، و نیز تعالیم (Witchcraft) به خصوص (Black Witches = جادوگران شیطانی) مشترک  است.(258)   بدین ترتیب  می توان  چنین  دریافت  که  فیلمی  که از  جادوگری (Witchcraft)  حمایت  می کند،  از  تعالیم  مشابه  مانند شیطان پرستی و ... نیز حمایت می کند.

2 – الهه ی جادوگری (Witchcraft) و خدای جادوگران، (Baphomet) است.(259) این الهه (که حتماً در قسمت های قبلی مقاله با آن آشنا شده اید)، برای شیطان پرستان، کابالیست ها و فراماسون ها نیز مقدس بوده و نماد شیطان می باشد. بنابراین گروه های جادوگری (Witchcraft) نیز،  به مانند شیطان پرستان،   کابالیست ها   و   فراماسون ها،  شیطان   ر ا  تقدیس می کنند.(260) با این اوصاف می توان گفت که فیلم (Harry Potter) نیز که به ترویج جادوگری می پردازد، عقاید شیطان پرستی و فراماسونری را به صورت  غیر مستقیم  ترویج  می نماید؛  چرا  که  این  گروه ها  نیز  همانند گروه های جادوگری، به (Baphomet) اعتقاد دارند.

 
 

 همان طور که ملاحظه می فرمایید, (Baphomet) خدای جادوگران نیز می باشد. قبلا اشاره کردیم که شیطان پرستان, کابالیست ها و ماسون ها نیز  (Baphomet) را تقدیس می کنند. 

 

3 – تعالیم  جادوگری (Witchcraft)  چه  از  نوع  خوب (White)  و  چه  از نوع بد (Black)، همگی برپایه ی تفکرات الحادی و جاهلی (Paganism) شکل گرفته اند(261) و پذیرفتن این تعالیم، مستلزم نفی مذهب است. بنابراین کودکانی که در کودکی به جای آموختن کتب الهی و تعالیم مذهبی، فنون و تعالیم الحادی را در داستان ها می آموزند، زمینه ی مستعدتری برای پذیرش کفر و الحاد در دوران بزرگسالی خواهند داشت.

بدین ترتیب همان طور که ذکر شد، گروه های جادوگری (Witchcraft)، هم شیطان پرستی (Satanism) و هم تعالیم جاهلی و الحادی (Paganism) را ترویج می کنند.

4 – تعالیم  الحادی  کابالا  که  سرمنشأ  تفکر فراماسونری است،(262)  شباهت بسیار  زیادی  با  جادوگری (Witchcraft) دارد؛(263)  بنابراین  هنگامی  که  از طریق  داستان هایی  مانند (Harry Potter)،  جادوگری (Witchcraft)  ترویج می شود، عملاً تعالیم ماسونی کابالا نیز رواج می یابد و بدین ترتیب ذهن کودکان  برای  پذیرش  تعالیم  فراماسونری  در  دوران  بزرگسالی،  آماده تر می گردد.

 
 
شباهت فراوانی بین جادوگری (Witchcraft) و تعالیم ماسونی کابالا (Kabbalah) وجود دارد
 


5 – در داستان های (Harry Potter)، از نماد های فراوانی استفاده شده است که بسیاری از آن ها در گروه های مخفی، ماسونی و صهیونیستی نیز استفاده می شوند. برای مثال، سنگ فیلسوفان (Philosopher's Stone) که نام یکی از داستان های (Harry Potter) است،(264)  دارای مفاهیم  کابالایی  و  ماسونی  است؛  زیرا  نماد  سنگ  فیلسوفان،  ستاره ی شش گوش (Hexagram) می باشد(265) که قبلاً پیرامون مفاهیم الحادی و ماسونی آن مفصلاً بحث کردیم. از سوی دیگر، لباس های سیاه رنگ (Harry Potter) و دوستانش نیز کاملاً مشابه لباس های افرادی است که در گروه های مخفی  و  ماسونی  مانند (Skull & Bones) و ...  فعالیت  می کنند.  این مثال ها، بخشی از حرکت های مخفیانه و شیطانی است که در جهت زیبا جلوه دادن نماد های مخفی و ماسونی در داستان های (Harry Potter) صورت می گیرد.

 
 
(Harry Potter) و سنگ فیلسوفان. (نام یکی از داستان های (Harry Potter)). توجه کنید که نماد سنگ فیلسوفان, Hexagram است که یک نماد کاملا الحادی و ماسونی است.


بدین ترتیب همان طور که ملاحظه فرمودید، گسترش کتاب ها و داستان هایی همچون  (Harry Potter)  نیز  تحت  نفوذ  تشکیلات  جهانی  فراماسونی انجام شده است و هدف از آن، تهاجم به ذهن پاک کودکان و جذب کردن آنان به سمت تعالیم الحادی، شیطانی و ماسونی در آینده می باشد؛ وگرنه یک نویسنده ی   آماتور و   یک   داستان   بی محتوا   و   ضعیف،   به   هیچ   عنوان نمی توانستند به چنین شهرت جهانی دست یابند.
 

بنابراین چه خوب است که فرزندان و کودکانمان را با داستان های ناب و اصیل ایرانی و اسلامی بپرورانیم و ذهن آنان را از کودکی، در جهت تعالیم الهی سازمان دهیم. یقیناً این کار می تواند سلامت روحی کودکان امروز و جوانان فردای جوامع اسلامی را تأمین نماید و آنان را در ساختن آینده ای روشن برای دنیای اسلام، آماده کند.


کاری از خادم الامام-وعده صادق


نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش هفتم(قسمت نخست)

دوشنبه 17 مهر 1391   02:38 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

 

به نام خدا
       


 
 
تمهیدات فراماسونری برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی


در قسمت های قبلی مقاله، تا حدود زیادی با ماهیت پلید فراماسونری و خصوصیات شیطانی این دجال احتمالی آخرالزمان، آشنا شدیم. در این قسمت مقاله به تمهیداتی که این تشکیلات پلید، برای تشکیل حکومت جهانی شیطانی از آن ها بهره جسته است، اشاره می نماییم.

تمهیداتی که فراماسونری برای رسیدن به اهداف خود مورد استفاده قرار داده است، عبارتند از:

1 – تلاش برای بدست گیری قدرت سیاسی همه ی کشورهای جهان.
 
امروزه سران قدرتمند در اکثر کشورها، یا بخشی از تشکیلات فراماسونری هستند و یا تحت تأثیر کشور های ماسونی قرار دارند. این مطلب در مورد کشورهای خاورمیانه مانند ترکیه، عراق، عربستان و ... نیز صدق می کند. برای مثال در ترکیه لژها و مجلات ماسونی همچون « معمار سینان » علناً فعالیت می کنند(209) و بسیاری از سیاستمداران این کشور نیز ماسون می باشند.(210) همچنین در ماه May سال 2007 (سال جاری) فراماسونرهای عراقی جشن تأسیس اولین لژ خود را برگزار کردند.(211) کشورهایی مثل عربستان نیز که لژ ندارند، عملاً تحت سیطره ی کشورهای ماسونی مانند آمریکا و اسراییل قرار دارند. به جرأت می توان گفت که تنها کشوری که در مقابل تشکیلات شیطانی فراماسونری ایستادگی کرده و به عنوان بزرگترین دشمن فراماسونری به شمار می رود، ایران اسلامی است. لازم به ذکر است که در کنار ایران، مجاهدان حماسه ساز لبنانی و فلسطینی نیز قرار دارند، اما حکومت کشورهای مذکور در دست مجاهدان نیست.  البته  در  ایران  زمان پهلوی،  تعداد زیادی از نخست وزیران،  فراماسون بوده اند. مانند: امیر عباس هویدا که بییشترین مدت نخست وزیری را داشته و شریف امامی که استاد اعظم فراماسونری بوده است.(212) ارتباط محمد رضا پهلوی نیز با فراماسونری بسیار زیاد بوده است.(213) بحمدالله با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، کشور اسلامی ما از لوٍث وجود این تشکیلات شیطانی پاک شده است.

2 – ایجاد دو کشور قدرتمند آمریکا و اسراییل به عنوان دو بازوی سیاسی و نظامی مهم که قبلاً مفصلاً به آن ها اشاره کردیم.

3 – ایجاد سازمان ملل متحد به عنوان یک دستگاه ماسونی.

در بخش های قبلی این مقاله ذکر کردیم که سازمان ملل متحد با فریب افکار عمومی و در قالب شعار ایجاد صلح و ثبات در جهان، فعالیتهای خود را در جهت منافع فراماسونری انجام می دهد. در مورد ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری، شواهد بسیار زیاد و محکمی وجود دارد که ما به بخشی از آن ها اشاره کردیم. علاوه بر شواهد مذکور، اگر به جهت گیری های سازمان ملل متحد و شورای امنیت این سازمان در طی سال های قبل توجه کنیم، به حرکت های موذیانه ی  سازمان ملل متحد  در  جهت اجرای  اهداف  ماسونی  پی می بریم. حرکت های موذیانه ی سازمان ملل متحد به نحوی است که حق مسلم ایران را برای رسیدن به فناوری صلح آمیز هسته ای کتمان می کند، اما حتی کوچکترین تنبیهی برای آمریکا و اسراییل به دلیل داشتن سلاح های هسته ای در نظر نمی گیرد؛ این مثال و مثال های دیگری از جمله عملکرد ضعیف شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال تهاجم اسراییل به فلسطین اشغالی و لبنان و نیز صدها نمونه ی دیگر از این قبیل، نشان می دهد که سازمان ملل متحد  نیز  بخشی  از  تشکیلات  شیطانی  فراماسونری  بوده  و بازیچه ی سردمداران این تشکیلات می باشد.


4 – تلاش برای انتشار شعار New world order  یا (نظم نوین جهانی).

این شعار که در مهر ماسونی آمریکا نیز درج شده است و یکی از قدیمی ترین مشهورترین شعارهای فراماسونری است،  اخیراً توسط جرج بوش پسر و قبلاً توسط پدر او بارها و بارها عنوان شده(214) و سازمان ملل متحد نیز این شعار را سر لوحه ی خود قرار داده است. فرمان دنیای جدید یا نظم نوین جهانی، فرمان یا نظمی است که ماسون ها قصد دارند آن را با ایجاد یک امپراطوری جهانی شیطانی، پیاده کنند. از نظر ماسون ها این فرمان نهایتاً توسط منجی شیطانی آن ها (Antichrist) که شخصی قدرتمند از بین خود ماسون ها است، اجرا خواهد شد.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

توضیحات مقالات فراماسونری

شنبه 8 مهر 1391   02:59 ب.ظ


نوع مطلب : مقدمه ، فراماسونری ،

بسمه تعالی

ضمن تشکر از کلیه بازدیدکنندگان عزیر به استحضار میرساند کلیه مطالبی که با عنوان "فراماسونری دجال آخرالزمان" در قسمتهای متعدد از طریق وبلاگ نواندیشان فردا منتشر گردید برگرفته از وب سایت وعده صادق و حاصل زحمت این عزیزان بوده است و به منظور اطلاع رسانی در راستای جنگ نرم از طریق وبلاگ نواندیشان فردا منتشر شده است. لذا کلیه حقوق این مطالب متعلق به مجموعه ی فوق میباشد.

با تشکر


نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش ششم(ادامه پست های قبلی)

شنبه 8 مهر 1391   02:26 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است.


6 – دجال از مادری یهودی زاده می شود.

در روایات ذکر شده در مورد دجال، بیان شده است که وی از مادری یهودی زاده شده و اصلیتی یهودی دارد.(172)  این مطلب نیز انطباق دجال را بر  فراماسونری نشان می دهد.

همان گونه که در ابتدای مقاله اشاره کردیم، شالوده ی فراماسونری بر پایه ی تعالیم  یهودی  کابالا بنا نهاده شده است و قوم بنی اسراییل، اولین قومی بودند که تعالیم کابالا را گسترش دادند. در واقع می توان گفت که رابطه ی یهود و فراماسونری، همیشگی بوده است.

بدین ترتیب می توان گفت که این توصیف ذکر شده در روایات درباره ی دجال،  مطابقت زیادی با خصوصیات فراماسونری دارد.

 

7 – زنا زادگان،  شراب خواران،  آواز خوانان،  شیطان ها  و  یهودیها  از  پیروان  دجال هستند.(173)

به نظر نمی رسد که این مطلب نیاز به توضیح داشته باشد! زیرا که در قسمت های مختلف مقاله به این مطلب اشاره شده است که فراماسونری، مهمترین و قویترین حامی گروه های شیطان پرست، فاسد و ... و قویترین پشتیبان یهودیان صهیونیست است. گروه های مذکور نیز متقابلاً از فراماسونری حمایت کرده و سربازان خط مقدم آن به شمار می روند. از این مسأله نتیجه می شود که توصیف فوق درباره ی دجال، با ویژگی های فراماسونری مطابقت دارد.


8 – خورشید با او سیر می کند.

حضرت علی (ع)  در  پاسخ  به  سوال  یکی   از  یارانشان  درباره ی  دجال، می فرمایند:

« ... و تسیر معه الشمس ... »(174)

« ... و خورشید با او سیر می کند ... »

همان گونه که از متن حدیث پیداست، این روایت نمی تواند بر یک انسان یا موجود زنده دلالت کند. زیرا از یک سو موجود زنده ای وجود ندارد که بتواند همواره و بدون خستگی با خورشید سیر کند. از سوی دیگر،  کسی که دایماً در حال سیر با خورشید است، نمی تواند به فریبکاری مردم بپردازد و اعمال خود را انجام دهد. (همچون دجال)

چنین تعبیری، احتمالاً برای بیان وسعت عملکرد دجال به کار رفته است و منظور از آن، این است که دجال در تمام نقاط دنیا فعالیت می کند. برای فهم بهتر این مطلب، به یک ضرب المثل معروف انگلیسی توجه فرمایید:

« در امپراطوری بریتانیا، خورشید هیچ گاه غروب نمی کند. »(175)

مفهوم این ضرب المثل این است که امپراطوری بریتانیا به قدری وسیع است که اگر در انگلستان (مرکز بریتانیا) خورشید غروب کند، در یکی از  مستعمره هایش  خورشید طلوع خواهد کرد!

امروزه نیز آمریکا و انگلیس (کشور های ماسونی) دراکثر نقاط دنیا یا مستعمره دارند و یا پایگاه نظامی احداث کرده اند. با این اوصاف تلویحاً خورشید در آن ها غروب نمی کند! پس می توان گفت که این کشور ها همواره با خورشید سیر می کنند و خورشید را همیشه خواهند دید.

با توجه به مطالب فوق، می توان گفت که توصیفات ذکر شده در روایت مذکور درباره ی دجال، مطابقت زیادی با اوصاف فراماسونری دارد.


9 – ادعای نبوت و در آخر ادعای خدایی می کند.

در احادیث اسلامی و روایات پیرامون دجال چنین آمده است که وی ادعای نبوت و پیامبری می نماید؛ علاوه بر این در روایات ذکر شده است که دجال حتی پا را از این گستاخی فراتر می گذارد و (نعوذ بالله) ادعای خدایی نیز می نماید.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

«فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش پنجم» (بخش دوم-ادامه پست های قبلی)

پنجشنبه 12 مرداد 1391   12:14 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

شباهت فراماسونری و دجال در روایات اسلامی


در روایات اسلامی، احادیث فراوانی در مورد دجال و خر دجال گفته شده است و معصومین (ع)، فتنه ای که توسط دجال برپا می شود را سخت ترین فتنه ی تاریخ دانسته اند.(146) معصومین (ع) همواره درباره ی دجال به مسلمانان هشدار داده اند و مسلمین را از فریب خوردن توسط دجال برحذر داشته اند. در روایات ذکر شده است که دجالان زیادی در طول تاریخ خواهند آمد،(147) اما دجال آخرالزمان از همه خطرناک تر خواهد بود. توصیفاتی که در روایات پیرامون دجال و خر دجال آمده اند، مربوط به همین دجال آخرالزمان می باشد. با این اوصاف، لزوم شناخت دقیق این موجود خبیث بر هیچ کس پوشیده نیست، زیرا که در صورت عدم شناخت دجال، انسان ها ممکن است فریب خورده و دجال را یاری کنند و بدین ترتیب شقاوت ابدی را برای خود بخرند.

معصومین (ع) برای این که مومنین را از چنگال دجال رهایی بخشند، نشانه ها و توصیفات دجال را در روایات فراوانی ذکر کرده اند تا مومنین با مطالعه ی این توصیفات، بتوانند دجال را بشناسند و از افتادن در دام دجال برهند. نکته ی مهمی که در روایات دجال حایز اهمیت است، این است که روایات پیرامون دجال، بسیار گسترده و گوناگون بوده و بسیاری از آن ها از نظر سندی یا محتوایی مخدوش می باشند؛ اما در هر حال روایات مستند فراوانی نیز وجود دارند که می توانند راهگشای مسلمانان باشند.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

«فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش پنجم» (بخش نخست)

سه شنبه 3 مرداد 1391   11:00 ب.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

فراماسونری طیف Shriner


فراماسونری برای نفوذ در اسلام به طرق مختلفی اقدام کرد، ولی به خواست خدا نتوانست خللی در اسلام وارد کند. یکی از گروه های فراماسونری که جهت نفوذ در اسلام شکل گرفته است، فراماسونری طیف Shriner در آمریکا می باشد. این طیف که نام دیگر آن «Ancient Arabic Order of the Nobles of the Mystic Shrine » یا « آیین عربی باستانی نجیب زادگان معبد سری » می باشد و به اختصار (A.A.O.N.M.S) نامیده می شود،(129) در جهت احیای آیین های الحادی و بت پرستی اعراب جاهلی تأسیس شده است. اعضای گروه ماسونی Shriner قبل از عضویت در این گروه، می بایست در گروه های دیگر ماسونی شرکت کرده و مدارج بالای ماسونی را کسب نمایند؛ به طوری که تنها ماسون های درجه ی 32 به بالا می توانند وارد طیف Shriner شوند. (از این مطلب می توان نتیجه گرفت که ماسون های طیف Shriner، علاوه بر اعتقاد به قوانین این طیف، به قوانین سایر گروه های ماسونی نیز پایبندند.).


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

فراماسونری: دجال آخرالزمان-بخش چهارم (قسمت سوم)

شنبه 3 تیر 1391   12:02 ق.ظ


نوع مطلب : فراماسونری ،

شواهد ارتباط بهائیت با فراماسونری


فرقه ی  منحرف بهاییت، یکی از فرقه های منحرف است که با حمایت دولت های ماسونی (به ویژه بریتانیا) و با هدف تخریب دین مبین اسلام پا به عرصه ی وجود نهاده است. این فرقه ی خطرناک، با تمام وجود سعی در تخریب اسلام داشته، اما به لطف خدا توطئه های آن عمدتاً ناکام مانده است.


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : نواندیش

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic